رخداد غدير در ذىحجه سال دهم هجرى، تنها يك حادثه تاريخى نيست؛
غدير، تنها نام يك سرزمين نيست، يك تفكر است؛
نشانهاى است از تداوم خط نبوت؛
چشمهاى است كه تا پايان هستى مىجوشد؛
غدير، روز اكمال دين، اتمام نعمت و موجب خشنودى خداست؛
روز بزرگ، روز گشايش و روز تكامل است؛
غدير، نه تاريخ است، نه جغرافيا و نه روايت، بلكه ولايت است؛
پيشوند غدير، رسالت است و پسوند آن، ولايت و امامت.
پيام تبريك
غدير، سرچشمه هميشهجوشان ولايت است كه از سينه تفتيده «خم» به جام محبت دوستداران پيامبر و خاندانش جارى است. غدير، شايسته هر ثناست كه وحى از او پيراست و محمد بدو آراست و اسلام از او برخاست. غدير، تفسير بدر و احد و شأن نزول صفين و نهروان است. بدر، عدالت مىخواست؛ احد، شجاعت آرزو مىكرد؛ خيبر تماشاى صداقت را تمنا داشت و غدير، آمين آن همه ثنا و دعا بود. غدير، روز انسان است. غدير، تداوم رسالت محمد صلىاللهعليهوآله در ولايت على عليهالسلام است. غدير، عيد پيمان و ميثاق و عهد است. غدير، عيد عدالت و رهبرى است. عيد امامت و ولايت بر عاشقان مبارك باد.
كوثرى از مِىِ غدير
پيامبر در سال دهم هجرت حج گزارد و به سوى مدينه بازگشت. در روز هجدهم ذىحجه كه قافلههاى بسيارى پيش از پيامبر حركت مىكردند و عدهاى از پسِ حضرت مىآمدند، پيامبر به سرزمين غدير خم رسيد. او به فرمان الهى دستور داد سواران و پيادگان توقف كنند، آنان كه رفتهاند، بازآيند و آنان كه نيامدهاند، برسند. سپس بر انبوهى از جهاز شتران فراز رفت و خداى را سپاس گفت و از اينكه به زودى از ميان آنان خواهد رفت، خبر داد. سپس از آنان خواست درباره چگونگى ابلاغ رسالت وى گواهى دهند. مردمان فرياد برآوردند: شهادت مىدهيم كه تو پيام حق را ابلاغ كردى، نصيحت كردى و جهاد نمودى. خداوند تو را پاداش نيكو دهد.
آنگاه از جايگاه والاى خود در ميان امت سخن گفت و از آنان بر اولويت خود گواه خواست و پس از شنيدن پاسخهاى يكصدا و بلند، دست على عليهالسلام را گرفت و با شكوهى شگرف و فريادى رسا فرمود: «من كنت مولا فعلى مولاه.» سه بار اين جمله را تكرار و بر ياوران و پذيرندگان ولايت او دعا كرد.
ويژگىهاى على عليهالسلام از ديدگاه رسول خدا صلىاللهعليهوآله
حضرت محمد صلىاللهعليهوآله بارها با اشاره به موقعيت معنوى امام على عليهالسلام ، بر فضيلتهاى آن حضرت و وصى بودن ايشان تأكيد ورزيده است. آن حضرت در گفتارى به دخترش، فاطمه عليهاالسلام مىفرمايد: «اى فاطمه! آيا خشنود نيستى من تو را به همسرى كسى درآوردم كه اسلامش پيشتر از ديگران و دانشش بيشتر از همگان است؟ به راستى، خداى تعالى به اهل زمين توجه فرمود و از ميان ايشان، پدرت را برگزيد و او را پيامبر قرار داد. بعد دوباره به آنها توجه فرمود و از ايشان شوهرت را برگزيد و او را وصى قرار داد.» سپس رسول خدا صلىاللهعليهوآله فرمود: «اى فاطمه! به راستى براى على فضيلتهايى است كه هيچكس آن را ندارد: تو كه بانوى زنان بهشتى، همسر او هستى. دو نتيجه و زاده رحمت، حسن عليهالسلام و حسين عليهالسلام كه فرزندزادگان من هستند، فرزندان او هستند. برادرش، جعفر بن ابىطالب كسى است كه با دو بال در بهشت آراسته گرديده است و با فرشتگان هر كجا خواهد، پرواز مىكند. علم اولين و آخرين نزد اوست. او نخستين كسى است كه به من ايمان آورد. او آخرين كسى است كه هنگام مرگ با من ديدن مىكند. او وصى من و وارث همه اوصياست».
غدير در قرآن
آيهاى كه پيش از اعلام رسمى ولايت امير مؤمنان على عليهالسلام نازل شد، از يكسو، بيانگر اهميت فوقالعاده غدير و از سوى ديگر، نشاندهنده نگرانىهاى رسول خدا صلىاللهعليهوآله در اين باره است: «اى پيامبر! آنچه را از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملاً [به مردم] برسان و اگر [اين كار را[ نكنى، رسالت او را انجام ندادهاى. خداوند تو را از [خطرهاى احتمالى [مردم نگه مىدارد و خداوند جمعيت كافران را هدايت نمىكند.» قرآن كريم، آشكارا اعلام نشدن ولايت على عليهالسلام را با ناتمام ماندن رسالت الهى برابر مىداند و در مقابل نگرانىهايى كه رسول خدا صلىاللهعليهوآله داشت، وعده حفظ و حراست به ايشان داده مىشود.
آيهاى كه پس از اعلام ولايت امام على عليهالسلام در غدير نازل شد، موجى از شادى را در دلهاى مؤمنان پديد آورد و آرامش و اطمينان خاطر به آنان بخشيد: «امروز كافران از [زوال] دين شما نااميد شدند. بنابراين، از آنها نترسيد و از من بترسيد. امروز دين شما را كامل و نعمتها را بر شما تمام كردم و اسلام را به عنوان آيين [جاودان] شما پذيرفتم».
غدير در كلام معصومان عليهمالسلام
پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله
شيخ صدوق در كتاب امالى، روايتى از امام باقر عليهالسلام و آن حضرت از پدران پاكش نقل مىكند كه روزى رسول اكرم صلىاللهعليهوآله رو به امير مؤمنان على عليهالسلام كرد و فرمود: «اى على! خداوند آيه شريفه يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ را درباره ولايت تو بر من نازل كرد، تا آن را تبليغ كنم. به يقين، كسى كه خدا را بدون ولايت تو ملاقات كند، عملش باطل است».
حضرت فاطمه عليهاالسلام
از فاطمه زهرا عليهاالسلام پرسيدند كه آيا رسول خدا صلىاللهعليهوآله پيش از رحلتش درباره امامت امير مؤمنان على عليهالسلام چيزى فرمود؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: «عجبا! آيا روز غديرخم را فراموش كردهايد؟»
امام حسن عليهالسلام
امام حسن عليهالسلام فرمود: امت مسلمان از پيامبر شنيدند كه درباره پدرم فرمود: او براى من همچون هارون براى موسى عليهالسلام است. همچنين ديدند كه رسول خدا صلىاللهعليهوآله او را در غديرخم به عنوان امام نصب كرد.
امام حسين عليهالسلام
امام حسين عليهالسلام پيش از مرگ معاويه، خانه خدا را زيارت كرد. سپس بنىهاشم را گرد آورد و فرمود: آيا مىدانيد پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله ، على عليهالسلام را در روز غديرخم به جانشينى خود برگزيد؟ همگى گفتند: بله.
امام زين العابدين عليهالسلام
ابن اسحاق، تاريخنگار معروف مىگويد: به على بن حسين عليهالسلام گفتم: «من كنتُ مولاه فعلىٌ مولاه» يعنى چه؟ حضرت فرمود: پيامبر خدا به مردمان خبر داد كه امام بعد از خودش، امير مؤمنان على عليهالسلام است.
امام محمدباقر عليهالسلام
اَبان بن تَغلب مىگويد: از امام باقر عليهالسلام درباره اين سخن رسول خدا صلىاللهعليهوآله «من كنتُ مولاه فعلىٌ مولاه» پرسيدم. آن حضرت در پاسخ پيامبر فرمود: به مردمان گفت كه امير مؤمنان على عليهالسلام در ميان مردم، جاىگزين من خواهد بود.
امام صادق عليهالسلام
در دوران زندگى امام صادق عليهالسلام بر اثر جوّ مناسبى كه براى نشر معارف اهل بيت عليهمالسلام پيش آمد، حديث غدير بيش از همه دورهها مطرح شده است. آن حضرت درباره روز غدير مىفرمايد: «رسول خدا صلىاللهعليهوآله در غدير خم براى امير مؤمنان على عليهالسلام پيمان گرفت و مردم به ولايت او اقرار كردند. خوشا به حال آنان كه بر ولايت او ثابتقدم ماندند و واى بر كسانى كه آن پيمان را شكستند».
امام كاظم عليهالسلام
در روزهايى كه امام كاظم عليهالسلام در زندان بود، روزى هارون، خليفه عباسى ايشان را احضار كرد و درباره ولايت اهل بيت عليهمالسلام بر مردم پرسيد. حضرت فرمود: ما مىگوييم ولايت همه خلايق با ماست. دليل ما، سخن پيامبر در غدير خم است كه فرمود: «من كنتُ مولاه فعلىٌ مولاه».
امام حسن عسكرى عليهالسلام
حسن بن ظريف مىگويد: به امام عسكرى عليهالسلام نامه نوشتم و پرسيدم معناى سخن پيامبر درباره امير مؤمنان على عليهالسلام چيست كه فرمود: «من كنتُ مولاه فهذا علىٌ مولاه.» حضرت فرمود: مقصود حضرت آن بود كه او را نشانهاى قرار دهد كه هنگام اختلاف، حزب خداوند با آن شناخته شوند.
پاسداشت غدير؛ سنت نبوى
جوامع بشرى نيازمند يادآورى و حضور هميشگى هويتهاى فرهنگى و اصالتهاى معنوى است. زنده نگه داشتن شعاير الهى، رسالتى است كه مرزبانان عقيده و ايمان، از جمله رسول اكرم صلىاللهعليهوآله بر آن تأكيد داشتهاند. از پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله نقل شده است كه فرمود: «به من تبريك بگوييد؛ زيرا خداوند مرا به پيامبرى و اهلبيتم را به امامت ممتاز ساخته است».
در روايت ديگرى پس از ذكر حديث غدير آمده است: «سپس رسول گرامى در خيمه مخصوص خويش نشست و به امير مؤمنان على عليهالسلام دستور داد در خيمه ديگرى بنشيند و به مردم امر فرمود به حضور على عليهالسلام برسند و به او تبريك بگويند.» اينك و در عصر ما، شناختن مرزهاى بلند غدير، بازگويى اين شكوه و جشن و سرور اين عيد بزرگ، در راستاى آن پاسداشت است.
آداب غدير
در تاريخ اسلام، غدير و امامت همان اندازه اهميت دارد كه روز مبعث؛ زيرا غدير، امامت را به وجود آورد و ادامه رسالت بود. حاج ميرزا جواد ملكى تبريزى در اينباره مىنويسد: «روز غدير نسبت به مبعث، به منزله باطن از ظاهر و به منزله روح از انسان است؛ زيرا هر چه در مبعث از خير و سعادت وجود دارد، مشروط به ولايت امير مؤمنان و امامان است».
به دليل اهميت عيد غدير به عنوان بزرگترين و مهمترين اعياد اسلامى است كه آداب بىشمارى براى آن بيان شده است. فراوانى آداب و اعمال اين روز، با اعمال هيچ روزى قابل مقايسه نيست و در اين آداب و اعمال، همه گروهها مورد خطاب قرار گرفتهاند. از جمله آداب عبادى اين روز به نماز شب و روز غدير، نماز مسجد غدير، روزه، ياد خدا و پيامبر، زيارت امير مؤمنان على عليهالسلام و غسل مىتوان اشاره كرد.
همچنين جشن و عيد گرفتن، تبريك و تهنيت به پيامبر، امير مؤمنان و يكديگر، ديد و بازديد، صدقه دادن، ديدار با رهبرى و بيعت و اتحاد و اجتماع، از جمله آداب اجتماعى و سياسىِ سفارش شده در اين روز است.
تبريك و تهنيت غدير
سنت ديرينه در غدير، تبريك خاص آن است كه مفاهيم والاى اين روز را بازتاب مىدهد. امام صادق عليهالسلام فرمود: «هرگاه در اين روز، برادر مؤمن خود را ملاقات كردى، بگو: شكر خداى كه ما را به اين روز گرامى داشته و از مؤمنان و وفاداران به پيمانى قرار داده است كه با ما بسته و ما را از منكران و تكذيبكنندگان روز قيامت قرار نداده است».
امام رضا عليهالسلام نيز فرمود: «در اين روز به يكديگر تبريك و تهنيت بگوييد و هرگاه برادر مؤمن خود را ملاقات كرديد، بگوييد: سپاس خدايى را كه ما را از تمسك كنندگان به ولايت امير مؤمنان على عليهالسلام قرار داده است».
شكوه غدير در شعر و ادب پارسى
فردوسى
حماسهسراى بزرگ ايران، حكيم ابوالقاسم فردوسى مىگويد:
چه گفت آن خداوند تنزيل و وحى خداوند امر و خداوند نهى
كه من شهر علمم، علىيم در است درست اين سخن گفتِ پيغمبر است
گواهى دهم اين سخن راز اوست تو گويى دو گوشم به آواز اوست
اگر چشم دارى به ديگرسراى به نزد نبى و وصى گير جاى
منم بنده اهلبيت نبى ستاينده خاك پاى وصى
خود آن روز نامم به گيتى مباد كه من نام حيدر نيارم به ياد
بر اين زادم و هم بر اين بگذرم يقين دان كه خاك پىِ حيدرم
حكيم توس در اين ابيات هرگاه از امام على عليهالسلام ياد مىكند، بيش از هر وصف ديگر، بر وصايت ايشان تأكيد مىورزد و از ايشان با عنوان وصى ياد مىكند.
مولوى
جلالالدين محمد مولوى بلخى در ديوان شمس تبريزى مىگويد:
تا صورت پيوند جهان بود، على بود تا نقش زمين بود و زمان بود، على بود
شاهى كه ولى بود و وصى بود، على بود سلطان سخا و كرم و جود، على بود...
آن شير دلاور كه ز بهر طمع نفس در خوان جهان پنجه نيالود، على بود
آن كاشف قرآن كه خدا در همه قرآن كردش صفت عصمت و بستود، على بود
مولانا در اين غزل، مولا على عليهالسلام را با اوصافى همچون ولى، وصى و معصوم به نص قرآن ستايش مىكند. او در دفتر ششم مثنوى به تفسير حديث «من كنتُ مولاه فعلىٌ مولاه» مىپردازد و مىگويد:
زين سبب پيغمبر با اجتهاد نام خود و آن على مولا نهاد
گفت هر كس را منم مولا و دوست ابن عمّ من، على، مولاى اوست
سعدى
شيخ مصلح الدين سعدى شيرازى در قصيدهاى، امير مؤمنان را سردار اتقيا و معصوم معرفى مىكند:
كسى را چه زور و زَهره كه وصف على كند جبار در مناقب او گفته: هل اتى...
ديباچه مروت و سلطان معرفت لشكركش فتوت و سردار اتقيا
فردا كه هر كسى به شفيعى زنند دست ماييم و دست و دامن معصوم مرتضى
حافظ
لسان الغيب، حافظ در غزلى كه زبانزد خاص و عام است، مىگويد:
اى دل غلام شاه جهان باش و شاه باش پيوسته در حمايت لطف الاه باش
آن را كه دوستى على نيست، كافر است گو زاهد زمانه و گو شيخ راه باش
امروز زندهام به ولاى تو يا على فردا به روح پاك امامان گواه باش
و در قصيده نخست كه ديباچه ديوان نيز محسوب مىشود، مىگويد:
... نوشته بر در فردوس كاتبان قضا نبى رسول و ولىعهد حيدر كرّار
امام جنى و انسى على بُوَد كه على ز كل خلق فزون است از صغار و كبار
على، امام و على، ايمن و على، ايمان على، امين و على، سرور و على، سردار...
على ز بعد محمد ز هر كه هست، بهْ است اگر تو مؤمن پاكى، بكن بر اين اقرار...
حافظ شيرازى در اين اشعار، به پيروى از احاديث معتبر و روايتهاى متواتر، امام على عليهالسلام را ولى عهد رسول، امام انس و جن و برترين فرد پس از محمد صلىاللهعليهوآله مىداند.
كسايى مروزى
كسايى مروزى از شاعران قرن چهارم مىگويد:
فهم كن گر مؤمنى فضل اميرالمؤمنين فضل حيدر، شير يزدان، مرتضاى پاكدين
فضل آن كس كز پيمبر بگذرى، فاضلتر اوست فضل آن ركن مسلمانى، امامالمتقين...
لافتى الاّ على برخوان و تفسيرش بدان يا كه گفت و يا كه داند گفت جز روحالامين؟
آن نبى، وز انبيا كس نى به علم، او را نظير وين ولى، وز اوليا كس نى به فضل، او را قرين
آن چراغ عالم آمد، وز همه عالم بديع وين امام امت آمد وز همه امت گزين
ناصر خسرو قباديانى
ناصر خسرو، از شاعران قرن پنجم درباره غدير مىسرايد:
با خرد باش يكدل و همسر چون نبى با على به روز غدير
و در چكامهاى بلند سروده است:
آنكه معروف به او شد به جهان روز غدير وز خداوند ظفر خواست پيمبر به دعاش
هر خردمند بداند كه بدين وصف على است چو رسيد اين همه اوصاف به گوش شنواش
و نيز گويد:
ندانم جز اين عيب مر خويشتن را كه بر عهد معروف روز غديرم
حزين لاهيجى
حزين لاهيجى از شاعران قرن دوازدهم مىسرايد:
آن طاير قدسم كه چكد خون ز صفيرم با درد و غم عشق سرشتند خميرم...
مستى مرا نيست به دنبال خمارى پيمانهكش ميكده خمّ غديرم...
مىگويم و دانم كه ره رسم و ادب نيست نامى كه بُوَد صيقل زنگار ضميرم
برهان ازل، فيض ابد، مظهر اول ايمان من و دين من و هادى و پيرم
سلطان قدر، حيدر صفدر كه ز مدحش بگرفته بلندى سخن عرشْسريرم
ملك الشعراى بهار
ملك الشعراى بهار در وصف غدير خم سروده است:
در غدير خم امروز، بادهاى به جوش آمد كز صفاى او روشن، جان بادهنوش آمد
وان مبشّر رحمت، باز در خروش آمد كان صنم كه از عشاق، برده عقل و هوش آمد
با هيولىِ توحيد، در لباس انسانى
در غدير خم يزدان، گفت مَر پيمبـر را كز پى كمال دين، شو پذيره حيـدر را
پس پيمبر اندر دشت بر نهـاد منبـر را برد بر سر منبر، حيدر فلكفر را
شد جهان دل روشن، زان دو شمس روحانى
گفت بشنويد اى قوم! قول حق تعالى را هم به جان بياويزيد گوهر تولاّ را
پوزش آوريد از جان، اين ستوده مولا را اين وصى بر حق را، اين ولىّ والا را
با رضاى او كوشيد در رضاى يزدانى
بأبى أنت و امّى بأبى أنت و امّى على اى قبله حاجات على اى قبله حاجات در اين غم نگشوده است بأبى أنت و امّى كان نه سهل است و نه آسان بأبى أنت و امّى كر و كور است و عزازيل بأبى أنت و امّى3
سيد محمد حسين شهريار
شهريار مُلْكِ شعر و سخن در غديريهاى كه به صورت مستزاد سروده مىگويد:
يا على نام تو بردم نه غمى ماند و نه همّى گوييا هيچ نه همّى به دلم بوده، نه غمّى تو كه از مرگ و حيات، اين همه فخرى و مباهات گويى آن دزد شقى تيغ نيالوده به سمّى گويى آن فاجعه دشت بَلا هيچ نبوده است سينه هيچ شهيدى نخراشيده به شمّى حق اگر جلوه با وجه اَتَم كرده در انسان به خودِ حق كه تو آن جلوه با وجه اَتَمّى منكر عيد غدير خم و آن خطبه و تنزيل با كر و كور چه عيد و چه غديرى و چه خمّى معرفى كتاب
1. قطرهاى از دريا، محمدحسين صفاخواه، انتشارات قديانى، 2 جلد.
اين كتاب، مجموعه داستانهاى كتاب ارزشمند الغدير، اثر جاودانه علامه امينى است و با توجه به ساختار داستانى در نظر جوانان و عموم، خواندنى است.
2. حساسترين فراز تاريخ، جمعى از دبيران دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم.
بخشى از سرفصلهاى اين كتاب عبارتند از: داستان غدير، اهميت غدير در تاريخ، غدير در كتاب خدا، عيد غدير، صحنه تاريخى غدير، امواج غدير و... .
3. غدير، بركهاى و دريايى، جواد نعيمى، سازمان تبليغات اسلامى.
اين كتاب افزون بر قطعات زيباى ادبى درباره غدير، در بخشى با عنوان چكاد بىكرانه دريا، به زندگى اميرمؤمنان على عليهالسلام پرداخته است.
4. دريا در غدير، سيد حسن ثابت محمودى (سهيل)، حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى.
اين كتاب مجموعه اشعار گوناگون غدير در قالبهاى گوناگون است.
5. ارمغان غدير، سيد عبدالله فاطمىنيا، انتشارات سروش.
نوشتن چهل حديث به عنوان سنتى برگرفته از اسلام، دانشمندان ما را از گذشته به اين امر مفيد وادار كرده است. همين سنت، استاد فاطمىنيا را به نگارش ارمغان غدير خوانده كه با همت انتشارات سروش به يك چهل حديث زيبا تبديل شده است.
6. بعثت، غدير، عاشورا، محمدرضا حكيمى، فجر.
قلم استوار محمدرضا حكيمى، سابقه نيمقرن دفاع از ارزشها را در پرونده خود دارد. نمايههاى اين كتاب به اين شرح است: بعثت، غدير، رحلت پيامبر صلىاللهعليهوآله ، شهادت امام عليهالسلام ، ولادت امام مجتبى عليهالسلام ، عاشورا، امام صادق عليهالسلام ، امام زمان و... .
7. اسرار غدير، محمدباقر انصارى، نشر مولود كعبه.
بخشى از فهرست مطالب اين كتاب عبارتند از: گزارش تحليلى و لحظهاى واقعه غدير، گوشهاى از ناگفتهها، تحقيقى در خطبه غدير، يك دوره كامل تاريخ غدير، تصويرى از تشكل جامعه اسلامى در دهه اول هجرى و... .
غدير در آيينه كتاب
اين كتاب، آيينهاى است از كتابهاى غديرى كه در 304 صفحه، اطلاعات 267 كتاب را به زبانهاى فارسى، عربى، انگليسى وارد و گردآورى كرده است.
براى رسانه
الف) متن برنامه
امروز بگو، مگر چه روز است؟ تا گويمت اين سخن به اكرام
موجود شد از براى امروز آغازِ وجود تا به انجام
امروز ز روى نصّ قرآن بگرفت كمال، دين اسلام
امروز به امر حضرت حق شد نعمت حق به خلق اتمام
* * *
حاجيان در طوافند. ابراهيم حج، تبر بر دوش، در انديشه شكستن آخرين بتهاى سياه است. زمزم، زمزمه مىكند و نسيم، هرولهكنان، سعى صفا و مروه در پيش گرفته و اين همه، در جارى غدير، به هم پيوستهاند تا دوباره بازوى وحى را در دست نبى به تماشا بنشينند و بر نگارينه تاريخ نقش كنند.
تاريخ به تماشاى اقيانوس غدير ايستاده است كه مىخروشد و گندابهاى كهنه را از بستر بيدار مىكند و با خود مىبرد. ابراهيم، تبر به دست ايستاده، مريم، آغوش گشوده، اسماعيل مىخندد و هاجر، اشك شادمانى مىچكاند و همه و همه توفندگى نگاه مردى از تبار آفتاب را تماشا مىكنند كه غدير، ميزبان اوست. همو كه خورشيد را مهمان كلبه كوچك بشر كرده است، بازوى جانشين او را در دست مىفشرد و تاج ولايت را بر سرش مىنهد. سلام خدا بر تو اى آخرين فرستاده و بر تو اى بهترين جانشين امت، على عليهالسلام .
* * *
هوا بسيار گرم است، به گونهاى كه مردم لباسها را زير پا و روى سرشان گذاشتهاند. نماز برپا شد و پيامبر بر بالاى منبر ايستاد، ولى روى منبر دو نفر ديده مىشوند كه شگفتآور است؛ مردم با دقت نگاه مىكنند.
آرى، على بن ابىطالب است. او چرا بالا رفته و كنار پيامبر خدا ايستاده است؟ پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله آيه تبليغ را قرائت و سپس حديث ثقلين را بيان كرد: «هان اى مردم! بر قرآن و عترت من پيشى نگيريد و در عمل به فرمان آن دو، كوتاهى نكنيد كه هلاك مىشويد.» در اين هنگام بود كه دست مبارك على، عشق دو عالم، بالا رفت و پيامبر فرمود: «اى مردم! سزاوارتر از مؤمنان از خود آنها كيست؟» همگى گفتند: خدا و پيامبر او داناترند. آنگاه فرمود: «خدا، مولاى من و من مولاى مؤمنان هستم و من به آنها از خودشان سزاوارترم. هان اى مردم! هر كس من سرپرست و مولاى او هستم، على مولاى اوست. خداوندا! كسانى كه على را دوست دارند، دوست و كسانى كه او را دشمن بدارند، دشمنبدار...».
* * *
چادرنشينى در مسجد مدينه نزد پيامبر آمد و عرض كرد: يا رسولالله! حاجيان قوم ما كه در حجةالوداع همراه شما بودهاند، براى ما خبر آوردند كه در بازگشت از حج در غدير خم، ولايت و اطاعت على عليهالسلام را واجب كردهاى. آيا اين دستورى از سوى توست يا از طرف خدا؟ حضرت فرمود: «از سوى خدا، و خداى تعالى، ولايت او را هم بر اهل آسمان و هم اهل زمين واجب كرده است».
* * *
حافظ ابوعبيد هروى در تفسير غريب القرآن روايت مىكند: «پس از آنكه رسول خدا صلىاللهعليهوآله در غدير خم به امر الهى، ولايت على عليهالسلام را تبليغ فرمود و اين امر در همه جا شايع و منتشر شد، جابر بن نَضر بن حارث آمد و خطاب به پيامبر گفت: به ما از طرف خداوند امر كردى كه به يگانگى خداوند و رسالت تو گواهى بدهيم و نماز و روزه و حج و زكات را انجام دهيم. همه را از تو پذيرفتيم، ولى تو به اينها بسنده نكردى، تا اينكه بازوى پسر عمّت را گرفتى و بلند كردى و او را بر ما برترى دادى و گفتى: من كنتُ مولاه فعلىٌّ مولاه. آيا اين امر از طرف توست يا از سوى خداوند؟ رسول خدا صلىاللهعليهوآله فرمود: «قسم به خداوندى كه معبودى جز او نيست، اين امر از طرف خداوند است.» او پس از شنيدن اين سخن، به سوى شتر خود روان شد، در حالى كه مىگفت: بار خدايا! اگر آنچه محمد صلىاللهعليهوآله مىگويد راست و حق است، بر ما سنگى از آسمان ببار يا عذابى دردناك به ما برسان!
هنوز به شتر خود نرسيده بود كه سنگى از آسمان بر سرش فرود آمد و او را به دوزخ فرستاد.
* * *
بايستيد كه آفتاب، روشن شدن ستارهاى بىبديل را مژده خواهد داد!
بايستيد كه امروز، نعمت تمام مىشود و دين كامل... . و ايستادند؛ در كنار بركهاى كه رسالت اقيانوس، در نگاهش مىتپيد. دست فاتح خيبر بالا مىرود و آوايى در فضا مىپيچد: «من كنتُ مولاه فهذا علىٌ مولاه».
* * *
اى كوچهها سبز بپوشيد! اى كبوتران فرود آييد و بامها را فرش كنيد! اى چشمهها! پابرهنهتر از هميشه بجوشيد. نخستين بارقههاى امامت، بر پنجرههاى جانمان تابيدن گرفته است. او حنجرههاى مچاله را فرياد خواهد آموخت، خاكهاى يتيم را پدرى خواهد كرد و تشنگان مهربانى را دست نوازش خواهد بود.
* * *
گل هميشه بهارم غدير آمده است شراب كهنه ما در خم جهان باقى است
خداى گفت كه اَكملتُ دينَكم، آنك نواى گرم نبى در رگِ زمان باقى است
قسم به خون گل سرخ در بهار و خزان ولايت على و آل، جاودان باقى است
گل هميشه بهارم بيا كه آيه عشق به نام پاك تو در ذهن مردمان باقى است
ب) متن زيرنويس
امام على عليهالسلام : غدير، روز كمال دين است.
امام صادق عليهالسلام : در روز غدير، رضايت خداوند نهفته است.
امام صادق عليهالسلام : خداوند روز غدير را براى ما اهلبيت عيد قرار داد.
امام رضا عليهالسلام : روز غدير، روز اندوه شيطان است.
امام رضا عليهالسلام : عيد غدير، برترين عيد خداوند است.
امام خمينى رحمهالله : روز عيد غدير روزى است كه پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله وظيفه حكومت را معيّن فرمود و الگوى حكومت اسلامى را تا آخر تعيين فرمود.
غدير، روزى است كه آفرينش به داشتن على بر خود باليد و با داشتن ولى، بالندگى آغاز كرد.
غدير، نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايهداران امامت گرامى باد.
غدير، باغستان ولايت علوى است كه امت در ملكوت انديشههايش از آن پاسدارى مىكند.
ج) پرسشهاى كارشناسى
1. آيا طرح بحث جانشينى پيامبر تنها مختص واقعه غدير بوده است؟
2. پيامبر در بيان فضيلتهاى على عليهالسلام به چه مواردى اشاره مىفرمايد؟
3. حجةالوداع يعنى چه؟
4. چرا به آخرين حج پيامبر، حجةالبلاغ هم مىگويند؟
5. چرا به عيد غدير، عيد ولايت مىگويند؟
7. آيا حادثه غدير تنها سند جانشينى امام على عليهالسلام است؟