سیری در رفتار مردمی پیامبر(ص) در قرآن

خلاصه:

کلمات کلیدی:
،

سال 1385 مزیّن به نام مبارک رسول اعظم است. در این نامگذاری آنچه هدف بوده مطرح کردن منش و روش حضرت و الگو قرار دادن آن در تمامی عرصه‏های زندگی است. در عرصه فردی، اجتماعی، سیاسی و...و...

قرار بود عنوان مقاله اینجانب در این ویژه نامه «سیمای پیامبر(ص) در قرآن» باشد. به هنگام تحقیق و پژوهش در موضوع فوق به اینجا رسیدم که طرح این موضوع گسترده و عمیق در یک مقاله همانند جا دادن یک دریای ناپیدا کرانه در کوزه‏ای کوچک است لذا بر آن شدم بحثم را متمرکز کنم در بخشی از عنوان فوق و آن «رفتار مردمی پیامبر(ص) در قرآن» است گرچه این بحث نیز بیش از حد یک مقاله است لیکن:

آب دریا را اگر نتوان کشید هم بقدر تشنگی باید چشید

امید که رفتار مردمی حضرت اسوه همه بویژه مسؤولان نظام اسلامی باشد.

محبوبیت پیامبر(ص)

در این واقعیت نمی‏توان تردید کرد که پیامبر اعظم(ص) از چهره‏های محبوب جهان بشریت بود، هم در حیات و هم بعد از ارتحالش.

او آنچنان محبوب بود که به هنگام وضو، مسابقه بود برای گرفتن زیادی آب وضوی پیامبر و گاه کار به زد و خورد می‏کشید.(1) در ماجرای صلح حدیبیّه «عروة بن مسعود» که به نمایندگی از قریش برای مذاکره با پیامبر(ص) آمده بود. به سران قریش چنین گزارش داد:

«من شاهان بزرگ را دیده‏ام، قدرتهای بزرگی مانند قدرت کسری قیصر روم، سلطان حبشه را مشاهده کرده‏ام و موقعیت هیچکدام را میان قوم خود مانند محمّد ندیده‏ام. من با دیدگان خود دیدم که یاران او نگذاشتند قطره آبی از وضوی او به زمین بریزد و برای تبرک آن را تقسیم نمودند. اگر موئی از محمّد بیفتد فوراً آن را بر می‏دارند بنابراین سران قریش باید در این موقعیت فکر و تأمّل کنند.»(2) این تنها نمونه‏ای اندک از محبوبیت گسترده پیامبر(ص) در زمان حیاتش بود.

بعد از ارتحال نیز روزبروز بر محبوبیتش افزوده شده تا آنجا که امروز بیش از یک میلیارد و پانصد میلیون انسان با کمال افتخار خود را پیرو حضرت دانسته و هر روز چند بار شهادت به رسالت او می‏دهند.

راز محبوبیّت پیامبر(ص)

سؤال این است که راز این محبوبیّت چه بود؟ باید این راز را در دو بخش جستجو کرد: 1ـ بخشی از این راز را باید خدائی دانست، او بود که محبت پیامبر را در دلها قرار داد:

«انّ الّذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودّاً»(3) تحقیقاً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‏اند خداوند رحمن محبتی برای آنان در دلها قرار می‏دهد.

این سنت خداوند است که محبت مؤمنان را در دلها قرار می‏دهد و پیامبر در قلّه ایمان و عمل صالح قرار داد.

در حدیثی از پیامبر(ص) می‏خوانیم: «انّ اللّه اذا احبّ عبداً دعا جبرئیل فقال یا جبرئیل انّی احبّ فلاناً فاحبّه قال فیحبّه جبرئیل ثم ینادی فی اهل السماء انّ اللّه یحّب فلاناً فاحبّوه قال فیحبّه اهل السماء ثم یوضع له القبول فی الارض؛ و انّ اللّه اذا ابغض عبداً دعا جبرئیل فقال یا جبرئیل انّی ابغض فلاناً فابغضه، قال فیبغضه جبرئیل ثم ینادی فی اهل السماء انّ اللّه یبغض فلاناً فابغضوه قال فیبغضه اهل السماء ثم یوضع له البغضاء فی الارض.»(4)

هنگامی که خداوند کسی از بندگانش را دوست دارد به جبرئیل می‏گوید من فلان کس را دوست دارم پس او را دوست بدار، جبرئیل او را دوست خواهد داشت سپس در آسمانها ندا می‏دهد که‏ای اهل آسمان خداوند فلان کس را دوست دارد و به دنبال آن همه اهل آسمان او را دوست می‏دارند سپس پذیرش این محبت در زمین منعکس می‏شود و هنگامی که خداوند کسی را دشمن بدارد به جبرئیل می‏گوید من از او متنفرم او را دشمن بدار پس جبرئیل او را دشمن می‏دارد سپس در میان اهل آسمانها ندا می‏دهد که خداوند از او متنفر است او را دشمن دارید، همه اهل آسمانها از او متنفر می‏شوند سپس انعکاس این تنفر در زمین خواهد بود.

2ـ دومین راز محبوبیت را باید در رفتار و عملکرد مردمی دید رفتار و عملکردی که مولی علی(ع) چنین توصیف می‏کند:

«خالطوا النّاس مخالطة ان متم معها بکوا علیکم و ان عشتم حنّوا الیکم.»(5)

با مردم چنان زندگی کنید که اگر مردید بر شما بگریند و آنگاه که در کنار آنان بسر می‏برید به شما عشق بورزند.»

این رفتار مردم معیار «رفتار مردمی» است.

اسوه این رفتار، رفتار پیامبر اعظم(ص) و امامان معصوم سلام اللّه علیهم اجمعین است، آنها در حیاتشان کاملاً محبوب بودند و در مماتشان هم همه را داغدار می‏کردند.

خلق عظیم

قرآن کریم پیامبر(ص) را به «خلق عظیم» می‏ستاید: «و انک لعلی خلق عظیم»(6) و تو صاحب اخلاق عظیم و برجسته‏ای هستی.

«خلق» از ماده خلقت از نظر تمامی اهل لغت بمعنی سجیّه است. سجیّه هم به معنای صفاتی است که از انسان جدا نمی‏شود و همچون خلقت و آفرینش انسان می‏گردد. «عظیم» نشانگر کمال و بی مانندی این صفت است زیرا هیچ پیامبری به چنین صفتی توصیف نشده است این گویای آن است که اخلاق و خوی پیامبر(ص) عجین با شخصیت و سرشت آن حضرت بود نه امری موقت و گذرا.

سیاق آیات گویای آن است که از مصادیق بارز این «خلق عظیم» واکنش بزرگوارانه پیامبر(ص) در برابر تهمتها و افتراهای مخالفان بویژه تهمت جنون که در آیه دوم سوره قلم آمده می‏باشد ولی لفظ اطلاق دارد و گویای اخلاق بلند حضرت در تمامی عرصه‏هاست و اگر در برخی روایات بر سخاوت و حسن خلق حضرت (7) و در برخی دیگر بر عفو و سعه صدر(8) حضرت تأکید کرده این تنها تأکید بر برخی از مصادیق است نه منحصر کردن در آنها.

آری پیامبر اکرم(ص) بحق معجزه اخلاق بود. و علاوه بر عنایت خداوند همین ویژگی برترین راز محبوبیّت پیامبر(ص) و نفوذ حضرت در عمق دلها بود. پیامبری که رسالتش تکمیل فضائل اخلاقی است(9) خود باید «خلق عظیم» داشته باشد.

رفتار مردمی

از مصادیق بارز این خلق عظیم «رفتار مردمی» است در روایتی از حضرت امام حسین(ع) آمده است که از: پدرم امیرمؤمنان علی(ع) درباره ویژگی زندگی پیامبر و اخلاق او سؤال کردم پدرم مشروحاً به من پاسخ فرمود در بخشی از این حدیث آمده است:

«کان دائم البشر، سهل الخلق، لین الجانب، لیس بفظ و لاغلیظ و لا ضحّاب و لا فحاش و لا عیاب و لامدّاح یتغافل عما لا یشتهی فلایؤیس منه ولایخیب فیه مؤملیه» حضرت با همنشینان دائماً خوشرو، آسان گیر و ملایم بود هرگز خشن، سنگدل، پرخاشگر، بد زبان، عیبجو، و متملق نبود هیچکس از او مأیوس نمی‏شد و هر کس به در خانه او می‏آمد نومید باز نمی‏گشت.

«قد ترک نفسه من ثلاث: المراء و الاکثار و ما لایعنیه» سه چیز را از خود رهانیده بود: 1ـ مراء «بگو مگوهای بی ثمر» 2ـپرگوئی 3ـ دخالت در کاری که به او مربوط نبود.

«و ترک النّاس من ثلاث کان لایذمّ احداً و لا یعیّره ولایطلب عثراته ولاعورته».

و سه چیز را در مورد مردم از خود دور کرده بود: 1ـ از کسی بدگوئی نمی‏کرد 2ـکسی را سرزنش نمی‏فرمود 3ـ لغزشها و عیوب پنهانی مردم را جستجو نمی‏کرد.

«ولایتکلم الّا فی ما رجا ثوابه اذا تکلّم اطرق جلسائه کانّما علی رؤسهم الطیر فاذا سکت تکلّموا ولایتنازعون عنده»

هرگز سخن نمی‏گفت مگر در مورد مواردی که ثواب الهی را امید داشت، در موقع سخن گفتن به قدری نافذ الکلمة بود که همه سکوت اختیار می‏کردند و تکان نمی‏خوردند و به هنگامی که ساکت می‏شد آنها به سخن در می‏آمدند اما نزد او هرگز نزاع و مجادله نمی‏کردند.(10)

«قرآن کریم» به بخشهائی از رفتار مردمی حضرت اشاره کرده است، از جمله:

سوز و عشق به مردم

پیامبر اکرم(ص) از صمیم جان دلسوز مردم بود و تمام آرزویش هدایت مردم بود.

«لقد جاءکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمؤمنین رؤف رحیم.»(11) تحقیقاً رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنجهای شما بر او سخت است و اصرار بر هدایت شما دارد و نسبت به مؤمنان رؤف و مهربان است.

در این آیه شریفه نهایت سوز و عشق پیامبر(ص) به مردم با واژه‏های ذیل بیان شده:

الف: «من انفسکم» پیامبری برخاسته از بین شما و دارای روح انسانی همانند شما. این واژه گویای شدّت ارتباط پیامبر(ص) با مردم است گوئی که پاره‏ای از جان مردم در شکل پیامبر(ص) ظاهر شده است.

ب: «عزیز علیه ما عنتم» رنج و گرفتاری شما مایه رنج و تأثر شدید اوست او غمخوار شماست.

یعنی او نه تنها از ناراحتی شما خشنود نمی‏شود که بی‏تفاوت هم نخواهد بود او به شدّت از رنجهای شما رنج می‏برد و اگر اصرار بر هدایت شما و جنگهای طاقت فرسا و پرزحمت دارد آن هم برای نجات شما و برای رهائی تان از چنگال ظلم و ستم و گناه و بدبختی است.

ج: «حریص علیکم» او در سعادت و سربلندی شما سراز پا نمی‏شناسد.

«حرص» در لغت به معنای شدّت علاقه به چیزی است، در آیه متعلّق حرص حذف شده و این دلیل بر عموم است یعنی او به هرگونه خیر و سعادت شما عشق می‏ورزد، حریص بر هدایت شماست، حریص بر تعلیم شماست و...و...

د: «بالمؤمنین رؤف رحیم» او نسبت به مؤمنان رؤف و مهربان است «رئوف» است نسبت به فرمانبرداران. "رحیم" است نسبت به گنهکاران(12) و بعید نیست که این دو واژه مانند فقیر و مسکین باشند که هنگامی که جدا ذکر شوند دو معنا داشته باشند ولی وقتی به تنهائی ذکر شوند هر کدام معنای دیگر را دار د امیرمؤمنان علی(ع) در روایتی ضمن ادلّه اثبات افضلیت رسول خدا می‏فرماید:

«...و لقد کان ارحم الناس و ارأفهم فقال اللّه تبارک و تعالی لقد جاءکم رسول من انفسکم... بالمؤمنین رؤف رحیم.»

به تحقیق رسول خدا دلسوزترین و مهربان‏ترین مردم بود پس خدای تبارک و تعالی فرمود برای شما پیغمبری از خودتان آمد که...با مؤمنان دلسوز و مهربان بود.(13)

تا آنجا پیامبر غم امت را می‏خورد که گاه جان پیامبر در معرض خطر قرار می‏گرفت.

«فلعلّک باخع نفسک علی آثارهم ان لم یؤمنوا بهذا الحدیث اسفا»(14) گوئی می‏خواهی به خاطر اعمال آنان خود را از غم و اندوه هلاک کنی اگر به این گفتار ایمان نیاورند.

«لعلک باخ نفسک الّا یکونوا مؤمنین»(15) گوئی می‏خواهی خود را هلاک کنی که چرا اینها ایمان نمی‏آورند.

«باخع» از ماده بخع به معنای هلاک کردن خویشتن از شدّت غم و اندوه و به تعبیر دیگر دق مرگ نمودن است. در مقائیس اللّغة آمده آنگاه گفته می‏شود «بخع الرجل نفسه» که او خویشتن را بخاطر خشم شدید و شدّت ناراحتی هلاک سازد.(16)

این دو آیه گویای حرص شدید پیامبر بر هدایت مردم و جانفشانی حضرت در این مسیر است، آیه گویای آن است که پیامبر به جهت سرنوشت و پایان بدکافران در تأسف و رنجی عمیق بود. گویا پیامبر(ص) به شخصی تشبیه شده که می‏بیند عزیزترین افرادش از او جدا می‏شوند و او با حسرت از پشت سرشان به آنان نگاه می‏کند.

برخورد مهرآمیز با مردم

دیگر خوی پیامر(ص) در رابطه با مردم برخورد مهرآمیز است برخورد مهرآمیز یعنی نرمخوئی، یعنی گذشت، یعنی مدارا، پیامبر مظهر این همه بود.

«فما رحمة من اللّه لنت لهم و لو کنت فظاً غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم واستغفر لهم و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکّل علی اللّه انّ اللّه یحبّ المتوکّلین.(17) به برکت رحمت الهی در برابر آنان نرم شدی و اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می‏شدند پس آنها را ببخش و برای آنها آمرزش بطلب و در کارها با آنان مشورت کن اما هنگامی که تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد.

«لنت» از ماده «لین» به معنای مهربانی و خوشخوئی است. «فظ» به معنای کسی است که سخنانش تند و خشن است. «فظاظت» خشونت در گفتار است.

«غلیظ القلب» کسی که سنگدل است که مربوط به خشونت عملی است از آیه شریفه استفاده می‏شود پیامبر دارای اخلاقی خوش و اهل مدارا با مردم و به دور از هرگونه سنگدلی و خشونت بود و سرچشمه این خلق و خوی رحمت الهی بود که خداوند در دل پیامبر(ص) نهاده بود. و این از عوامل گرایش مردم به حضرت بوده و این ویژگی یک رهبری موفق است.

زیرا که شخصی که در مقام رهبری قرار گرفته اگر خشن، تندخو، غیر قابل انعطاف و فاقد روح گذشت باشد به زودی در برنامه خود مواجه با شکست خواهد شد، مردم از دور او پراکنده می‏شوند و از وظیفه رهبری باز می‏ماند. امیرمؤمنان علی(ع) فرمود: «آلة الرئاسة سعة الصدر؛(18) ابزار رهبری گشادگی سینه است.»

در همین راستا دستور عفو و گذشت از لغزشهای آنها و نیز طلب آمرزش برای آنان را صادر کرده و برای زنده کردن شخصیت مسلمانان دستور مشورت و نظرخواهی از آنان را داده است.

شأن نزول آیه مسلمانانی هستند که علیرغم شعارهای فراوانی که در عرصه جهاد می‏دادند از صحنه جنگ گریختند و عامل شکست مسلمانان در این جنگ شدند، آنان بعد از جنگ در آتش افسوس و ندامت می‏سوختند. آیه شریفه پیامبر(ص) را مأمور به گذشت از آنها و احترام به شخصیّت آنها می‏نماید. این یعنی مهر با مردم حتی با لغزش آنان!!

«و منهم الّذین یؤذون النبی و یقولون هو اذن قل اذن خیر لکم یؤمن باللّه و یؤمن للمؤمنین و رحمة للّذین آمنوا منکم و الّذین یؤذون رسول اللّه لهم عذاب‏الیم»(19)

از آنها کسانی هستند که پیامبر را آزار می‏دهند و می‏گویند او آدم خوش باوری است بگو خوش باور بودن او به نفع شماست ولی بدانید او به خدا ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق می‏کند و رحمت است برای کسانی از شما که ایمان آورده‏اند و آنها که رسول خدا را آزار می‏دهند، عذاب دردناکی دارند.

این آیه نیز از آیاتی است که «برخورد مهرآمیز» پیامبر را با مردم تبیین می‏کند.

در شأن نزول آیه آمده است که: گروهی از منافقین دورهم نشسته سخنان ناهنجار درباره پیامبر می‏گفتند یکی از آنان گفت: این کار را نکنید زیرا می‏ترسیم به گوش محمّد(ص) برسد و او به ما بد بگوید و مردم را بر ضد ما بشوراند. یکی از آنان که نامش «جلاس» بود گفت مهم نیست ما هرچه بخواهیم می‏گوئیم و اگر به گوش او رسید نزد وی می‏رویم و انکار می‏کنیم و او از ما می‏پذیرد زیرا محمد(ص) آدم خوش باور و دهن بینی است و هرکس هرچه بگوید قبول می‏کند در این هنگام آیه فوق نازل شد و به آنان پاسخ گفت.(20)

منافقان از این برخورد مهرآمیز پیامبر(ص) سوء استفاده می‏کردند و پیامبر را ساده لوح و زودباور می‏خواندند.

«اذن» در اصل به معنی گوش است و به کسی گفته می‏شود که به هر سخنی گوش فرا دهد و زود باور کند و به اصطلاح «گوشی» باشد. در حالی که این برخورد پیامبر نه از سر ساده لوحی و زودباوری بلکه برخاسته از رحمت و سعه صدر نبوی است ولی پر واضح است پیامبر(ص) تنها ترتیب اثر به سخنان مؤمنان می‏دهد. ولی سخنان دیگران را با اینکه می‏داند نادرست است رد و تکذیب نمی‏کند تا از این رهگذر آبروی آنها حفظ شده، شخصیت آنها خرد نشده و عواطفشان جریحه دار نگردد.

تواضع و فروتنی پیامبر(ص)

تواضع راز رفعت و محبوبیت است، رسول اکرم(ص) فرمود: «... انّ التواضع یزید صاحبه رفعة فتواضعوا یرفعکم اللّه...؛(21) تواضع و فروتنی وسیله سربلندی و سرافرازی است، تواضع کنید تا خدای متعال مقام شما را بلند گرداند.»

ملای رومی گوید:

آب از بالا به پستی در رود آنگه از پستی به بالا بر رود
گندم از بالا بزیر خاک شد بعد از آن او خوشه چالاک شد
دانه هر میوه آمد در زمین بعد از آن سرها برآورد از دفین
از تواضع چون به گردون شد به زیر گشت جزو آدمی حیّ دلیر
پس صفات آدمی شد آن جماد بر فراز عرش پرّان گشت شاد
کز جهان زنده زاول آمدیم باز از پستی سوی بالا شدیم(22)

پیامبر اکرم(ص) در قلّه تواضع قرار داشت. «کان صلی اللّه علیه و آله اشدّ الناس تواضعاًفی علوّ منصبه»(23) با اینکه حضرت از مقام فوق العاده والائی برخوردار بود در عین حال بیشترین تواضع را داشت.

او در حقیقت امر خداوند را امتثال می‏کرد که: «واخفض جناحک للمؤمنین»(24)... و بال عطوفت خود را برای مؤمنین فرودآر. «واخفض جناحک لمن اتبعک من المؤمنین»(25) بال محبت و مهرت را برای مؤمنانی که از تو پیروی می‏کنند بگستر.

تعبیر «خفض جناح» کنایه زیبائی از تواضع و محبت و ملاطفت است همانگونه که پرندگان به هنگامی که می‏خواهند نسبت به جوجه‏های خود اظهار محبت کنند آنها را زیر بال و پر خود می‏گیرند و هیجان انگیزترین صحنه عاطفی را مجسم می‏سازند آنها را در مقابل حوادث و دشمنان حفظ می‏کنند و از پراکندگی نگه می‏دارند.

تواضع پیامبر آنچنان بود که همگان خود را نزد پیامبر(ص) محبوب می‏دیدند تا آنجا که گاه دختر بچه‏ای که در مدینه متولد شده بود دست پیامبر(ص) را می‏گرفت و رها نمی‏کرد مگر آنکه پیامبر را به آنجا که می‏خواست می‏برد: «کانت الولیدة من ولائد المدینة تأخذ بید رسول اللّه و لا ینزع یده منها حتی تذهب به حیث شاءت»(26) پیامبر(ص) به همه سلام می‏کرد و آغازگر آن بود. ابن شهرآشوب می‏نویسد: «...ویبرأ من لقیه بالسلام»(27) پیامبر(ص) به هر کس برخورد می‏کرد آغازگر سلام بود.

حضرت عنایتی خاص به سلام بر کودکان داشت تا به امّت بیاموزد که شخصیّت کودکان نیز پاس داشتنی است، فرمود:

«خمس لاادعهن حتی الممات... و التسلیم علی الصبیان لتکون سنة من بعدی»(28) پنج خصلت را تا هنگام مرگ ترک نخواهم کرد... از جمله آنها سلام کردن برکودکان است تا پس از من روش عمومی باشد(و به عنوان سنت اسلامی مردم به آن رفتار کنند).

پیامبر خوش نمی‏داشت که کسانی پشت سر حضرت راه بیفتند و می‏فرمود این زمینه ساز کبر است.»(29) او با همگان غذا می‏خورد و دعوت همگان را برای این امر می‏پذیرفت ولو فقیرترین باشند.(30)

کارهای شخصی درون خانه را خودش انجام می‏داد، شتر را تغذیه می‏کرد، خانه را جارو می‏زد، شیر گوسفند را می‏دوشید، کفشش را تعمیر می‏کرد، لباسش را وصله می‏زد و...(31)

تواضعهای ناپسند

با این همه پیامبر تواضع از جایگاه عزت را ارزش می‏دید، نه تواضع از جایگاه ذلت، یا غیر خدائی و در یک کلمه پیامبر تواضع نابجا را نکوهیده می‏دانست. بر این اساس اجازه تواضعهای ذیل را نمی‏داد:

1ـ تواضعی که بوی ذلّت بدهد

پیامبر(ص) فرمود: «طوبی لمن تواضع للّه فی غیر منقصته»(32) خوشابحال کسی که تواضعش از سر ذلت نباشد.

2ـ تواضع در برابر متکبران

حضرت فرمود: «اذا رأیتم المتواضعون من امتی فتواضعو لهم و اذا رأیتم المتکبرین من امتی فتکبروا علیهم فان ذلک لهم مذلة و صغاء»(33) هرگاه متواضعان امت مرا دیدید در مقابلشان تواضع کنید و زمانی که با متکبران برخورد کردید بر آنها تکبر کنید که این رفتار موجب ذلت و خواری متکبران می‏شود.

3ـ تواضع در برابر ثروتمندان بخاطر ثروتشان

پیامبر(ص) فرمود: «من اتی ذامیسرة فتخشع له طلب ما فی یده ذهب ثلث دینه»(34) آنکس که سراغ ثروتمندی بیاید و برای بدست آوردن ثروتش در برابرش تواضع کند دو ثلث دینش بر باد رفته است.

4ـ تواضع در مقابل کافران

مؤمنان در برابر کافران: «اشداء علی الکفار»(35) بر آنان سخت اند «...اعزّة علی الکافرین...»(36) در برابر کافران عزیز و نیرومند.

در روایتی آمده است ابودجانه انصاری ژست متکبرانه گرفته در برابر کافران راه می‏رفت، پیامبر(ص) فرمود: «انّ هذه لمشیة یبغضها اللّه تعالی الّا عند القتال»(37) خداوند این شیوه راه رفتن(متکبرانه) را مبغوض می‏دارد مگر در جنگ (چون در جنگ باید در مقابل کافران ژست متکبرانه داشت.»

بنابراین باید از پیامبر بزرگ آموخت کجا جای تواضع پسندیده است و کجا جای تواضع ناپسند و هر کدام را در جای خود به کار بست.

جهان چون خط و خال و چشم و ابروست که هر چیزی بجای خویش نیکوست

مشورت با مردم

مشورت با مردم علاوه بر آنکه استفاده از عقل و اندیشه دیگران در کارهاست، مولی علی(ع) فرمود: «من استبد برأیه هلک و من شاور الرجال شارکها فی عقولها»(38) کسی که استبداد به رأی داشته باشد هلاک می‏شود و کسی که با مردان مشورت کند در عقل آنها شریک شده است. نوعی تکریم شخصیت طرف مشورت هم هست، معنای مشورت اینست که او را صاحب نظر دیده قابل مشورت و نظرخواهی می‏داند، مشورتهای فراوان پیامبر اکرم(ص) که برخی از محققان آنرا تا 11 مورد نقل کرده‏اند.(39) هرگز برای استفاده از اندیشه دیگران در کارها نبوده است زیرا حضرت «عقل کل» بوده و نیازی به مشورت با مسلمانان نداشته بلکه مشورتهای حضرت دو انگیزه را دنبال می‏کرده است، یکی تکریم شخصیت یاران و دوم اسوه قرار گرفتن این امر تا آنها که در مقامات بالا قرار دارند مشورت کردن را دون شأن خود ندانند.(40)

«...و شاورهم فی الامر...»(41) با آنان در آن کار مشورت کن. این امری که پیامبر مأمور به مشورت در آن عرصه بود، امر جنگ و شیوه دفاعی و امثال آن بود، یعنی در اموری که مربوط به مردم است با آنان مشورت کن نه در احکام الهی اینها امور خدائی است و ربطی به مردم ندارد و این از مسلّمات سیره نبوی(ص) است که پیامبر اکرم(ص) هرگز در احکام الهی با مردم مشورت نمی‏کرد و صرفاً تابع وحی بود، لذا مسلمانان هرگز به خود اجازه نمی‏دادند در مورد یک حکم الهی اظهار نظر کنند، آری در تطبیق آن اظهار نظر می‏کردند.

این نکته گفتنی است که در مشورتها تصمیم گیرنده نهائی شخص نبی اکرم(ص) بود، «فاذا عزمت فتوکل علی اللّه...»(42) به هنگام تصمیم نهائی باید توکّل بر خدا داشته باشی. این گویای آن است که بررسی مطالعه جوانب مختلف مسائل اجتماعی باید به صورت دست جمعی انجام گیرد اما هنگامی که طرحی تصویب شد، باید اجرای آن اراده واحدی به کار افتد در غیر اینصورت هرج و مرج پدید خواهد آمد. زیرا اگر اجرای یک برنامه به وسیله رهبران متعدد بدون الهام گرفتن از یک سرپرست صورت گیرد قطعاً مواجه با اختلاف و شکست خواهد شد به همین جهت در دنیای امروز نیز مشورت را به صورت دست جمعی انجام می‏دهند اما اجرای آن را به دست دولتهائی می‏سپارند که تشکیلات آنها زیر نظر یک نفر اداره می‏شود.(43)

نمونه‏های دیگری از رفتار مردمی پیامبر در قرآن هست که به علّت ضیق مجال بهمین مقدار بسنده می‏کنیم.

پی‏نوشت‏ها:ـــــــــــــــــــــــ

44. التبرک، ص 61 تألیف مرحوم آیة اللّه احمدی میانجی، در این کتاب نمونه‏های فراوانی دراین عرصه آورده است مراجعه شود.

45. سیره ابن هشام، ج 2، ص 314؛ تاریخ طبری، ج 2، ص 274 و 275، فروغ ابدیت، ج 2، ص 189.

46. سوره مریم، آیه 96.

47. فی ظلال القرآن، ج 5، ص 454.

48. نهج البلاغه، حکمت 10.

49. سوره قلم، آیه 4.

50. تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 391، حدیث 23.

51. تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 389، حدیث 12.

52. این مضمون با عبارات مختلف از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است. از جمله:

الف ـ «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» من تنها برای تکمیل فضائل اخلاقی مبعوث شده‏ام. (کنزالعمال، ج 3، ص 16).

ب ـ «انما بعثت لاتمم حسن الاخلاق» (همان).

ج ـ «بعثت بمکارم الاخلاق و محاسنها» (بحار الانوار، ج 66، ص405).

53. معانی الاخبار، ص 83 «باب معانی الفاظ وردت فی صفة النبی»حدیث 1.

54. سوره توبه، آیه 128.

55. بنابر یک تفسیر.

56. ارشاد القلوب، ج 2، ص 407 ؛ بحارالانوار، ج 16، ص 342، حدیث 33.

57. سوره کهف، آیه 6.

58. سوره شعراء، آیه 3.

59. مقائیس اللّغة، ج 1، ص 206.

60. سوره آل عمران، آیه 159.

61. نهج البلاغه، حکمت 176.

62. سوره توبه، آیه 61.

63. بحارالانوار، ج 22، ص 95، حدیث 38 و جلد 22، ص 38 و 39؛ درالمنثور، ج 3، ص 253 (دارالمعرفة) ؛ مجمع البیان ذیل آیه فوق ؛ تفسیر المیزان، ج 9، ص 323.

64. بحارالانوار چاپ بیروت، ج 72، ص 119.

65. مثنوی معنوی، دفتر سوم، ص 404.

66. المحجة البیضاء، ج 4، ص 151.

67. سوره حجر، آیه 88.

68. سوره شعراء، آیه 115.

69. مرآة العقول، ج 8، ص 199.

70. مناقب آل ابی طالب، ج 1، ص 147.

71. بحارالانوار، ج 16، ص 220، خصال شیخ صدوق، ج 1، ص 246.

72. کنزالعمال، ج 8878.

73. مرآة العقول، ج 8، ص 209.

74. همان.

75. بحارالانوار، ج 77، ص 90.

76. جامع السعادات، ج 1، ص 363.

77. بحارالانوار، ج 73، ص 165.

78. سوره فتح، آیه 29.

79. سوره مائده، آیه 54.

80. بحارالانوار، ج 73، ص 202.

81. نهج البلاغه، حکمت 162.

82. معالم الحکومة الاسلامیه فصل ششم «خصائص الحکومة الاسلامیة و میزانها».

83. مجمع البیان، ج 1، ص 527.

84. سوره آل عمران، آیه 159.

85. همان.

86. تفسیر نمونه، ج 3، ص 188.

ميراثي‌كه ديگران پاس مي‌دارند

حوزه فرهنگ ما مسير دشواري مي‌پيمايد. مشكلات ساختاري در حوزه‌هاي مديريتي و اجرا، ضعف‌هاي عمده در هر دو حوزه مذكور، تغييرات گسترده مديران در دوره‌هاي زماني كوتاه، بلاتكليفي مديران و سردرگمي ميان وظيفه‌ صرف دولتي يا دولتي خصوصي و نبود بخش خصوصي پرتوان و مستقل، از جمله دست‌اندازهاي اين مسير دشوار است. از مهم‌ترين مشكلات اين حوزه، دشواري برنامه‌ريزي و انجام كار كارشناسي ناشي از نگاه بسته مالي مسوولان دولتي است كه اين حوزه را از يك حوزه زيربنايي و اساسي به ضعيف‌ترين و كم‌تاثيرترين حوزه در ساختار اجرايي كشور تبديل كرده است.

اين مساله پس از آن‌كه ساختار كلي حوزه فرهنگ را تحت تاثير قرار مي‌دهد به زيرشاخه‌ها مي‌رسد و بر اين شاخه‌هاي ضعيف، فشار فراواني وارد مي‌آورد. حوزه نسخ خطي به عنوان يكي از زيرشاخه‌هاي حوزه كتاب و در نگاه كلي‌تر حوزه فرهنگ، از اين جمله است و علاوه بر مشكلاتي كه در بخش نگهداري، ترميم، حفظ و ساماندهي بر آن وجود دارد از ورطه احياء و زنده ماندن نيز به كناري نهاده شده است.

نسخ خطي به عنوان يكي از مهم‌ترين ميراث تمدني و فرهنگي ايراني ما، نقش بزرگي در تحولات فرهنگي از گذشته تاكنون و بهره‌گيري براي آينده پيش‌رو داشته و دارد. از اين رو بي‌دليل نخواهد بود اگر در اين حوزه نگاه ويژه‌اي داشته باشيم و در برنامه‌ريزي‌ها، جايي براي اين مقوله مهم باز كنيم.

ايران به عنوان يكي از بزرگ‌ترين سرزمين‌هاي داراي سابقه تمدني و فرهنگي، از نخستين دارندگان فرهنگ كتابت از پيش از اسلام و يكي از بزرگ‌ترين كشورهاي بسط‌دهنده فرهنگ و تمدن اسلامي از منظر آثار علمي و فرهنگي، جايگاه بزرگي دارد. اين آثار كه بيشتر آنها به صورت خطي نوشته و به همين صورت هم نگهداري شده و برخي به زمان ما رسيده است، جايگاه كشور ايران را در منطقه و ميان كشورهاي اسلامي به مقام نخست رسانده است.

در ميان كشورهاي خاورميانه و كشورهاي اسلامي، ايران بيشترين آثار خطي را دارد و به دليل زبان فارسي به عنوان زبان غالب منطقه در سده‌هاي پيشين بيشتر آثار خطي موجود در منطقه شامل كشورهاي هند، پاكستان، افغانستان و كشورهاي آسياي ميانه و برخي كشورهاي دورتر، از جمله كشورهاي عربي و خاور دور مثل چين به اين زبان اختصاص دارد. آنچه در اين زمينه مهم به نظر مي‌رسد اين است كه بيشتر آثار خطي كشورهاي همسايه و خاورميانه و شبه‌قاره به زبان فارسي بوده و سهم زبان‌هاي مناطق محلي از اين نسخ اندك است.

جهاني براي نسخ خطي فارسي‌

هنوز كسي نتوانسته است آماري براي تعداد نسخ خطي فارسي در ايران و كشورهاي داراي اين نسخ به دست دهد. آمارها درباره تعداد نسخ خطي در ايران در نوسان است و هنوز كسي جز از آمار مستند موجود در كتابخانه‌ها آماري نمي‌تواند ارائه كند و به اين مساله برمي‌گردد كه بسياري از نسخ خطي چون به خانواده‌ها تعلق دارند در شمول هيچ آماري قرار نمي‌گيرند و از اين رو نمي‌توان آماري ارائه كرد.

براساس برآوردها كه اين هم با نوسانات فراواني همراه است و حتي در مورد نسخ خطي ثبت شده هم صدق مي‌كند، از 300 هزار تا يك ميليون نسخه خطي در دست مردم قرار دارد. اين تفاوت آماري به كارشناسان حوزه فرهنگ محدود نمي‌شود و بسياري از مديران اجرايي و مديريتي هم به آن دامن مي‌زنند.

زمان زيادي نمي‌گذرد كه مشاور فرهنگي رئيس‌جمهور از حدود يك ميليون نسخه خطي در دست مردم سخن گفت و برخي ديگر بر اين آمارها تاكيد كردند. مدير بنياد ريحانه`‌الرسول از 600 هزار نسخه خطي خبر داد كه تنها 250 هزار نسخه در كتابخانه‌ها به ثبت رسيده و بقيه در دست مردم قرار دارد.

بيشتر كارشناسان بر 120 تا 180 هزار نسخه خطي ثبت شده در كتاخانه‌ها توافق دارند و بر سر 300 تا يك ميليون نسخه در دست مردم اختلاف نظر وجود دارد.

با توجه به پراكندگي نسخه خطي فارسي دركشورهاي مختلف و بويژه همسايه‌ها و حضور چند صدهزار نسخه در كتابخانه‌هاي بزرگ دانشگاهي و ملي كشورهاي اروپايي، مي‌توان حجم وسيعي از نسخه‌هاي خطي فارسي را متصور شد كه در سراسر جهان وجود دارد. به اين آمار اگر نسخه‌هاي خطي اسلامي در كشورهاي اسلامي را هم اضافه كنيم رقم بسيار بالايي مي‌شود كه از احصاء و شمارش بيرون خواهد رفت.

اين مساله به اعتقاد دكتر توفيق سبحاني كه تنها 30 كتابخانه تركيه را بررسي كرده به گونه‌اي است كه ازمجموع 90 هزار نسخه بررسي شده، 10 هزار نسخه خطي به ‌زبان فارسي بوده است.

غفلت از رويدادهاي جهاني‌

از نابساماني حوزه نسخ خطي در كشور و غفلت از ميراث مشترك مكتوب فارسي كه بگذريم، رويدادهاي جهاني حوزه ما هم بسادگي فراموش مي‌شوند. دعوت از برخي مسوولان حوزه نسخ خطي كشور براي همكاري با بخش مطالعات اسلامي دانشگاه كمبريج به منظور تشكيل سازمان بين‌المللي نسخ خطي اسلامي و برگزاري همايش‌هايي از اين دست، از جمله غفلت‌ها بوده و ما را در برابر عمل انجام شده‌اي قرار داد و باعث شد به جاي پيشرو بودن، دنباله‌روي كساني باشيم كه كمترين سهم را در توليد و ارائه نسخ خطي دارند.

دانشگاه كمبريج با تشكيل بنياد دانشنامه اسلامي، گام در راه رقابت با كشورهاي داراي سابقه تمدني و فرهنگي چون ايران و مصر برداشت و در يك اقدام ويژه، تمامي كشورهاي صاحب نسخ را به دنباله‌روي برنامه‌هاي خود تبديل كرد.

برخي كارشناسان حوزه نسخ خطي نابساماني اداري، اجرايي و وابستگي كامل برنامه‌هاي كشورهاي فرهنگي چون ايران را به دولت، از جمله دلايل تاخير در اقدامات ضروري و مناسب و عقب‌ماندگي در فعاليت‌هاي بين‌المللي فرهنگي مي‌دانند.

دكتر حبيب‌الله عظيمي، معاون كتابخانه سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران و از اعضاي ايراني سازمان بين‌المللي نسخ اسلامي مي‌گويد: با تشكيل سازمان تصويب اساسنامه و تشكيل كميته‌هاي فرعي، اعضاي ايراني به عنوان برخي از اعضاي كميته‌ها انتخاب شدند.

به گفته وي، هدف از تشكيل كميته‌هاي فرعي، رسيدن به الگوهاي جهاني براي توصيه به كشورهاي داراي نسخ‌‌خطي در زمينه‌‌هايي چون فهرست نويسي، اطلاع‌رساني، ديجيتال، حفاظت و نگهداري، تصحيح و تحقيق و انتشار است و پس از رسيدن به اين الگوها، براي كشورهاي عضو كاربرد مي‌يابد.

حضور كشورهاي ايران، مصر، تركيه، آمريكا، انگليس، هند و پاكستان  در اين سازمان نشان مي‌دهد كه دانشگاه كمبريج سرمايه بسياري براي شناسايي نسخ مبادله اطلاعات درباره نسخ خطي كشورهاي عضو و رسيدن به رويه مشترك براي حفظ، نگهداري، احياء، اطلاع‌رساني، تصحيح و تحقيق به ميدان آورده و بيش از كشورهاي داراي اين نسخ به كسب اعتبار براي كار در اين حوزه مي‌انديشد.

از مهم‌ترين پرسش‌هايي كه در تشكيل اين سازمان و اقداماتي كه دانشگاه كمبريج تاكنون انجام داده پيش مي‌آيد اين است كه چرا كشورهاي داراي سابقه توليد اين نسخ، پيشگام چنين حركت‌هايي نمي‌شوند و هميشه بايد دنباله‌روي ديگراني باشند كه سهمي هم در توليد اين آثار نداشته‌اند.

عظيمي مي‌گويد: نبود يك نهاد تشكيلاتي منسجم در كشورهاي اسلامي و بويژه نداشتن دانش فني قوي براي فهرست‌نويسي و از همه مهمتر دانش آكادميك در بحث حفاظت و نگهداري و ديجيتالي كردن آثار خطي در اروپا از جمله دلايل پيشگامي دانشگاه كمبريج در راه‌اندازي اين سازمان است.

هزينه و زمان كافي و نيروي انساني كارآمد براي برگزاري همايش‌هاي بين‌المللي و ‌برگزاري جلسات كميته‌ها در كشورهاي عضو و نبود اين توان در كشورهايي مثل ايران از ديگر دلايل پيشگامي اين دانشگاه است.

از جمله مشكلاتي كه پس از تشكيل اين سازمان براي كشورهاي عضو و داراي سابقه گسترده تمدني در حوزه آثار خطي به وجود آمد، محدود شدن تدريجي حضور نمايندگان كشورها و اعضاي كميته‌ها به دليل حذف زبان‌هاي عربي و فارسي از همايش‌ها و كنفرانس‌ها و محقق نشدن وعده‌هاي اوليه براي برگزاري برخي اجلاس اين سازمان در كشورهاي عضو بود كه اين هم به دليل تامين نشدن مالي و پشتيباني از سوي كشورهايي مثل ايران و ... به صورت غيررسمي كنار گذاشته شد.

به گفته عظيمي، برپايي يك كنفرانس درباره موضوعات فعاليتي اين سازمان بين‌المللي نيازمند صرف صدها ساعت كار اجرايي؛ هماهنگي كامل دستگاه‌هاي اجرايي و دولتي و پشتيباني مالي مطلوب است كه متاسفانه در ايران چنين امكانات و تداركاتي تقريبا وجود ندارد.

حال محاسبه كنيم كه براي هر سال 4 كنفرانس با حضور تمام اعضاي سازمان و تداركات پيشين به منظور برپايي نشست‌هاي اعضاي كميته‌ها و تصويب موضوعات مورد توافق ما چه ميزان مي‌توانيم اقدامات اجرايي، پشتيباني و مالي لازم را انجام دهيم.

سيدمحمدرضا فاضل هاشمي، مديركل مخطوطات كتابخانه آستان قدس رضوي درباره مشكلات كشورهايي چون ايران در پيشگامي و مديريت چنين برنامه‌هاي بين‌المللي مي‌گويد: اين كه ما با راه‌اندازي موسسه و بنيادي بين‌المللي در حوزه نسخ خطي اسلامي و ايراني پيشگام باشيم در نشست‌هاي مختلف مطرح شده است، اما هيچ گاه آن گونه كه بايد اتفاق نظر ميان كتابخانه‌ها براي تشكيل چنين بنياد، نهاد يا موسسه‌اي وجود ندارد.

به گفته وي، با توجه به سابقه تمدني و توان كارشناسي ما، لازم بود اين سازمان توسط ما راه‌اندازي مي‌شد، اما حال هم با توجه به ضرورت برگزاري نشست‌هاي كارشناسي ميان كتابخانه‌ها براي چاره‌انديشي در چنين مواردي و پيشگامي، نخستين نشست كارشناسي ميان كتابخانه‌ها اسفندماه سال گذشته برگزار شد و مرداد ماه هم دومين نشست برگزار مي‌شود.

هاشمي حضور، همكاري و پشتيباني دولت در اين گونه امور را ضروري مي‌داند و با توجه به حضور رئيس كتابخانه ملي در هيات دولت مي‌گويد: با اين پشتوانه‌ها مي‌توان به نتيجه كارهاي كارشناسي اميدوار بود.

جمشيد كيانفر، كارشناس و مصحح نسخ خطي و سردبير مجله آيينه ميراث هم معتقد است، اين كاستي‌ها همگي ناشي از نبود برنامه‌ريزي و فراموشي تمام برنامه‌هاي موجود با تغيير مديريت‌هاست و به دليل قائم به فرد بودن امور، هرگز نمي‌توان انتظار تحولي در تمام حوزه‌ها و بويژه حوزه نسخ خطي داشت.

به گفته وي، دليل انجام برنامه‌هاي درازمدت ايران‌شناسي، شرق‌شناسي و اسلام‌شناسي در دانشگاه‌ها و مراكز معتبر جهاني، برنامه‌محور بودن اين مراكز است و تغيير مديريت‌ها تاثير چنداني بر اين برنامه‌ها ندارد.

از تاثيري كه تغيير مديريت‌ها و آسيبي كه اين تغييرات بر فرهنگ ايراني مي‌گذارد، نمي‌توان گذشت. نبود برنامه و تشكيلات منسجم و پشتيباني مالي دولتي را هم نمي‌توان فراموش كرد؛ اما بايد به فكر نهادهاي خصوصي فعال بين‌المللي هم بود كه در خلا‡ حضور دولت، گام در راه چنين فعاليت‌هايي بردارد و ما پيشگام فعاليت‌هاي فرهنگي و جهاني باشيم.

فراموش نكنيم كه حامي مالي طرح راه‌اندازي سازمان نسخ خطي اسلامي در مركز مطالعات شرقي دانشگاه كمبريج، بر اساس اطلاعات غيررسمي، يك مركز فرهنگي متعلق به عربستان سعودي است و هزينه‌هاي گزاف برگزاري كميته‌ها و كشورهاي عضو، چندين كنفرانس در هر سال و تحقيقات و مطالعات گسترده در اين حوزه را اين مركز فرهنگي عهده‌دار است.

فراموش هم نكنيم كه انگلستان و عربستان 2 كشور عمده در خريد آثار خطي قاچاق شده از ايران و كشورهاي ديگر هستند و مبالغ بالايي هم براي اين آثار مي‌پردازند.

نامهرباني با نسخ خطي‌

با حجم گسترده نسخ خطي در جامعه ايراني برنامه‌هاي حفاظتي، نگهداري و احياي نسخ تاكنون چندان موفقيت‌آميز نبوده است. گردآوري حدود 20 درصد آثار خطي موجود در جامعه و غفلت از صدها هزار نسخه موجود در كشورهاي همجوار در كنار تلاش‌هاي ناكام براي ساماندهي، حفظ و احياي اين نسخ از جمله عوامل اين ناكامي‌ها بوده است.

طرح ثبت و تملك نسخ خطي كه از تصويب مجلس نگذشت و نمايندگان با اين دليل كه باعث فرار بيشتر آثار خطي و قاچاق آن در خارج از كشور مي‌شود، آن را رد كردند و دعوت‌هاي مكرر براي خريد و امانت‌سپاري آثار از سوي كتابخانه‌هاي بزرگ كه هنوز با اقبال زيادي هم روبه‌رو نشده است، از نمونه‌هاي بارز تلاش‌هاي ناكام در اين عرصه است.

نبود شرايط مناسب براي نگهداري اين آثار در خانه‌ها، نداشتن امكانات آفت‌زدايي، مستندسازي آثار در شرف تخريب يا تخريب شده از جمله نامهرباني‌هايي است كه با ميراث مكتوب كشور مي‌شود. از اين دست رويدادها كه در حوزه فرهنگ به وفور مشاهده مي‌شود، در حوزه نسخ خطي به صورت چشمگيري وجود دارد، حساسيت درباره آثاري كه نابودي آنها مي‌تواند به فراموشي بخشي از فرهنگ يك ملت با سابقه فرهنگي گسترده و عميق منجر شود.

غلا‌مرضا معصومي

چطور روزتان را برنامه ریزی کنید

افراد موفق می دانند که باید هر روزشان مفید و پربار باشد و به همین دلیل سعی میکنند از هر روزشان بیشترین استفاده ممکن را ببرند، چه در جهت رشد فردی یا کاری خود. ابزاری که برای انگیزه دادن به خودشان استفاده می کنند، برنامه روزانه شان است. وقتی عادت کنید که برای هر روزتان برنامه داشته باشید، روی کارها تمرکز بیشتری داشته و اولویت های آن روز را خوب می فهمید. با این روش احتمال انجام شدن کارها خیلی بیشتر است .


- برای هر روزتان از شب قبل برنامه ریزی کنید
20-15 دقیقه را هر شب صرف برنامه ریزی برای روز آینده کنید. متخصصین می گویند یک دقیقه برنامه ریزی، در 10 دقیقه وقت شما در اجرای کار صرفه جویی می کند. اگر برای برنامه ریختن تا روز بعد صبر کنید، ممکن است خیلی اتفاقات بیفتد که فکرتان را منحرف کند و نتوانید روی برنامه تمرکز داشته باشید. وقتی از روز قبل برنامه تان را آماده داشته باشید، می توانید هر اتفاق دیگری که در طول روز افتاده را در نظر گرفته و به برنامه تان اضافه و کم کنید. همچنین وقتی شب قبل برنامه ریزی می کنید، باعث می شوید که ذهن ناخودآگاهتان در طول شب روی این برنامه ها کار کند و بعد که صبح بیدار شدید، می دانید که دقیقاً چه کار باید بکنید و دیگر وقتتان را برای اینکه ببینید چه باید بکنید یا نکنید هدر نمی دهید.


- یک لیست مستر تنظیم کنید
این لیست از همه کارهایی که فکرش را بکنید تشکیل شده است. اگر کاری به فکرتان می رسد که لازم است انجام دهید، فوراً آنرا در این لیست جای دهید. هیچ تعهدی به انجام همه کارهایی که در لیست مستر نوشته شده است ندارید. هدف این لیست این است که صرفاً آن کارها را فراموش نکنید. هر کار دیگری هم که در طول روز به ذهنتا می رسد را به این لیست اضافه کنید.


- یک لیست از حتماً های روزانه تهیه کنید
این لیست از کارهایی تشکیل شده است که بالاترین اولویت را دارند و سنگین ترین نتیجه را در بر خواهند داشت، چه مثبت و چه منفی. برای تنظیم این لیست وقت بگذارید و خوب فکر کنید چون وقتی کاری وارد این لیست می شود باید تا آخر روز بعد بی بر و برگرد انجام شود. کارهایی که در این لیست نوشته می شوند به هیچوجه نباید به تاخیر بیفتند چون باعث می شود که اینکار برایتان شکل عادت درباید و به اولویت های روزانه تان بی توجه شوید. این لیست باید کوتاه بوده و بیشتر از 6 مورد روی آن نوشته نشده باشد.


- یک لیست از بایدهای روزانه تهیه کنید
این لیست شامل کارهایی می شود که باید در طول روز انجام دهید اما حتمی و لازم نیستند که بخواهید آنها را روی لیست حتماً ها قرار دهید. این کارها را باید بعد از اتمام کارهای نوشته شده در لیست حتماًها به انجام برسانید.


- قرارملاقات ها را فراموش نکنید
ساعت های خاصی در روز هستند که به یک ملاقات خاص تعلق دارند. وقتی قراری با کسی می گذارید حتماً آن را روی تقویم خود یادداشت کنید و بعد آن قرارها را به برنامه روزانه تان منتقل کنید.


- بعضی کارها را به دیگران محول کنید
خیلی از کارهای قید شده در لیست روزانه تان هستند که می توانید انجام آنها را به دیگران واگذار کنید. افراد موفق می دانند که نمی توانند همه کارهایشان را شخصاً تمام کنند و همیشه خیلی از کارهایشان را به کسانی می سپارند که انجام دهند.


- سه بار تاخیر در انجام کار
اگر می بینید که چند روز پشت سر هم کارهایتان را نیمه تمام می گذارید و به روز بعد معوق میکنید آنوقت باید از خودتان بپرسید چرا آن روز اول این کار در لیستتان بوده است و چه ارزشی در زندگیتان دارد. تا می توانید نباید بیشتر از سه روز کاری را به تاخیر بیندازید.


- تنظیم وقت برای تهیه غذا
معمولاً چیزی که از خیلی برنامه ریزی ها جا می ماند تنظیم ساعتی برای خوردن غذاست. این مسئله اهمیت زیادی دارد، اول به این دلیل که در پولتان صرفه جویی کرده و برای غذاخوردن بیرون نمی روید، و دوم اینکه برای سلامتیتان بهتر است. خیلی از افراد موفق برای صرفه جویی در وقت به رستورانهای فست فود می روند و وضعیت سلامتیشان هم وخیم است. یادتان باشد، مدیریت زمان، مدیریت زندگی است و بالاترین اولویت زندگی، خودتان هستید.
با اجرای این استراتژی ها در تنظیمب برنامه روزانه می توانید بازده کاری خود را به طور قابل توجهی بالا برده و سریعتر به اهداف و آرزوهایتان دست پیدا کنید.

هفتاد گناه زبان

هفتاد گناه زبان

سوال:
در روايت آمده بيشترين افرادي كه به جهنم مي روند به خاطر زبانشان است. هفتاد گناه پاي زبان مي نويسند. اين هفتاد گناه را نام ببريد؟
 

پاسخ:
خداوند در قرآن كريم به نعمت زبان اشاره فرموده و مي فرمايد: (الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خلق الانسان عَلَّمَهُ الْبَيانَ؛[1] زبان عمده ترين وسيله اي است كه مردم به كمك آن با يكديگر ارتباط فكري برقرار مي كنند و ايجاد تفاهم و انتقال مفاهيم از طريق زبان صورت مي گيرد. در يك جمله زبان ملاك ارزش و معرف شخصيت انسان و ترازوي عقل اوست. حضرت علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «المرءُ مخبوء تحت لسانه؛[2] شخصيت هر کس در پي زبان اوست» زبان با تمام فوائدي كه برايش ذكر مي شود مفاسد و آفاتي نيز دارد كه بايد آنها را شناخت تا با كنترل زبان، از ابتلاء به آن آفات پيشگيري و اجتناب ورزيد.
در قرآن كريم آمده است: اي كساني كه ايمان آورده ايد نبايد قومي قوم ديگر را مسخره كند، شايد آنها از اينها بهتر باشند، و نبايد زناني زنان ديگر را مسخره كنند، شايد آنها از اينها بهتر باشند.از يكديگر عيب مگيريد، و به همديگر لقبهاي زشت مدهيد، چه ناپسنديده است نام زشت پس از ايمان. و هر كه توبه نكرد آنان خود ستمكارند.»[3]
خداوند در آيه ديگر مي فرمايد: واي بر هر بدگوي عيبجويي. ويلٌ لكل همزة لمزه.[4]
در روايتي داريم كه حضرت رسول ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: «هر كه متعهد شود محافظت آنچه ميان دو فك اوست كه زبان باشد، و آنچه ميان دو پاي اوست، من از براي او بهشت را متعهد مي شوم.»[5]
شخصي به آن حضرت عرض كرد كه: راه نجات چيست؟ فرمود: زبان خود را نگاه دار.[6] و ديگري عرض كرد كه: از چه چيز بيشتر بر من ترسيده شود؟ زبان او را گرفت و فرمود: اين و فرمود بيشتر چيزي كه مردمان را داخل جهنم مي كند زبان است و شهوت.[7]
حضرت علي ـ عليه‎ السلام ـ مي فرمايد:
«به خدا سوگند، باور نمي كنم بنده اي زبانش را حفظ نكند تقوائي سودمند به دست آورد.»[8]
پيامبر اكرم مي فرمايد: «بيشترين مردم به خاطر گناه و آفت زبان به جهنم مي روند.» كه در اينجا به بعضي از آنها اشاره مي كنيم.[9]
1. غيبت. 2. نميمه. 3. دروغ. 4. دو زباني. 5. بهتان و افتراء. 6. قذف. 7. افشاء اسرار مؤمن. 8. دشنام 9. لعن و نفرين. 10. طعن و شماتت. 11. سُخريه و استهزاء. 12. مدح. 13. اظهار غضب. 14. غنا. 15. كثرت مزاح و خنده. 16. مراء و جدال. 17. خصومت.18. سؤال عوام از امور مشكله. 19. تكلم بدون علم. 20. تكلم بي فايده. 21. منكر خدا شدن. 22. غير خدا را پرستش كردن. 23. دروغ بستن به خدا. 24. تكذيب آيات خدا. 25. كفران نعمت. 26. از خدا شكوه كردن. 27. اظهار نااميدي كردن از خداوند. 28. به خداوند دشنام دادن. 29. نسبت فرزند به خدا دادن. 30. نسبت بي عدالتي به خدا. 31. ادعاي خدائي كردن. 32. از خدا درخواست بيجا كردن. 33. دعاي خير براي ستمگران. 34. نفرين كردن. 35. چون و چرا كردن در كار خدا. 36. خدا را متهم كردن كه به قتل امام حسين راضي بوده. 37. با دشمنان خدا اظهار دوستي كردن. 38. منكر رسالت پيامبر شدن. 39. پيامبر را مجنون خواندن. 40. اسرار امامان معصوم را فاش كردن. 41. از سخن امام عيب گرفتن. 42. براي ظهور امام زمان وقت تعيين كردن. 43. ادعاي امامت كردن. 44. حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال دانستن. 45. احكام را با قياس سنجيدن. 46. به ناحق شهادت دادن. 47. تفسير به رأي كردن قرآن. 48. مؤمن را خوار كردن. 49. فاسق را عزيز شمردن. 50. مؤمن را ترساندن. 51. اظهار فقر و تنگدستي كردن. 52. راز خود را به ديگران گفتن. 53. به پدر و مادر اُف گفتن. 54. عيبجوئي كردن. 55. نسبت زنا به كسي دادن. 56. خلافكار را تشويق كردن. 57. مؤمنان را با القاب زشت خواندن. 59. به مال و منال ديگران غبطه خوردن. 60. وعدة دروغ دادن. 61. صفات نيك زنان را به نامحرمان گفتن. 62. با زن نامحرم شوخي كردن. 63. فال بد زدن. 64. عذرتراشي براي ظلم ظالمان. 65. سخن برادر مسلمان خود را قطع كردن. 66. پيشگويي و كهانت. 67. منّت كشيدن. 68. با خواندن قرآن كسب روزي كردن. 69. امر سلاطين را امر خدا دانستن. 70. در كيفيت خدا سخن گفتن.[10]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. معراج السعاده، احمد نراقي، تهران، دارالکتب الاسلاميه، ص 527.
2. گناهان زبان، محمدعلي صفري، تهران، چاپ فرهنگ، 1361.

------------ --------- --------- ---
[1]. الرحمن/ 4-1.
[2]. نوري، مستدرک الوسائل، قم، موسسه آل البيت ـ عليه السلام ـ ، 1408 ق، ج9، ص 22.
[3] . حجرات/ 11.
[4]. همزه/1.
[5] . كنزل العمال، ج 15، ص 806، ح 43205.
[6] . جامع السعادات، ج 2، ص 341.
[7] . الغزالي، محمد، احياء العلوم، بيروت، انتشارات دارالقلم، ج 3، ص 94.
[8] . نهج البلاغه، ص 183، خطبه 176.
[9] . نراقي، احمد، معراج السعاده، ص 527.
[10] . صفري، محمدعلي، گناهان زبان، تهران، چاپ فرهنگ، چاپ اول، شهريور 1361.

اوباما و آينده روابط تهران- واشنگتن

•دكتر محمد مهدى مظاهرى ـ استاد دانشگاه
106641.jpg
پيروزى باراك اوباما در انتخابات رياست جمهورى آمريكا بر رقيب جمهوريخواه خويش جان مك كين، اين تصور عمومى را در جامعه ايران تقويت كرده كه گويا اين پيروزى ضمن فراهم ساختن شرايط تاريخى براى نزديكى دو ملت، مى تواند مشكلات چندين دهه را نيز به نحو مطلوبى حل و فصل كند. در دوران تبليغات انتخاباتى اظهار نظر اوباما مبنى بر تمايل جدى براى شروع مذاكرات با ايران و خروج از عراق، احساس اين تصور عمومى را دو چندان ساخته است. از سوى ديگر دنيس راس كه هم اكنون مشاور باراك اوباما در امور خاورميانه است اطلاعات خوبى از مختصات سياسى و رويدادهاى منطقه دارد و معتقد به مذاكرات مستقيم با طرف ايرانى است. از ديد مشاور عالى اوباما، ايران به دليل داشتن موقعيت ژئوپليتيكى و ژئواستراتژيكى در منطقه حساس خاورميانه از اولويت هاى اصلى سياست خارجى آمريكا است بنابراين دولت وى تلاش خواهد كرد از طريق گفتگو و مذاكره نسبت به حل و فصل مسائل فيمابين اهتمام ورزد.در بررسى گزينه هاى پيش روى دولت اوباما در نوع برخورد با ايران مسائل ذيل قابل تامل است:
۱- سياست خارجى آمريكا اصول ثابت و اساسى خود را دارد و چه دموكرات ها در قدرت باشند يا جمهوريخواهان، برآيند قدرت بر اساس منافع ملى شكل مى گيرد. از اين رو نبايد با پيروزى باراك اوباما (دموكرات ها) دچار خوشبينى مفرط شد. براى هر كسى كه اندك آشنايى با ساختار نظام سياسى آمريكا داشته باشد، اين امر قابل فهم است كه حلقه ارتباطى دموكرات ها با لابى صهيونيستى (آپيك) قوى تر از پيوند سازمان يهود با جمهوريخواهان است. در هر صورت، دفاع از منافع و كيان دولت صهيونيستى يك مسأله روشن و تبيين شده در سياست خارجى آمريكاست.
۲- اوباما در سخنرانى هاى تبليغاتى خويش در ميان يهودى ها بارها اعلام داشته دو كشور ارزش هاى مشتركى دارند و هر كشورى كه منافع اسرائيل را در جهان تهديد كند، به منزله تهديد مستقيم منافع ملت آمريكا است. آنچه واضح است تفاوت هاى سياست خارجى اوباما با مك كين بيشتر تاكتيكى بوده تا استراتژيك، از اين روى گرچه وى از مذاكرات علنى با ايران دم مى زند ولى جلوگيرى از هسته اى شدن ايران را رسالت تاريخى خود مى خواند.
۳- در دوره رياست جمهمورى بيل كلينتون در كاخ سفيد نه تنها شاهد گسترش در روابط ايران - آمريكا نبوده ايم بلكه وى با ابزار حقوق بشر وآزادى هاى مدنى و گشايش فضاى دموكراسى در خاورميانه روابط فيمابين را به لبه پرتگاه رسانيد و در اين دوره شاهد تشديد فشارهاى سياسى و تحريم هاى عليه ايران بوده ايم .
۴-سياست هاى يكجانبه بوش در مورد ايران و تداوم اشغال عراق در دوره هشت ساله رياست جمهورى از چالش هاى اساسى بين دو سوى آتلانتيك بود و به رغم تلاشهاى تيم بوش براى اتخاذ سياست متحد در قبال ايران شاهد شكاف در اين دو حوزه قدرت بوده ايم . از آنجاكه باراك اوباما در افكار عمومى مردم اروپا محبوب تر از جان مك كين جمهوريخواه است به نظرمى رسد با به قدرت  رسيدن وى شاهد انسجام بيشترى ميان اروپا و آمريكا باشيم امرى كه در صورت وقوع مى تواند به ضرر ايران تمام شود.
۵- در اواخر حكومت بوش بركاخ سفيد شاهد گسترش روزافزون اختلافات ميان واشنگتن - مسكو بر سر مسائل بين المللى از جمله ايران بوديم. مواضع خصمانه رقيب اوباما نسبت به سياست هاى منطقه اى كرملين از جمله در حوزه قفقاز و آسياى ميانه بر پيچيدگى اوضاع افزوده بود . به طورى كه برخى از تحليل گران مسائل بين الملل از آغار دورجديد جنگ سرد ميان روسيه و آمريكا خبر داده بودند . به نظرمى رسد اوباما در برخورد با روسها انعطاف بيشترى از خود نشان بدهد كه اين امر مى تواند ضمن كاستن از تنش موجود ميان مسكو و واشنگتن برسر مسائل هسته اى ايران بر انسجام گروه ۱+۵ بيفزايد.
۶- با توجه به تداوم بحران در بازارهاى بين المللى و گسترش فقر و بيكارى در جامعه آمريكا ،  يكى از اولويت هاى اساسى اوباما تثبيت اوضاع اقتصادى و بهبود وضع معيشتى آمريكايى هاست . ازاين رو بنظرمى رسد كه كاهش قيمت نفت و تداوم آن در بازارهاى بين المللى از اولويت هاى اساسى دولت اوباماست . بنابراين چالش اقتصادى ايران - آمريكا در اين حوزه نيز محتمل تر است .
۷- در مجموع مى توان گفت كه نتيجه انتخابات نوامبر ۲۰۰۸ نشان داد كه جامعه آمريكا گرايش بيشترى به سوى ميانه روى و واقع گرايى دارد،  شرايط جديد فرصت مناسبى را براى تصميم گيرى هاى عقلايى در سياست خارجى به خصوص سياست خاورميانه اى آمريكا فراهم مى سازد . در ارتباط با ايران نيز اين انتخابات مى تواند هم فرصت وهم چالش زا محسوب گردد، درصورت مديريت روابط و تبيين واقعيت هاى موجود جهانى از سوى دستگاه سياست خارجى ايران مى توان به آينده روابط دو كشور اميدوارتر بود.

وابستگی

وابستگی احساسی یا مسئولیت احساسی؟

وابستگی احساسی یعنی احساسات خوب خود را از جایی خارج خود به دست بیاورید. یعنی نیار به پر شدن از بیرون داشته باشید نه درون. فکر می کنید چه کسی مسئول سلامت احساسی شماست؟

وابستگی احساسی انواع مختلف دارد:

- وابستگی به مواد، مثل موادغذایی، موادمخدر یا الکل برای پر کردن پوچی درونی خود و از بین بردن درد.

- وابستگی به برخی فرایندها مثل خرج کردن، قمار کردن، تماشای تلویزیون، این هم برای پر کردن پوچی درونی و از بین بردن درد.

- وابستگی به پول برای تعریف ارزش و کفایت خود.

- وابستگی به بدست آوردن عشق، تایید، و توجه کسی برای به دست آوردن حس ارزشمند بودن، باکفایت بودن، دوست داشتنی بودن و ...

- وابستگی به سکس برای پر کردن پوچی درونی و تجربه کردن حس باکفایت بودن.

وقتی مسئولیت تعریف کفایت و ارزش و ایجاد حس امنیت درونی خود را به گردن نمی گیرید، در خارج از خود به دنبال آن حس ارزش، کفایت و امنیت می گردید. هر چیزی که به خودتان نمی دهید را در دیگران یا مواد و اعمال مختلف جستجو می کنید. وابستگی احساسی متضاد قبول مسئولیت شخصی برای سلامت احساسی خود است. اما هنوز هم خیلی افراد نمی دانند که این مسئولیت با خود آنهاست و اصلاً نمی دانند چطور باید این مسئولین را بپذیرند.

قبول کردن مسئولیت احساسی به جای وابستگی احساسی یعنی چه؟

اول اینکه، به این معنی است که احساسات ما از افکار، باورها و رفتار خود ما نشئت می گیرند نه از دیگران یا محیط اطراف. زمانیکه بفهمید و قبول کنید که این خودتان هستید که احساسات خود را ایجاد می کنید نه اینکه آن را از خارج می گیرید، آنوقت است که می توانید مسئولیت احساسی خود را بر گردن بگیرید.

مثلاً تصور کنید کسی که خیلی دوستش دارید از دستتان عصبانی می شود.

اگر از لحاظ احساسی وابسته باشید، ممکن است احساس طردشدگی خود را به خاطر عصبانیت آن فرد بدانید. همچنین ممکن است در واکنش به آن عصبانیت، احساسی آزردگی، ترس، بی کفایتی، خجالت، عصبانیت، تقصیر و خیلی احساسات دیگر پیدا کنید. ممکن است خیلی راه ها را امتحان کنید تا آن فرد را از عصبانیت بیرون آورید تا خودتان احساس بهترین پیدا کنید.

اما اگر از لحاظ احساسی مسئول باشید، واکنش و احساسی کاملاً متفاوت خواهید داشت. اولین کاری که انجام می دهید این است که به خودتان می گویید که عصبانیت آن فرد هیچ ارتباطی با شما ندارد. شاید او روز بدی داشته است و می خواهد آن را سر شما خالی کند. شاید احساس آزردگی و بی کفایتی می کند ومی خواهد با پایین کشیدن شما حداقل درمقابل شما احساس برتری کند. فردی که از لحاظ احساسی مسئول باشد، رفتار دیگران را به خود نمی گیرد و می داند که ما هیچ کنترلی روی رفتارها و احساسات دیگران نداریم. دیگران خودشان مسئول رفتارها و احساسات خود هستند.

کار بعدی فردی که از لحاظ احساسی مسئول باشد این است که به فرد عصبانی محبت می کند و سعی مینماید بفهمد که چه چیزی او را ناراحت کرده است. مثلاً ممکن است بگویید، "من عصبانیت تو را دوست ندارم اما دوست دارم بدانم که چه چیز باعث عصبانیتت شده است. دوست داری درموردش با من حرف بزنی؟" اگر فرد دست از عصبانیت خود برنداشت و یا از قبل می دانستید که این آدم حرف دلش را برایتان نخواهد گفت، آنوقت فردی که از لحاظ احساسی مسئول باشد خواهد گفت، "من علاقه ای به تحمل این عصبانیت ندارم. هروقت احساس کردی که می توانی با من حرف بزنی بهم بگو، درضمن من دارم می رم یکم راه برم." فردی که مسئولیت احساسی داشته باشد از آن محدوده بیرون می رود و هیچوقت سعی نمی کند طرف مقابل خود را تغییر دهد.

وقتی خود را از آن منطقه دور کرد، به درون خود سرمی زند تا ببیند هیچ احساس دردآوری از آن تجربه در او وجود دارد یا نه. مثلاً تصور کنید که درنتیجه آن بحث، احساس تنهایی می کنید. فردی که از لحاظ احساسی مسئول باشد، با درک و مهربانی آن حس تنهایی را در آغوش می کشد. بااینکار به آن حس اجازه می دهید که سریع درون شما حرکت کند تا بتوانید سریعتر به حالت عادی خود برگردید.

به جای اینکه قربانی رفتارهای سایرین باشید، باید مسئولیت احساسی خود را بپذیرید. به جای اینکه مداوم احساس عصبانیت، آزرده خاطری، اضطراب هراس و بی کفایتی کنید، باید بتوانید خودتان را به احساس امنیت و آرامش برگردانید.

وقتی متوجه شدید که احساسات شما مسئولیت و وظیفه خودتان است، می توانید وابستگی های احساسی خود را کنار بگذارید. این مسئله تاثیر بسیار شگرفی در شما و روابطتان خواهد گذاشت. وقتی کسی از وابستگی احساسی به مسئولیت احساسی می رسد، روابط او پیشرفت بسیار زیادی می کند.