نقش دلالها در جذب بازيكنان ضعيف خارجي
پرسپوليس با سوسا قرارداد امضا كرد، سايپا با تورتا، تراكتورسازي با گنزالس، مس با مياتوويچ، ذوبآهن با بوژوويچ، نفت آبادان با ملو، پيكان با كارواليو، نفت تهران با باتيستا و ملوان با پاشينكو.

البته تعداد بازيكنان خارجي كه در همين يك ماه گذشته به ليگ برتر ايران آمدند، خيلي بيشتر از اينهاست، اما آيا همه آنها بازيكناني در حد و اندازههاي فوتبال ايران و بازيكنان ايراني هستند؟!
كثرت نمونههاي بد قبلي باعث ميشود با ترديد به اين پرسش پاسخ دهيم. وقتي مجيد جلالي ميگويد از حدود 500 بازيكن خارجي كه در سالهاي اخير به ليگ برتر آمدهاند، فقط 10 نفرشان خوب بودند، پس از ميان همه اين چهرههاي جديد، شايد نتوان حتي يك بازيكن خوب پيدا كرد، شايد هم باشد اما فقط يك يا دو نفر!
يكي از مشكلات اين روزهاي فوتبال ايران وجود همين بازيكنان خارجي بيكيفيت است، بازيكناني كه پول زيادي را نصيب دلالها ميكنند، اما در عوض نه تنها كوچكترين فايدهاي براي فوتبال ما ندارند كه در دراز مدت آسيبهاي جدي و جبران ناپذيري را به بدنه اين فوتبال و تيمهاي ملي ما ميزنند.
براي آسيبشناسي حضور فوتباليستهاي خارجي در ايران، سراغ دو كارشناس برجسته رفتيم تا در كنار همه اظهارنظرهايي كه در چند روز اخير از قول امير حاج رضايي، مجيد جلالي، بيژن ذوالفقارنسب، جلال چراغپور و چند نفر ديگر شنيديم، نظر آنها را نيز جويا شويم.
فقط دلالها سود ميبرند
بهمن فروتن در پاسخ به اين پرسش جامجم كه چرا تا اين اندازه تعداد بازيكنان خوب خارجي در اين فوتبال كم است، اين چنين پاسخ ميدهد: اينكه در فوتبال ايران بازيكن خوب خارجي نداريم يا كم داريم، دليلش اين است كه ليگ خوبي نداريم. بازيكن خارجي خوب به ليگ خوب ميرود.
اينجا باشگاهها كمتر به تعهداتشان عمل ميكنند و سطح كيفي فوتبال نيز بسيار پايين است. طبيعي است كه بازيكن خوب خارجي بدون مطالعه به جايي نميرود و فقط بازيكنان متوسط هستند كه برايشان فرقي نميكند در كجا بازي كنند، بازيكناني كه راهي به ليگهاي بهتر ندارند.
البته استثناءهايي هم وجود دارد، نفراتي چون فابيو جانواريو، ايگور كاسترو، عمادرضا، جي لوئيد ساموئل و فونيكه سي. اما از نگاه فروتن همينها هم در حد استاندارهاي فوتبال ايران بازيكنان خوبي هستند و خيليهايشان در همين فوتبال به بازيكنان خوبي مبدل شدند، از اينجا به ليگهاي بهتر رفتهاند، خيليها مثل ادينيهو، برونو سزار و فونيكه سي.
اما آيا تعداد بازيكنان بيكيفيت خارجي بر بازيكنان كيفيتر ميچربد، يا اين مساله دليل ديگري هم دارد؟ فروتن در پاسخ به دلالها اشاره ميكند: اينجا در ايران ترانسفر بازيكن دست دلال هاست و از آن بدتر اينكه مديران باشگاهها اعتماد چشم بسته و يك طرفهاي به اين دلالها دارند.
فلان مدير 700-800 ميليون تومان براي يك بازيكن خارجي درجه چندم پول ميدهد بدون آنكه از او تست پزشكي بگيرند. اينجاست كه پول بسيار زيادي در اين فوتبال حرام ميشود.
فروتن اضافه ميكند: آنقدر كه دلالها يك طرفه به باشگاهي بازيكن تحميل كردهاند كه ديگر كل مجموعه فوتبال كشور قوه تشخيص خود را از دست داده است. قبلا كلاغ سياه را رنگ ميكردند و به اسم قناري ميفروختند اما الان خرخاكي را رنگ نكرده به اسم قناري به باشگاهها مياندازند. به طوري كه اگر يك نفر قناري معرفي كند، اما دلال نباشد حرفش را قبول نميكنند.
متاسفانه فوتبال ما بازيكنمحور شده است و پروسه سازندگي از ياد رفته است. به همين خاطر هم الان ميبينيم كه سقف قرارداد به يك ميليارد و 800 ميليون تومان رسيده است. جالب آنكه بسياري از همين بازيكنان گران قيمت وطني در 3 سال اخير هيچ پيشرفتي نداشتهاند.
اين تورم از كجا آمده، از عرضه پايين. اين گونه هم قيمت بازيكنان داخلي بالا ميرود و هم راه ورود بازيكنان خارجي ضعيف به اين فوتبال باز ميشود.
سرمربي فصل گذشته استقلال هم در اين زمينه با فروتن موافق است. «پرويز مظلومي» در اين باره به جامجم ميگويد: نقش دلالها در مساله ازدياد حضور بازيكنان خارجي بيكيفيت در فوتبال ما بسیار مهم است. البته من میخواهم از لفظ مدیر برنامه استفاده كنم، چون به هر حال همه این واسطهها دلال نیستند، اما همین اشخاص هم بیشتر به دنبال جیب خودشان هستند و درصدی كه از ترانسفر بازیكن نصیبشان میشود. آنها كاری ندارند كه باشگاه از بابت این خریدهای بیارزش متضرر می شوند یا خیر. خود من در استقلال بازیكنی داشتم كه بعد از هفت یا هشت ماه بدون تیم ماندن جذب تیم شد. اما چون یك كلیپ خوب برایش ساخته بودند بهراحتی وارد چرخه فوتبال ما شد.
مظلومی در ادامه با اشاره به این كه چرخه تولید در این فوتبال از كار افتاده است، اضافه كرد: من اعتقاد دارم در فوتبالی كه بیش از اندازه نتیجهگرا شده، طبیعی است كه سازندگی فراموش شود.
وقتی مربیان و مدیران باشگاهها فرصت پیدا نمیكنند بازیكنسازی كنند و از تولیدهای خودشان استفاده كنند، تعداد حضور بازيكنان متوسط و ضعیف خارجی هم به تبع آن افزایش مییابد. من خودم را مثال میزنم. استقلال را قهرمان جام حذفی كردم و در لیگ برتر هم فقط با یك امتیاز اختلاف قهرمانی را از دست دادیم، اما فرصت دوبارهای برای ادامه فعالیت در این تیم پیدا نكردم، چون مدیران اعتماد لازم را به من نداشتند. این دلهره و نگرانی همیشه با مربیان ایرانی هست و آنها كمتر جرات میكنند از بازیكنان جوان در تركیب خود استفاده كنند.
مظلومی با بیان این جمله كه فوتبال ما زمانی پر بود از تیمهای بازیكنساز، ميافزايد: حالا نهتنها خبری از آنها نیست كه آكادمیها و مدارس فوتبال هم تعطیل شدهاند.
فروتن هم به عنوان جمله پایانی تصريح ميكند: بسیاری از این نابسامانیها از آنجا نشات میگیرد كه فوتبال را به جای یكسری خاك خورده فوتبال، جمعی لبوفروش اداره می كنند. دلال لبوفروش، مدیر لبوفروش و...
شاخصترين خارجيهاي ليگ برتر
با وجود آنكه در پرونده حضور بازيكنان خارجي، خاطرات بد ما بسيار بيشتر از خاطرات خوب است، اما در همين 11دوره اخير ليگ برتر چند بازيكن خوب خارجي هم در فوتبال ما بازي كردهاند تا خواسته يا ناخواسته در ارتقاي سطح كيفي بازيكنان ايراني هم پست خود، تاثيرگذار باشند.
يكي از قديميترين بازيكنان خوب خارجي آرمناك پطروسيان است، دروازهبان ارمنستاني كه 11 سال در چارچوب دروازه تيمهاي سپاهان و تراكتورسازي ايستاد و به الگويي براي بسياري از دروازهبانان جوان اين فوتبال تبديل شد.
البته سپاهانيها بعد از آرمناك چند چهره خوب ديگر هم داشتند، كه آخرين آنها عماد رضاي عراقي است؛ بهترين گلزن خارجي تاريخ فوتبال ايران با 69 گل زده. ابراهيم توره يكي ديگر از بازيكنان خوب خارجي است كه در پيكان و پرسپوليس بازي كرد اما طلاييترين بازيهايش را براي سپاهان انجام داد.
ايگور كاسترو، فابيو جانواريو، فيليپ آلوز دسوزا و ادينيهوي برزيلي، ايوان پتروويچ صرب و جي لوئيد ساموئل ترينيدادوتوباگويي ديگر چهرههاي شاخصي بودند كه در اين 10 سال گذشته وارد فوتبال ايران شدند.
اين نفرات در نقطه مقابل دهها بازيكناني قرار دارند كه با هزارجور بيماري و آسيبديدگي وارد اين فوتبال شدند و بسياري از آنها بدون آنكه حتي يك بازي براي تيمهايشان انجام دهند، فقط پول قراردادشان را گرفتند و رفتند.
50 بازيكن خارجي تاريخ استقلال و پرسپوليس
با مروري بر اسامي تمام خارجيهايي كه در 65 سال گذشته پيراهن دو باشگاه پرطرفدار ايران، استقلال و پرسپوليس را پوشيدهاند ميتوان به اين نتيجه رسيد كه مشت نمونه خروار است.
نخستين بازيكن خارجي شاغل در ايران، پير كارلوي لهستاني بود كه از سال 1324 تا 1335 از دروازه استقلال حراست نمود. بعد از او، ويليام مك لوري و آلن ويتل انگليسي هم در سالهاي 1356 و 1357 در خط مياني پرسپوليس بازي كردند تا آنها نيز نخستين خارجيهاي اين باشگاه لقب بگيرند.
اما آن زمان شايد كمتر كسي تصور ميكرد كه در كمتر از نيم قرن بعد، فوتبال ايران به بازاري براي خريد و فروش بازيكنان نه چندان خوب خارجي تبديل شود. اين اتفاق امروز رخ داده است و حضور شبه بازيكنان خارجي در ايران به واقعيتي تلخ در فوتبال كشور تبديل شده است.
مروري بر اسامي همه آنهايي كه در اين سالها در دو تيم استقلال و پرسپوليس بازي كردهاند، گوياي اين واقعيت است اكثر اين بازيكنان، براي دلالهايشان مفيد بودهاند تا براي باشگاههايشان.



