حوزه فرهنگ ما مسير دشواري مي‌پيمايد. مشكلات ساختاري در حوزه‌هاي مديريتي و اجرا، ضعف‌هاي عمده در هر دو حوزه مذكور، تغييرات گسترده مديران در دوره‌هاي زماني كوتاه، بلاتكليفي مديران و سردرگمي ميان وظيفه‌ صرف دولتي يا دولتي خصوصي و نبود بخش خصوصي پرتوان و مستقل، از جمله دست‌اندازهاي اين مسير دشوار است. از مهم‌ترين مشكلات اين حوزه، دشواري برنامه‌ريزي و انجام كار كارشناسي ناشي از نگاه بسته مالي مسوولان دولتي است كه اين حوزه را از يك حوزه زيربنايي و اساسي به ضعيف‌ترين و كم‌تاثيرترين حوزه در ساختار اجرايي كشور تبديل كرده است.

اين مساله پس از آن‌كه ساختار كلي حوزه فرهنگ را تحت تاثير قرار مي‌دهد به زيرشاخه‌ها مي‌رسد و بر اين شاخه‌هاي ضعيف، فشار فراواني وارد مي‌آورد. حوزه نسخ خطي به عنوان يكي از زيرشاخه‌هاي حوزه كتاب و در نگاه كلي‌تر حوزه فرهنگ، از اين جمله است و علاوه بر مشكلاتي كه در بخش نگهداري، ترميم، حفظ و ساماندهي بر آن وجود دارد از ورطه احياء و زنده ماندن نيز به كناري نهاده شده است.

نسخ خطي به عنوان يكي از مهم‌ترين ميراث تمدني و فرهنگي ايراني ما، نقش بزرگي در تحولات فرهنگي از گذشته تاكنون و بهره‌گيري براي آينده پيش‌رو داشته و دارد. از اين رو بي‌دليل نخواهد بود اگر در اين حوزه نگاه ويژه‌اي داشته باشيم و در برنامه‌ريزي‌ها، جايي براي اين مقوله مهم باز كنيم.

ايران به عنوان يكي از بزرگ‌ترين سرزمين‌هاي داراي سابقه تمدني و فرهنگي، از نخستين دارندگان فرهنگ كتابت از پيش از اسلام و يكي از بزرگ‌ترين كشورهاي بسط‌دهنده فرهنگ و تمدن اسلامي از منظر آثار علمي و فرهنگي، جايگاه بزرگي دارد. اين آثار كه بيشتر آنها به صورت خطي نوشته و به همين صورت هم نگهداري شده و برخي به زمان ما رسيده است، جايگاه كشور ايران را در منطقه و ميان كشورهاي اسلامي به مقام نخست رسانده است.

در ميان كشورهاي خاورميانه و كشورهاي اسلامي، ايران بيشترين آثار خطي را دارد و به دليل زبان فارسي به عنوان زبان غالب منطقه در سده‌هاي پيشين بيشتر آثار خطي موجود در منطقه شامل كشورهاي هند، پاكستان، افغانستان و كشورهاي آسياي ميانه و برخي كشورهاي دورتر، از جمله كشورهاي عربي و خاور دور مثل چين به اين زبان اختصاص دارد. آنچه در اين زمينه مهم به نظر مي‌رسد اين است كه بيشتر آثار خطي كشورهاي همسايه و خاورميانه و شبه‌قاره به زبان فارسي بوده و سهم زبان‌هاي مناطق محلي از اين نسخ اندك است.

جهاني براي نسخ خطي فارسي‌

هنوز كسي نتوانسته است آماري براي تعداد نسخ خطي فارسي در ايران و كشورهاي داراي اين نسخ به دست دهد. آمارها درباره تعداد نسخ خطي در ايران در نوسان است و هنوز كسي جز از آمار مستند موجود در كتابخانه‌ها آماري نمي‌تواند ارائه كند و به اين مساله برمي‌گردد كه بسياري از نسخ خطي چون به خانواده‌ها تعلق دارند در شمول هيچ آماري قرار نمي‌گيرند و از اين رو نمي‌توان آماري ارائه كرد.

براساس برآوردها كه اين هم با نوسانات فراواني همراه است و حتي در مورد نسخ خطي ثبت شده هم صدق مي‌كند، از 300 هزار تا يك ميليون نسخه خطي در دست مردم قرار دارد. اين تفاوت آماري به كارشناسان حوزه فرهنگ محدود نمي‌شود و بسياري از مديران اجرايي و مديريتي هم به آن دامن مي‌زنند.

زمان زيادي نمي‌گذرد كه مشاور فرهنگي رئيس‌جمهور از حدود يك ميليون نسخه خطي در دست مردم سخن گفت و برخي ديگر بر اين آمارها تاكيد كردند. مدير بنياد ريحانه`‌الرسول از 600 هزار نسخه خطي خبر داد كه تنها 250 هزار نسخه در كتابخانه‌ها به ثبت رسيده و بقيه در دست مردم قرار دارد.

بيشتر كارشناسان بر 120 تا 180 هزار نسخه خطي ثبت شده در كتاخانه‌ها توافق دارند و بر سر 300 تا يك ميليون نسخه در دست مردم اختلاف نظر وجود دارد.

با توجه به پراكندگي نسخه خطي فارسي دركشورهاي مختلف و بويژه همسايه‌ها و حضور چند صدهزار نسخه در كتابخانه‌هاي بزرگ دانشگاهي و ملي كشورهاي اروپايي، مي‌توان حجم وسيعي از نسخه‌هاي خطي فارسي را متصور شد كه در سراسر جهان وجود دارد. به اين آمار اگر نسخه‌هاي خطي اسلامي در كشورهاي اسلامي را هم اضافه كنيم رقم بسيار بالايي مي‌شود كه از احصاء و شمارش بيرون خواهد رفت.

اين مساله به اعتقاد دكتر توفيق سبحاني كه تنها 30 كتابخانه تركيه را بررسي كرده به گونه‌اي است كه ازمجموع 90 هزار نسخه بررسي شده، 10 هزار نسخه خطي به ‌زبان فارسي بوده است.

غفلت از رويدادهاي جهاني‌

از نابساماني حوزه نسخ خطي در كشور و غفلت از ميراث مشترك مكتوب فارسي كه بگذريم، رويدادهاي جهاني حوزه ما هم بسادگي فراموش مي‌شوند. دعوت از برخي مسوولان حوزه نسخ خطي كشور براي همكاري با بخش مطالعات اسلامي دانشگاه كمبريج به منظور تشكيل سازمان بين‌المللي نسخ خطي اسلامي و برگزاري همايش‌هايي از اين دست، از جمله غفلت‌ها بوده و ما را در برابر عمل انجام شده‌اي قرار داد و باعث شد به جاي پيشرو بودن، دنباله‌روي كساني باشيم كه كمترين سهم را در توليد و ارائه نسخ خطي دارند.

دانشگاه كمبريج با تشكيل بنياد دانشنامه اسلامي، گام در راه رقابت با كشورهاي داراي سابقه تمدني و فرهنگي چون ايران و مصر برداشت و در يك اقدام ويژه، تمامي كشورهاي صاحب نسخ را به دنباله‌روي برنامه‌هاي خود تبديل كرد.

برخي كارشناسان حوزه نسخ خطي نابساماني اداري، اجرايي و وابستگي كامل برنامه‌هاي كشورهاي فرهنگي چون ايران را به دولت، از جمله دلايل تاخير در اقدامات ضروري و مناسب و عقب‌ماندگي در فعاليت‌هاي بين‌المللي فرهنگي مي‌دانند.

دكتر حبيب‌الله عظيمي، معاون كتابخانه سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران و از اعضاي ايراني سازمان بين‌المللي نسخ اسلامي مي‌گويد: با تشكيل سازمان تصويب اساسنامه و تشكيل كميته‌هاي فرعي، اعضاي ايراني به عنوان برخي از اعضاي كميته‌ها انتخاب شدند.

به گفته وي، هدف از تشكيل كميته‌هاي فرعي، رسيدن به الگوهاي جهاني براي توصيه به كشورهاي داراي نسخ‌‌خطي در زمينه‌‌هايي چون فهرست نويسي، اطلاع‌رساني، ديجيتال، حفاظت و نگهداري، تصحيح و تحقيق و انتشار است و پس از رسيدن به اين الگوها، براي كشورهاي عضو كاربرد مي‌يابد.

حضور كشورهاي ايران، مصر، تركيه، آمريكا، انگليس، هند و پاكستان  در اين سازمان نشان مي‌دهد كه دانشگاه كمبريج سرمايه بسياري براي شناسايي نسخ مبادله اطلاعات درباره نسخ خطي كشورهاي عضو و رسيدن به رويه مشترك براي حفظ، نگهداري، احياء، اطلاع‌رساني، تصحيح و تحقيق به ميدان آورده و بيش از كشورهاي داراي اين نسخ به كسب اعتبار براي كار در اين حوزه مي‌انديشد.

از مهم‌ترين پرسش‌هايي كه در تشكيل اين سازمان و اقداماتي كه دانشگاه كمبريج تاكنون انجام داده پيش مي‌آيد اين است كه چرا كشورهاي داراي سابقه توليد اين نسخ، پيشگام چنين حركت‌هايي نمي‌شوند و هميشه بايد دنباله‌روي ديگراني باشند كه سهمي هم در توليد اين آثار نداشته‌اند.

عظيمي مي‌گويد: نبود يك نهاد تشكيلاتي منسجم در كشورهاي اسلامي و بويژه نداشتن دانش فني قوي براي فهرست‌نويسي و از همه مهمتر دانش آكادميك در بحث حفاظت و نگهداري و ديجيتالي كردن آثار خطي در اروپا از جمله دلايل پيشگامي دانشگاه كمبريج در راه‌اندازي اين سازمان است.

هزينه و زمان كافي و نيروي انساني كارآمد براي برگزاري همايش‌هاي بين‌المللي و ‌برگزاري جلسات كميته‌ها در كشورهاي عضو و نبود اين توان در كشورهايي مثل ايران از ديگر دلايل پيشگامي اين دانشگاه است.

از جمله مشكلاتي كه پس از تشكيل اين سازمان براي كشورهاي عضو و داراي سابقه گسترده تمدني در حوزه آثار خطي به وجود آمد، محدود شدن تدريجي حضور نمايندگان كشورها و اعضاي كميته‌ها به دليل حذف زبان‌هاي عربي و فارسي از همايش‌ها و كنفرانس‌ها و محقق نشدن وعده‌هاي اوليه براي برگزاري برخي اجلاس اين سازمان در كشورهاي عضو بود كه اين هم به دليل تامين نشدن مالي و پشتيباني از سوي كشورهايي مثل ايران و ... به صورت غيررسمي كنار گذاشته شد.

به گفته عظيمي، برپايي يك كنفرانس درباره موضوعات فعاليتي اين سازمان بين‌المللي نيازمند صرف صدها ساعت كار اجرايي؛ هماهنگي كامل دستگاه‌هاي اجرايي و دولتي و پشتيباني مالي مطلوب است كه متاسفانه در ايران چنين امكانات و تداركاتي تقريبا وجود ندارد.

حال محاسبه كنيم كه براي هر سال 4 كنفرانس با حضور تمام اعضاي سازمان و تداركات پيشين به منظور برپايي نشست‌هاي اعضاي كميته‌ها و تصويب موضوعات مورد توافق ما چه ميزان مي‌توانيم اقدامات اجرايي، پشتيباني و مالي لازم را انجام دهيم.

سيدمحمدرضا فاضل هاشمي، مديركل مخطوطات كتابخانه آستان قدس رضوي درباره مشكلات كشورهايي چون ايران در پيشگامي و مديريت چنين برنامه‌هاي بين‌المللي مي‌گويد: اين كه ما با راه‌اندازي موسسه و بنيادي بين‌المللي در حوزه نسخ خطي اسلامي و ايراني پيشگام باشيم در نشست‌هاي مختلف مطرح شده است، اما هيچ گاه آن گونه كه بايد اتفاق نظر ميان كتابخانه‌ها براي تشكيل چنين بنياد، نهاد يا موسسه‌اي وجود ندارد.

به گفته وي، با توجه به سابقه تمدني و توان كارشناسي ما، لازم بود اين سازمان توسط ما راه‌اندازي مي‌شد، اما حال هم با توجه به ضرورت برگزاري نشست‌هاي كارشناسي ميان كتابخانه‌ها براي چاره‌انديشي در چنين مواردي و پيشگامي، نخستين نشست كارشناسي ميان كتابخانه‌ها اسفندماه سال گذشته برگزار شد و مرداد ماه هم دومين نشست برگزار مي‌شود.

هاشمي حضور، همكاري و پشتيباني دولت در اين گونه امور را ضروري مي‌داند و با توجه به حضور رئيس كتابخانه ملي در هيات دولت مي‌گويد: با اين پشتوانه‌ها مي‌توان به نتيجه كارهاي كارشناسي اميدوار بود.

جمشيد كيانفر، كارشناس و مصحح نسخ خطي و سردبير مجله آيينه ميراث هم معتقد است، اين كاستي‌ها همگي ناشي از نبود برنامه‌ريزي و فراموشي تمام برنامه‌هاي موجود با تغيير مديريت‌هاست و به دليل قائم به فرد بودن امور، هرگز نمي‌توان انتظار تحولي در تمام حوزه‌ها و بويژه حوزه نسخ خطي داشت.

به گفته وي، دليل انجام برنامه‌هاي درازمدت ايران‌شناسي، شرق‌شناسي و اسلام‌شناسي در دانشگاه‌ها و مراكز معتبر جهاني، برنامه‌محور بودن اين مراكز است و تغيير مديريت‌ها تاثير چنداني بر اين برنامه‌ها ندارد.

از تاثيري كه تغيير مديريت‌ها و آسيبي كه اين تغييرات بر فرهنگ ايراني مي‌گذارد، نمي‌توان گذشت. نبود برنامه و تشكيلات منسجم و پشتيباني مالي دولتي را هم نمي‌توان فراموش كرد؛ اما بايد به فكر نهادهاي خصوصي فعال بين‌المللي هم بود كه در خلا‡ حضور دولت، گام در راه چنين فعاليت‌هايي بردارد و ما پيشگام فعاليت‌هاي فرهنگي و جهاني باشيم.

فراموش نكنيم كه حامي مالي طرح راه‌اندازي سازمان نسخ خطي اسلامي در مركز مطالعات شرقي دانشگاه كمبريج، بر اساس اطلاعات غيررسمي، يك مركز فرهنگي متعلق به عربستان سعودي است و هزينه‌هاي گزاف برگزاري كميته‌ها و كشورهاي عضو، چندين كنفرانس در هر سال و تحقيقات و مطالعات گسترده در اين حوزه را اين مركز فرهنگي عهده‌دار است.

فراموش هم نكنيم كه انگلستان و عربستان 2 كشور عمده در خريد آثار خطي قاچاق شده از ايران و كشورهاي ديگر هستند و مبالغ بالايي هم براي اين آثار مي‌پردازند.

نامهرباني با نسخ خطي‌

با حجم گسترده نسخ خطي در جامعه ايراني برنامه‌هاي حفاظتي، نگهداري و احياي نسخ تاكنون چندان موفقيت‌آميز نبوده است. گردآوري حدود 20 درصد آثار خطي موجود در جامعه و غفلت از صدها هزار نسخه موجود در كشورهاي همجوار در كنار تلاش‌هاي ناكام براي ساماندهي، حفظ و احياي اين نسخ از جمله عوامل اين ناكامي‌ها بوده است.

طرح ثبت و تملك نسخ خطي كه از تصويب مجلس نگذشت و نمايندگان با اين دليل كه باعث فرار بيشتر آثار خطي و قاچاق آن در خارج از كشور مي‌شود، آن را رد كردند و دعوت‌هاي مكرر براي خريد و امانت‌سپاري آثار از سوي كتابخانه‌هاي بزرگ كه هنوز با اقبال زيادي هم روبه‌رو نشده است، از نمونه‌هاي بارز تلاش‌هاي ناكام در اين عرصه است.

نبود شرايط مناسب براي نگهداري اين آثار در خانه‌ها، نداشتن امكانات آفت‌زدايي، مستندسازي آثار در شرف تخريب يا تخريب شده از جمله نامهرباني‌هايي است كه با ميراث مكتوب كشور مي‌شود. از اين دست رويدادها كه در حوزه فرهنگ به وفور مشاهده مي‌شود، در حوزه نسخ خطي به صورت چشمگيري وجود دارد، حساسيت درباره آثاري كه نابودي آنها مي‌تواند به فراموشي بخشي از فرهنگ يك ملت با سابقه فرهنگي گسترده و عميق منجر شود.

غلا‌مرضا معصومي