نمايشگاه روزنه‌اي به رنگ به مناسبت سي‌امين سالروز درگذشت سهراب برگزار ‌شده است. اين نمايشگاه از 9 آذر آغاز به كار كرده و تا اول بهمن برپاست. 113 اثر از موزه كاشان ، 70 اثر از موزه هنرهاي معاصر كرمان ،16 اثر از موزه هنرهاي معاصر تهران، 14 اثر از انگليس و امارات و 27 اثر از مجموعه‌هاي خصوصي رسول عزيززاده ، يعقوب امداديان و فريد اخوي براي نمايش در اين نمايشگاه به امانت گرفته شده‌اند.

پيش از اين و حدود 10 سال پيش، نمايشگاهي از آثار نقاشي سهراب سپهري در موزه هنرهاي معاصر تهران برگزار شد؛ اما به گفته برگزار كنندگان دومين نمايشگاه، از مجموعه حاضر، 18 اثر براي اولين بار است كه در معرض ديد عموم قرار مي‌گيرد.

سالن بزرگ ورودي موزه را عكس‌هايي از سهراب پر كرده‌اند. عكس‌هايي اغلب سياه و سفيد كه از كودكي تا ميانسالي و زمان مرگ او را نشان مي‌دهند.

به گفته يعقوب امداديان ، دبير نمايشگاه روزنه‌اي به رنگ: مروري بر نقاشي‌هاي سهراب سپهري ، اين عكس‌ها از مجموعه‌هاي شخصي و خصوصي به امانت گرفته شده‌اند. البته عكس‌هايي كه از سهراب بر ديوارهاي موزه آويخته شده‌اند، بيشتر پرسنلي بوده و تفاوت سني سهراب در چند عكس اول به اندازه يكي دوسال است. در عكس‌هاي بعد، سهراب را به هيبت شاعرانه‌اي كه از او مي‌شناسيم نزديك‌تر مي‌بينيم. موهاي بلند شده و صورت اصلاح نشده‌اي كه تا زمان مرگ شاعر نقاش با او بود.

رنگ روغن، گواش روي مقوا، آبرنگ روي كاغذ، كلاژ و طراحي روي مقوا، اكريليك روي مقوا و... تكنيك‌هاي مختلفي است كه سهراب با آنها نقاشي مي‌كرده و اندازه‌هاي متفاوت قاب‌ها (كه نقاشي‌هايي را از 3 در 5/1 متر گرفته تا آنها كه روي كاغذ‌هاي4A نقاشي شده‌اند)‌ طبع آزاد و روح محدوديت گريز نقاششان را نشان مي‌دهد.

امداديان، تعداد آثار به نمايش در آمده را حدود 300اثر عنوان مي‌كند و با اشاره به اين‌كه آمار دقيقي از آثار نقاشي سهراب سپهري به دست نيامده مي‌گويد: قرار است با برپايي نمايشگاه‌هايي از اين دست، شناسنامه‌اي دقيق از آثار نقاشي سهراب سپهري تهيه شود كه اين اقدام از نمايشگاهي كه 10 سال پيش برگزار شد، آغاز شده است.

شكل‌هاي ساده

تنه‌هاي بزرگ درختان با آن بدنه‌هاي سفت و پوسته‌هاي كشيده‌اي كه از جواني شان حكايت دارند در رديف‌هاي چندتايي ايستاده‌اند تا نقاش آنها را جايي در ميانه تنه‌هايشان اسير كند و با رنگ‌هاي خاكستري قهوه‌اي روي بوم و مقوا ثبتشان كند.

شكل‌هاي ساده با كمترين پيرايش و خودنمايي رنگي، بهترين راه بيان نقاشي هايي است كه همه چيز را ساده مي‌خواهد. براي سهراب كه شعرهاي ساده مي‌گويد، زندگي را ساده پيش مي‌برد و اگرچه حساسيت‌هاي هنرمندانه‌اش در تقابل با جامعه آزارهاي ذهني به همراه دارند، در نقاشي‌هايش هم اصل هميشگي سادگي را رعايت كرده است.

شكل‌ها در نقاشي‌هاي سهراب اگرچه ثابت هستند، اما نگاه نقاش در بسياري از تابلوها به همان اشكال تكرار شونده، نگاهي متفاوت است؛ البته اين مساله درباره تنه‌هاي درختان كه از موضوعات مورد علاقه سهراب براي نقاشي بوده، چندان صدق نمي‌كند.

افق‌هاي ثابت و بي‌حركت كه با خطي ساده نشان داده شده‌اند، خانه‌هاي كوچك كاهگلي كه اغلب در گوشه پاييني تابلو جا گرفته‌اند، درخت‌ها و بخش‌هاي انتخاب شده‌اي از طبيعت كه به شكل هوشمندانه‌اي تفاوت نگاه سهراب را به طبيعت نشان مي‌دهد، از جمله اين المان‌هاي ثابت هستند.

نگاه سهراب به طبيعت، در نقاشي‌هايش هم از همان نگاه كلي نشات مي‌گيرد كه از او در شعرهايش ديده‌ايم و اين بايد امري بديهي باشد؛ اما انتخاب‌هاي تصويري سهراب جذابيت اين موضوع بديهي را درباره نقاشي‌هايش و ارتباط آن با شعرهايش بيشتر مي‌كند.

سهراب را به عنوان شاعر رمانتيك حساسي مي‌شناسيم كه خوب شعر مي‌گويد و اهل كاشان است، اما پاي نقاشي‌هايش كه به ميان كشيده مي‌شود، سهرابي را مي‌بينيم كه تصاوير هميشه با كلمه ساخته شده‌اش را اين‌بار با ابزار تصويرگري به شكل ديگري متولد مي‌كند. او با نقاشي كردن امكان ديگري را جز شاعري براي بيان و بروز در اختيار مي‌گيرد.

اين‌كه شاعرها و نويسنده‌ها به دليل در اختيار داشتن قدرت استفاده از كلمه، امكان ارتباط برقرار كردن بيشتري با مخاطبانشان دارند، درباره سهراب آنقدرها صدق نمي‌كند. با اين‌كه شاعر محبوب ما با تراوشات ذهني‌اش شناخته‌شده و دوست داشته مي‌شود، اما اين سهراب نقاش است كه روزي بالاخره شاعري را كافي نمي‌داند و براي بيان چيزهايي كه دروني‌ترند و جايي دورتر از دسترس كلمه قرار گرفته‌اند، دست به قلم مو مي‌برد و بوم‌ها را رنگ مي‌زند.

اولين تجربه‌هاي سهراب براي نقاش شدن با مجموعه تصاوير خلاصه شده‌اي از طبيعت آغاز شد. اولين تجربه‌هاي آبرنگي و گواشي او هم به نوعي نمايش دوباره لحظات شاعرانه‌اي است كه پيش از اين در قالب شعر تصويرشان كرده بود.

از سنگ تا درخت

گالري شماره 2 موزه را يك تابلو دو لته بزرگ از تنه درختان و چند كار كوچك‌تر پركرده‌اند. تابلويي به نام قلوه سنگ‌ها وجود دارد و بقيه آثار بدون عنوان‌اند. بيشتر تابلوهاي به نمايش درآمده از سهراب بي‌عنوان‌اند يا با عناوين كلي مانند تنه درختان، منظره كاشان و... اسم‌گذاري شده‌اند. در شناسنامه كوچك كنار كارها كه به 2 زبان انگليسي و فارسي شامل نام اثر و مجموعه‌داري است كه آن را به نمايشگاه امانت داده نشاني از تاريخ خلق اثر وجود ندارد.

سپهري پيش و بيش از آن كه شاعر باشد، نقاش بود؛ ولي نسل كنوني بيشتر او را به عنوان شاعر مي‌شناسد

اگر فرض را بر اين بگيريم كه برگزاركنندگان نمايشگاه در زمان چيدمان كارها، رعايت دوره‌هاي مختلف نقاشي سهراب را كرده باشند، باز هم كنجكاوي‌هايي درباره تحولات كاري سهراب در نقاشي‌هايش و ارتباطشان با شعرهايي كه در هر دوره مي‌گفته براي بازديدكننده‌ها باقي مي‌ماند.

با اين‌كه به گفته امداديان، هدف از برگزاري اين نمايشگاه آشنايي بيشتر مردم با سهرابي است كه همراه با شاعري اش نقاشي هم مي‌كرده است، اما اغلب بازديد كننده‌ها به اشتياق ديدن نقاشي‌هايي آمده اند كه سهراب مورد علاقه شان در كنار شاعري به آن هم مشغول بوده است.

در حالي كه به اعتقاد امداديان «سپهري پيش و بيش از آن كه شاعر باشد، نقاش بود؛ ولي نسل كنوني بيشتر او را به عنوان شاعر مي‌شناسد. اين موضوع 2 دليل توا‡مان دارد. اول اين كه معرفي او به عنوان يك نقاش آن گونه كه شايسته‌اش بوده، صورت نگرفته است و دوم تفاوت ميزان مخاطب در شعر و نقاشي را نمايان مي‌كند.»

نمايشگاهي كه امداديان دبيري‌اش را به عهده گرفته و وزارت ارشاد و موزه هنرهاي معاصر تهران برگزاركننده‌اش هستند، مجموعه تقريبا كاملي را از آثار نقاشي سهراب سپهري در بر مي‌گيرد. با اين حال، نمايش صرف آثار سهراب بي‌آن‌كه هيچ نوشته‌اي بر سر در گالري‌ها نصب شود يا كاتالوگي در اختيار بازديدكننده‌ها قرار گيرد، در حالي كه همايش‌هاي موسيقي و ادبيات به عنوان بخش‌هاي جانبي آن در نظر گرفته شده، چگونه مي‌تواند در شناسايي وجه نقاشانه سهراب موفق عمل كند؟

در گالري‌هاي ديگر موزه بجز گالري هفتم كه مجموعه وسايل شخصي سهراب است تابلوها، مجموعه‌اي از آثار طراحي، آبرنگ، گواش و رنگ روغن‌هاي او روي بوم‌ها و كاغذ‌هاي كوچك و گاهي بسيار كوچك نمايش داده شده‌اند.

وفاداري به ذات هنر ايراني

سهراب كلي‌بيني و سرعت عمل را در طراحي‌هايش رعايت مي‌كرد. آثار طراحي او بسيار ساده و شامل خطوط و شكل‌هاي ابتدايي و بدون فرم‌ها و پيچ و تاب‌هاي غيرضروري است. طراحي‌هاي او بي‌توجهي نقاششان را به جزييات نشان مي‌دهد و در عين حال وفاداري او را به ذات هنر ايراني.

تاكيد بر طبيعت

در نقاشي‌هاي سهراب، نور و سايه در وضعيت برابري قرار دارند. هر دوي اينها به يك اندازه مورد بي‌مهري او قرار گرفته‌اند. سهراب در نقاشي‌هايش بر رنگ ذاتي طبيعت تاكيد بسياري دارد. براي همين هم در نقاشي‌هاي او هيچ سبزي به خاطر در سايه قرار گرفتن قهوه‌اي نمي‌شود و هيچ نوري نمي‌تواند رنگ كاهگلي‌هاي خانه‌هاي آفتاب زده كوير را بي رنگ و محو كند. آنها با رنگ‌هاي طبيعي گل و كاهشان در بزرگي كوير جا گرفته‌اند.

امداديان، نقاش معتقد است: «سپهري به نسلي از هنرمندان ما تعلق دارد كه در سال‌هاي پس از 1340 رشد كرد و يكي از مشخصه‌هاي اين نسل آن بود كه دريافت كجا ايستاده است و در جهان پر تكاپوي معاصرش چه مي‌گذرد و در برابر بحران هويت ملي‌اش چه راه‌حل يا پاسخي دارد. سهراب سپهري حاصل اين سال‌ها و دوران است.»

اگر سهراب سپهري را در دوره‌اي كه زندگي مي‌كرده مورد بررسي قرار بدهيم، با نام‌هاي بزرگ و كوچك بسياري روبه‌رو مي‌شويم كه در هنر و ادبيات آن زمان حضوري قابل اعتنا داشته‌اند، نام‌هايي كه اغلبشان به جبر ناگزير تاريخ آنقدرها كه انتظار مي‌رفته باقي نمانده‌اند. اما در كنار اين شمار بسيار از ياد رفتگان، سهراب در مجموعه‌اي جا مي‌گيرد كه باقي ماندن نامشان به نظر تضمين شده مي‌آيد.

گالري‌هاي آخر موزه، طراحي‌هاي خلوت سهراب را روي بوم‌هاي سفيد نشان مي‌دهد. شكل‌هاي ساده‌اي از سيب و موز كه سايه خورده‌اند و در گوشه‌اي كه تمركز بيننده را به خودش مي‌خواند، جا گرفته‌اند.

گالري هفتم نمايشگاه، تختخواب چوبي بسيار بزرگي را در خودش جا داده است كه گويا زماني محل خواب و استراحت سهراب بوده است؛ اما كيف دستي سهراب در كنار كلاه لبه‌دار مشكي‌اش، آن صندل‌هاي بسيار زيباي سنتي در محفظه‌اي شيشه‌اي و تخت بسيار بزرگ با نقش‌هاي ظريف و كنده‌كاري‌هاي زيبا، چه جايي در نمايشگاه مروري بر نقاشي‌هاي سهراب سپهري مي‌توانند داشته باشند؟!

نمايش فيلم مستندي درباره سهراب سپهري، برگزاري كارگاه آموزشي و اجراي پرفورمنسي به كارگرداني محمد حاتمي در كنار برگزاري همايش بررسي شعر و انديشه‌هاي ادبي و هنري سهراب از بخش‌هاي جنبي اين نمايشگاه بودند.

اسماعيل آذر، دبير بخش ادبي نمايشگاه با بيان اين‌كه از ميان كساني كه انديشه‌هايشان به سهراب نزديك است براي سخنراني دعوت به عمل آمده بود، گفت: «سخنراني‌ها در 2 حوزه ادبيات تطبيقي و تأثير سهراب از ديگر شاعران پيش رفت. همچنين در همايش و نمايشگاه آثار اين هنرمند، تأثيرپذيري او از نقاشي‌هاي ژاپن و چين و آيين‌هاي بودايي مورد بررسي قرار گرفت كه نشانگر درهم تنيده شدن نگاه اين هنرمند در اشعار و نقاشي‌هايش است.»

حركات‌ آزاد و شتابان‌ قلم موي سهراب، اجازه تركيب شدن را به رنگ ماده‌ها دادند و استفاده از رنگ‌هاي خاصي مانند قرمز براي ايجاد تمركز از جمله‌ مشخصات‌ نقاشي‌هاي او هستند. ضمن آن‌كه گرايش به هنر شرق دور در آثار نقاشي او هم مانند شعرهايش ديده مي‌شود.

سهراب كه در مدت كوتاه زندگي‌اش، سفرهاي بسياري به كشورهاي ديگر دنيا داشته، در سفري به هند، ژاپن و كشورهاي شرق دور، با هنر اين بخش از دنيا آشنا شده و از آن در كارهاي بعدي‌اش بسيار بهره برده است. انگار روح شاعر ما منبع الهامش را پيدا كرده باشد، نقاشي‌هايش هم از هنر آن بخش زمين بي تاثير نمانده است.