هفته ششم ليگ برتر

استقلال به نفت رسيد
هفته ششم رقابت‌هاي فوتبال ليگ برتر روزهاي يکشنبه و دوشنبه هفته جاري برگزار مي‌شود که در يکي از ديدارهاي روز نخست استقلال بايد به مصاف نفت تهران برود.

به گزارش مهر، در روز نخست از هفته ششم رقابت‌هاي فوتبال ليگ برتر باشگاه‌هاي کشور ، تيم استقلال با توجه به پيروزي پرگل برابر پيکان، در ورزشگاه آزادي ميهمان نفت تهران است و مي‌خواهد روند موفقيت‌هايش را ادامه دهد اما حريف آن‌‌ها گرچه نخستين فصل حضورش در ليگ برتر را تجربه مي‌کند اما نتايج غير منتظره اي را کسب کرده و مي‌تواند براي شاگردان مظلومي مشکل ساز شود.

در کرمان تيم مس پس از سه شکست ابتداي فصل، در دو هفته اخير نتايج قابل قبولي را کسب کرده و يکشنبه شب در ورزشگاه باهنر ميزبان شاگردان مجيد جلالي است، تيمي که در ليگ دهم عملکرد خوبي داشته است.

پيکان در حالي که با محمد احمدزاده روزهاي خوبي را سپري نمي‌کند، در قزوين بايد برابر استيل آذين پرحاشيه به ميدان برود. هر دو تيم وضعيت مناسب و مطلوبي ندارند و 3 امتياز اين ديدار مي‌تواند آنها را از شرايط فعلي نجات دهد. شايد اين آخرين فرصت احمدزاده باشد. دو تيم بحران زده به دنبال سه امتياز اين ديدار هستند.

در اصفهان شاگردان قلعه‌نويي که در هفته گذشته شکست تلخي را در شهرآورد اصفهان تجربه کردند، ميزبان پاس همدان هستند. گرچه پاس هفته گذشته در ورزشگاه خانگي برابر نفت تهران متوقف شد اما در حال حاضر در رده سوم جدول قرار دارد و براي حفظ جايگاه يا ارتقاي آن براي رسيدن به 3 امتياز به اصفهان مي‌رود.

در ورزشگاه يادگار امام (ره) تيم‌هاي تراکتورسازي تبريز و ملوان بندرانزلي برابر هم به ميدان مي‌روند، تيم‌هايي که در هفته‌هاي اخير نتايج خوبي را کسب نکرده اند، خصوصا تراکتورسازي که پس از پيروزي در هفته دوم 2 شکست و يک تساوي را در هفته‌هاي اخير تجربه کرده و در اين بازي در انديشه جبران ناکامي‌هاي ديدارهاي گذشته است.

چهار ديدار ديگر اين مسابقات روز دوشنبه برگزار خواهد شد که پرسپوليس بايد به مصاف تيم فوتبال شاهين بوشهر بود که هدايت آن را حميد استيلي برعهده دارد.

برنامه هفته ششم رقابت‌هاي فوتبال ليگ برتر باشگاه‌هاي کشور به شرح زير است:

يکشنبه 31/5/89
مس کرمان - فولاد خوزستان، ساعت 21:30، ورزشگاه شهيد باهنر کرمان
پيکان قزوين - استيل آذين، ساعت 21:30، ورزشگاه شهيد رجايي قزوين
سپاهان اصفهان - پاس همدان، ساعت 21:30، ورزشگاه فولادشهر
تراکتورسازي تبريز - ملوان بندرانزلي، ساعت 21:30، ورزشگاه يادگار امام (ره) تبريز
نفت تهران - استقلال تهران، ساعت 21:30، ورزشگاه آزادي تهران

دوشنبه 1/6/89
سايپا البرز - راه آهن شهرري، ساعت 21:30، ورزشگاه انقلاب کرج
صباي قم - شهرداري تبريز، ساعت 21:30، ورزشگاه يادگار امام(ره) قم
صنعت نفت آبادان - ذوب آهن اصفهان، ساعت 21:30، ورزشگاه تختي آبادان
پرسپوليس - شاهين بوشهر، ساعت 21:30، ورزشگاه آزادي تهران

جدول گلزنان ليگ برتر:

6 گل:
ادر لوسيانو ادينهو (مس کرمان)

5 گل:
محسن بياتي نيا(صباي قم) و محمد غلامي (استيل آذين)

4 گل:
رضا نوروزي (فولادخوزستان)، ميلاد ميداودي(استقلال تهران)، روح الله عرب(نفت آبادان) و سعيد دقيقي(شهرداري تبريز)

3 گل:
غلامرضا رضايي (پرسپوليس)، فرهاد مجيدي (استقلال)، محمدي نوري(پرسپوليس) و علي کريمي(شهرداري تبريز)

جدول رده‌بندي:
1- ذوب آهن اصفهان 13 امتياز
2 پرسپوليس تهران 12 امتياز
3- پاس همدان 10 امتياز
4- استيل آذين 9 امتياز - تفاضل گل 4+
5- صنعت نفت 9 امتياز تفاضل گل 3+
....................................
10- سپاهان اصفهان 6 امتياز
....................................
16- شهرداري تبريز 4 امتياز
17- پيکان قزوين يک امتياز تفاضل گل 6-
18- راه آهن شهرري يک امتياز تفاضل گل 8-

نقاشي كردن براي آينده

جنبش نوگرايي در هنر ايران در عصر معاصر يكي از موضوعاتي است كه همواره مورد توجه هنرشناسان قرار گرفته است. در متن زير استاد غلامعلي طاهري به بررسي چگونگي شكل‌گيري اين جنبش و تاثيرات مدرنيسم حاكم در آن زمان بر شكل‌گيري اين جنبش بر هنر معاصر ايران در حوزه نقاشي پرداخته است.

غلامعلي طاهري، استاد دانشگاه در رشته نقاشي و پژوهشگر هنر است. او در كارنامه هنري خود دبيركلي نخستين جشنواره بين‌المللي هنرهاي تجسمي فجر را نيز دارد.

جنبش نوگرايي در ايران طي سال‌هاي پس از جنگ جهاني دوم جدي و موجب دگرگوني‌هاي زيادي شد. در دهه‌هاي آغازين قرن 14 هجري شمسي شرايطي در كشور پديد آمد كه زمينه‌هاي نوگرايي و مدرنيسم در تمام شوونات فرهنگي، اجتماعي و علمي بويژه در برنامه‌هاي هنري سرعت گرفت. در واقع به نوعي ضرورت تغيير در ساختارهاي اقتصادي و اجتماعي پس از جنگ جهاني اول كه در جوامع سنتي به وجود آمده بود، در ايران نيز با تاثيرپذيري از الگوهاي فرهنگي دنياي صنعتي غرب، با جنبش‌هاي اصلاح‌طلب و ضد استعماري به وجود آمد.

اما مدرنيسم كه بر پايه و اساس نگاه متفاوت و خاص هنرمند به هستي و ادراك بصري او به جهان بويژه در هنرهاي تجسمي آغاز شد و شكل گرفت، در 2 بخش هنر انتزاعي و هنر عيني توسعه يافت و تغييرات عمده‌اي كرد. از آنجا كه اين هنر جهاني در ايران نيز مطابق روش‌هاي غربي با تاخيري حدودا 50 ساله تعقيب شد، به همان صورت هم در حوزه‌هاي مختلف ادامه يافت.

هنر مدرن زاييده پديده‌هاي اجتماعي، سياسي، علمي و فناوري بود. بويژه نظريه‌هاي فلسفي معاصر و روان‌شناسي نوين در پيدايش جنبه‌هاي بياني آن بسيار موثر بوده است. اگرچه تاثير جنگ‌هاي جهاني اول و دوم را نمي‌توان در ايجاد جنبش‌هاي بغرنج هنري مدرن ناديده گرفت؛ ولي به طور كلي همين روند خاصه پديده‌هاي نوظهور فناوري در سرعت بخشي به اين هنر نقش بسزايي داشته است، اما اين‌كه تا چه حد اين زمينه‌ها با ساختارهاي فرهنگي و اجتماعي ايران آن روزگار تناسبي داشته يا خير، بحث ديگري است. شكي نيست كه فضاي سنتي و مذهبي ايران نه‌تنها هيچ‌گونه سنخيتي با بسياري از وجوه مدرنيسم نداشته، بلكه اين ناهماهنگي و تقابل ميان سنت و مدرنيسم چالش‌هاي جدي در گستره فرهنگ و هنر كشور و جناح‌هاي مختلف فكري پديد آورد كه تا سال‌هاي زياد و حتي تا امروز ادامه يافته است.

اساسا انديشه مذهبي با پديده‌هاي منورالفكري مدرنيسم مخالفت ريشه‌اي دارد كه خود مقوله ديگري است و مي‌تواند در جاي ديگر مورد بررسي عميق و تحقيق جامع و كامل علمي قرار گيرد؛ ولي اواخر دوران حكومت قاجار و در زمان رضاخان و پس از آن همواره نفوذ مدرنيسم در ايران مورد كشمكش بوده است.

موارد مورد اختلاف در تعبير و تعريفي است كه از مدرنيسم توسط مخالفاني در كشورهاي سنتي ارائه شده كه برخي از ويژگي‌هاي آن در تعارض با ارزش‌هاي مذهبي و سنتي، فرهنگ‌هاي غيراروپايي و نيز ابعاد سياسي آنهاست. اين تعابير ‌عبارتند از:

مدرنيسم حامي ليبرال دموكراسي است / مدرنيسم به دنبال لذت‌طلبي است / مدرنيسم پول و اقتصاد را اصل مي‌داند / مدرنيسم طرفدار فردگرايي و خودمختاري است / مدرنيسم كمتر با مذهب تعامل دارد / مدرنيسم تنوع‌طلب است/ مدرنيسم مخالف سنت‌هاست/ مدرنيسم مخالف تكرار و عادت است / مدرنيسم تهاجمي و برونگراست / مدرنيسم تكنيك زده است / مدرنيسم مردم عامي را عقب‌مانده مي‌داند و آنها را شهروند درجه 2 تلقي مي‌كند / مدرنيسم قدرت‌طلب است / مدرنيسم دنياطلب است و آخرت را فراموش كرده / مدرنيسم مروج جامعه مصرف‌گراست/ مدرنيسم طرفدار سكس و خشونت است / مدرنيسم طرفدار رفتارهاي هيجان‌انگيز و جنون‌آميز است / مدرنيسم مخالف زندگي خانوادگي و اخلاقيات است / مدرنيسم مروج رفتارهاي عجيب و غيرمعمول است / مدرنيسم در هنر حس شگفت‌زدگي را بر حس زيبايي مقدم مي‌داند / مدرنيسم طرفدار بي‌بند و باري جنسي است / مدرنيسم هرگونه افكار انقلابي را نفي مي‌كند / مدرنيسم مخالف استقلال‌طلبي است / مدرنيسم يعني خودشيفتگي و استكبار / مدرنيسم خرده فرهنگ‌ها را از ميان مي‌برد / مدرنيسم اصالت و ارزش‌هاي قومي ملت‌ها را نابود مي‌كند / مدرنيسم با شعار پيشرفت و تجدد، مروج فحشاست.

البته اين تعابير و تعاريف از سوي برخي جوامع كه پايبند اصول و سنت‌ها هستند نيز مطرح است؛ همچنين كشورهاي سوسياليستي و كشورهاي مذهبي نيز با برخي از اين تعابير موافقند.

اما ويژگي‌هاي مشتركي نيز ميان اين هنر با هنرهاي ايراني اسلامي وجود داشته است كه همين موضوع سبب پذيرش اين هنر از سوي برخي هنرمندان ايراني شد. هنر مدرن به رغم بغرنج بودن، جنبه‌هاي متنوع زيادي دارد كه همه اين تنوع‌ها در يك هدف مشتركند و آن عيان كردن و به وجود آوردن چيزي است كه قبلا نبوده، به عبارت ديگر انعكاس عناصر موجود در هستي، هدف هنر مدرن نيست و همين مساله از موارد مشترك ميان هنر ايراني اسلامي با هنر مدرن است كه نمونه‌هاي زيادي از آن را مي‌توان در هنر تذهيب يا نقش قالي، گره و موارد اينچنيني ديد كه با هنر آبستره قرابت زيادي دارد. مي‌شد ويژگي‌هاي مشترك بيشتري را با تحقيق و پژوهش عميق‌تر به دست آورد، تقويت كرد و به تئوري هنري رسيد كه متناسب با فرهنگ جامعه ايراني باشد. كارگزاران و برنامه‌ريزان كشور در آن روزگار به راه ديگري رفتند. آنها براي جبران عقب‌ماندگي فرهنگي در مظاهر تجدد، تقليد از پديده‌هاي هنري غرب را در پيش گرفتند و مدرنيسم چون بسياري از موارد ديگر بسيار سطحي به ايران وارد شد. اگرچه اين جنبش يك ضرورت فرهنگي و اجتماعي محسوب مي‌شد، ولي با شناختي عميق و بنيادي آغاز نشد. اعزام دانشجويان به كشورهاي غربي براي تحصيل و گذراندن دوره‌هاي مطالعاتي، سياستگذاري‌هاي فرهنگي و هنري منطبق با الگوهاي غربي در برگزاري مسابقه‌ها و بي‌ينال‌هاي هنري، ‌تاسيس دانشكده هنرهاي زيبا، استخدام هنرمندان نوپرداز در اداره كل هنرهاي زيبا كه بعدها به وزارت فرهنگ و هنر تغيير يافت و حمايت مستقيم دولت از آنها موجب شد كه جريان مدرنيسم در ايران تقويت شود و هنرمندان جوان آن روزگار به اين نوع از هنر ترغيب شوند و در نتيجه به شيوه‌ها و جريان‌هاي مختلف هنر مدرن روي آورند.

اين تحولات و گرايش‌هاي هنري مدرن به صورت توليد آثار هنري نخستين‌بار در نمايشگاه نقاشي در سال 1325 به همت انجمن فرهنگي ايران و شوروي سابق در كاخ عليرضا پهلوي ارائه شد؛ اما با استقبال مردم روبه‌رو نبود، زيرا نسبتي با فرهنگ و سنت ايرانيان نداشت. در ادامه اين روند، حركت‌هاي هنرمندان نوآور ايراني همچون احمد اسفندياري، جليل ضياپور، محمود جوادي‌پور، مهدي ويشكايي، جواد حميدي، حسين كاظمي، حسين بنايي، عبدالله عامري و محسن وزيري‌مقدم با حمايت دولت و مباشرت ماركو گريگوريان و انگيزه بسيار براي همطرازي با هنر جهاني منجر به حضور در نخستين بي‌ينال تهران در سال 1337 شد. اين بي‌ينال صرفا به آثار نوپردازان اختصاص يافت و براي قضاوت آثار و انتخاب نفرات برگزيده نيز از داوران خارجي دعوت به عمل آمد.

موزه هنرهاي معاصر تهران به عنوان خاستگاه هنر مدرن در ايران در گسترش و ترويج مدرنيسم در ايران نقش اساسي داشت

ماركو گريگوريان از پيشگامان مدرنيسم در نقاشي معاصر ايران بود كه پس از بازگشت از ايتاليا در نيمه دوم دهه 30 در وزارت فرهنگ و هنر استخدام شد و گالري استتيك را تاسيس كرد و از مدافعان جدي نقاشان جوان نوگرا بود.

به دنبال اولين بي‌ينال، ‌در سال 1339 دومين بي‌ينال نقاشي با همان انگيزه‌هاي قبلي برگزار شد كه در آن هنرمنداني چون سهراب سپهري،‌ پرويز تناولي، چنگيز شهوق، ابوالقاسم سعيدي، محسن وزيري‌مقدم، رضا بانگيز، منصوره حسيني، جليل ضياپور، مرتضي مميز، ‌مهري رخشا،‌ ايران درودي،‌ هوشنگ پيرداوري،‌ بهروز گلزاري،‌ ناصر اويسي، بيژن صفاري، حسين زنده‌رودي و رستم وسكانيان از برندگان و برگزيدگان آن بودند.

تاريخ آن دوران نشان مي‌دهد هرچند دنباله‌روي از سبك‌ها و شيوه‌هاي غربي بيشتر و رغبت مردم رفته‌رفته از اين هنر دورتر مي‌شد، اما اين موضوع براي هنرمندان هيچ اهميتي نداشت، ‌زيرا هنرمندان نوگرا ارتباط هنر روشنفكرمآبانه خود را با فرهنگ مردم در سطح اجتماعي ضروري نمي‌ديدند و اساسا بر اين اعتقاد بودند كه نيازي به وجود اين ارتباط نيست و به همين دليل هنر ايران بويژه نقاشي دچار آشفتگي شد و بدين‌سان ارزش‌‌هاي هنري، فرهنگ و كيفيت آثار اندك‌اندك فراموش شد و بيشتر پيروي محض و تقليد جاي آن را گرفت كه نتيجه آن رايج شدن نوعي تنبلي هنري بود. هنرمندان علاوه بر تاثيرپذيري به صورت فزاينده‌اي دست به تجربه‌هايي در دستيابي به مواد و مصالحي كه به ايجاد تكنيك و ظاهر نقاشي بينجامد، زدند و مي‌خواستند راه يكصد ساله هنر جديد غرب را در يك جريان ناگهاني با ولع بسيار يك روزه مرور كنند.

جدال ميان كهنه و نو در دهه 40 همچنان ادامه يافت. نوگرايان با حمايت‌هاي دولت جايگاه خود را تثبيت كردند، ولي موضوع اصلي دستيابي به شيوه‌هاي جديد و مدرن بود كه هم نو باشد و هم ايراني. از اين‌رو تعدادي از هنرمندان به سنت‌هاي خودي مراجعه كردند؛ مثلا ناصر اويسي از نگاره‌هاي سلجوقي و قاجار به طور مستقيم استفاده مي‌كرد و منصور قندريز به هنرهاي تصويري ايران نگاهي عميق‌تر داشت. سعي او بر اين بود كه جوهر هنر تصويري گذشته ايران را بازشناسد و از آن استفاده كند؛ البته پيشتر ماركو گريگوريان گوشه‌هايي از پايه و اصول هنر اسلامي را در چارچوب فرم‌هايش مجسم كرده بود.

در اين خصوص رجوع به عناصر تصويري گذشته موج تازه‌اي ايجاد كرد كه از دانشكده هنرهاي تزييني آغاز شد. اين حركت با نگاه‌هاي جديد هنرمنداني چون حسين زنده‌رودي،‌ فرامرز پيل‌آرا، پرويز تناولي و مسعود عربشاهي، جلوه‌هاي جديدتري به خود گرفت. آنها دريافتند ميان هنر آبستره غربي و هنرهاي سنتي ايران اسلامي، نزديكي‌هاي زيادي وجود دارد و مي‌توان از اين تشابهات در خلق آثار مدرن استفاده كرد،‌ بدين‌سان استفاده از انواع خط فارسي، كاشيكاري، نقش‌قالي، موتيف‌هاي اسلامي و نقش‌مايه‌هاي روستايي و عاميانه موجود در زيارتگاه‌ها در آثار آنان تبديل به عناصر بصري و معمول شده، يعني نوعي بازسازي ميراث گذشتگان در قالب هنرمدرن و امروزي. اين جريان بتدريج تحت يك مكتب نامگذاري شد،‌ مكتب سقاخانه عنواني بود كه كريم امامي، نخستين‌بار و بدرستي بر اين آثار گذارد و اين نام در تمامي محافل هنري رواج يافت. اين جريان هنري مدرن، تنها شيوه موفق در روي‌آوري به مدرنيسم در ايران است كه تا حدودي هويت هنرهاي تصويري ايران را در قالبي مناسب و مدرن مجسم مي‌كرد.

البته تا سال 1357 تعداد هنرمندان مدرنيست شايد به 100 نفر نمي‌رسيد و تمامي آنها چون از نسل اول و دوم جنبش هنرمدرن در ايران بودند، چهره‌هاي شناخته شده اين سبك محسوب مي‌شوند، ولي پس از انقلاب اسلامي اين هنر و هنرمندان آن از نظر كمي و كيفي رشد و پيشرفت زيادي داشتند.

موزه هنرهاي معاصر تهران نيز به عنوان خاستگاه هنر مدرن در ايران، كانون نمايش آثار هنرمندان پيشرو و نوگرا و مركز توجه هنرمندان جوان‌تر شد.

بايد پذيرفت كه اين تنوع و دگرگوني به قدري پيچيده و سريع در حال وقوع است كه بسادگي قابل هضم نيست. به يقين زمان بيشتري نياز است تا بتوان ويژگي‌هاي هنرمدرن را در ايران بازشناخت و مورد نقد و بررسي قرار داد. اگرچه در مجموع مي‌‌توان گفت فرصت 30 ساله پس از انقلاب، زماني كافي براي شناخت اين هنر بوده و بي‌شك در اين زمان شاهد پيشرفت زيادي در هنر مدرن ايران بوده‌ايم كه همچنان در حال رخداد است و به پايان توسعه‌يافتگي خود نرسيده، ولي شيفتگي هنرمندان در دستيابي به روش‌هاي بيان شخصي و استفاده از مواد و ابزارهاي نوين و كارآمد كه در خلق آثاري در حوزه هنر مفهومي (كانسپچوال)‌، چيدمان (اينستاليشن)‌ و كارهاي ديجيتال موثر است گستره‌هاي تازه‌‌اي به منظور خلاقيت و نوآوري و تلاش براي ايجاد شگفتي بيشتر در مخاطبان ايجاد خواهد كرد كه رويكردهاي جديد هنرمندان در جهش‌هاي بزرگ هنري را در آينده نويد مي‌دهد.

هفته چهارم فوتبال ليگ برتر

تساوي استقلال و استيل آذين
ديدار تيم هاي فوتبال استقلال و استيل آذين تهران در چارچوب هفته چهارم ليگ برتر فوتبال ايران که با حاشيه هاي زيادي همراه بود با تساوي 2 بر 2 پايان يافت.

به گزارش  ايرنا، ديدار تيم هاي استقلال و استيل آذين تهران باحضور بيش از 30 هزار تماشاگر در ورزشگاه آزادي و با قضاوت محسن قهرماني برگزار شد.



گل هاي تيم فوتبال استيل آذين را در اين ديدار محمد غلامي در دقايق 16 و 85 به ثمر رساند و گل هاي تساوي استقلال را نيز فرهاد مجيدي در دقيقه 80 و مجتبي جباري در دقيقه 1+90 وارد دروازه حريف کردند.



سياوش اکبرپور، علي کريمي و حسين کعبي بازيکنان تيم فوتبال استيل آذين تهران و ميلاد ميداوي از استقلال با کارت زرد داور بازي جريمه شدند که کريمي نيز به دليل سه اخطاره شدن بازي بعدي تيمش را از دست داد. فريدون زندي نيز در لحظات پاياني با کارت قرمز داور مواجه و از بازي اخراج شد.



اين ديدار پرگل با حاشيه هايي همراه بود و در دقايق پاياني مي رفت تا به درگيري فيزيکي بازيکنان دوتيم منجر شود که در اين راستا فريدون زندي از بازي اخراج شد. هر چند که در اين زمينه بازيکنان ديگري نيز مقصر بودند که داور از آن به راحتي گذشت و تنها زندي را با کارت قرمز مواجه نمود.

ساير ديدارها

پيكان 1 ـ ملوان 1

سايپا صفر ـ ذوف‌آهن 2

سپاهان 1 ـ شاهين بوشهر صفر

تراكتورسازي صفر  ـ پاس همدان 1

هفته چهارم رقابت‌هاي فوتبال ليگ برتر

هفته چهارم رقابت‌هاي فوتبال ليگ برتر با صدرنشيني ذوب آهن اصفهان، نخستين پيروزي سپاهان و مس کرمان و درخشش ادينهو و بياتي نيا در پيروزي هاي پرگل تيم‌هاي مس کرمان و صباي قم به پايان رسيد.

به گزارش مهر، هفته چهارم رقابت‌هاي فوتبال ليگ برتر باشگاه‌هاي کشور طي روزهاي جمعه، شنبه و يکشنبه با برگزاري 9 ديدار به پايان رسيد که طي آن تيم ذوب آهن اصفهان به لطف برتري در زمين سايپا و شکست صنعت نفت در آبادان برابر پرسپوليس به صدر جدول رده بندي اين مسابقات صعود کرد.

از ديگر اتفاقات مهم اين هفته مي‌توان به نخستين پيروزي سپاهان پيش از دربي اصفهان، نجات مس از بحران با 5 گل ادينهو ، اولين امتياز پيکان در ليگ دهم ، تعويق 24 ساعته ديدار تراکتورسازي و پاس همدان به دليل قطع برق و برگزاري مجدد آن از دقيقه 33 و توقف استقلال و استيل آذين در ورزشگاه آزادي اشاره کرد.

نتايج کامل ديدارهاي هفته چهارم رقابت‌هاي فوتبال ليگ برتر باشگاه‌هاي کشور به شرح زير است:

مس کرمان 5 - شهرداري تبريز 2
گل‌ها: ادر لوسيانو ادينهو(3، 12، 43، 58 و 78) براي مس- سعيد دقيقي(68- پنالتي) و علي کريمي(2+90)براي شهرداري

صباي قم 5 - راه آهن شهرري 2
گل‌ها: محسن بياتي نيا (38، 43، 90 و 4+90) و هادي اصغري(10) براي صباي قم - ريکاردو سوزا(62) و رودريگو(74)براي راه آهن

نفت تهران صفر - فولادخوزستان 3
گل‌ها: رضا نوروزي(75 و 79) و سيامک سرلک(78-پنالتي) براي فولاد خوزستان
اخراج: آندره رينالدو دسوزا (18) از فولاد

سايپاي البرز  صفر - ذوب آهن اصفهان 2
گل‌ها: ايگور کاسترو(12) و سيدمحمد حسيني(42) براي ذوب آهن
اخراج: سعيد يوسف زاده(86) از سايپا

پيکان قزوين يک - ملوان بندرانزلي يک
گل‌ها: مهدي تاجيک(81) براي پيکان - محمد نزهتي(28) براي ملوان

سپاهان اصفهان يک - شاهين بوشهر صفر
گل: ميلوارد يانوش(79) براي سپاهان

تراکتور سازي تبريز صفر - پاس همدان يک
گل: حميد کاظمي(40) بري پاس همدان

استقلال تهران 2 - استيل آذين 2
گل‌ها: فرهاد مجيدي(80) و مجتبي جباري(90) براي استقلال - محمد غلامي(16 و 86) براي استيل آذين
اخراج: فريدون زندي(86) از استيل آذين

صنعت نفت آبادان صفر - پرسپوليس تهران يک
گل‌‎ها: غلامرضا رضايي(37) براي پرسپوليس
اخراج: عباس مرداسي(2+90) براي صنعت نفت آبادان

جدول رده بندي ليگ برتر در پايان ديدارهاي روز جمعه به شرح زير است:

1- ذوب آهن اصفهان 10 امتياز
2- صنعت نفت آبادان 9 امتياز - تفاضل گل 3+
3- پرسپوليس 9 امتياز - تفاضل گل 2+
4- پاس همدان 9 امتياز - تفاضل صفر
5- استيل آذين تهران 8 امتياز
6- فولادخوزستان 7 امتياز - تفاضل گل 1+(4 گل زده، 3 گل خورده)
7- صباي قم 7 امتياز - تفاضل گل 1+(4 گل زده، 3 گل خورده)
8- ملوان بندرانزلي 6 امتياز - تفاضل گل 1+(4 گل زده)
9- سپاهان 6 امتياز - تفاضل گل 1+(3 گل زده)
10- استقلال تهران 5 امتياز - تفاضل گل صفر
11- نفت تهران 5 امتياز - تفاضل گل 1-
12- تراکتورسازي تبريز 4 امتياز - تفاضل گل صفر
13- شاهين بوشهر 4 امتياز - تفاضل گل 1-
14- مس کرمان 3 امتياز- تفاضل گل صفر
15- سايپاي البرز 3 امتياز - تفاضل گل 3-
16- پيکان قزوين يک امتياز - تفاضل گل 3-
17- شهرداري تبريز يک امتياز - تفاضل گل 6-
18- راه آهن شهرري يک امتياز - تفاضل گل 7-

جدول گلزنان ليگ برتر در پايان هفته چهارم به شرح زير است:

6 گل:
ادر لوسيانو ادينهو (مس کرمان)

5 گل:
محسن بياتي نيا(صباي قم) و محمد غلامي(استيل آذين)

4 گل:
رضا نوروزي (فولادخوزستان)

3 گل:
ميلاد ميداودي(استقلال تهران)،  غلامرضا رضايي(پرسپوليس)، روح الله عرب(نفت آبادان) و سعيد دقيقي(شهرداري تبريز)

2 گل:
امين متوسل‌زاده(راه آهن شهرري)، علي کريمي(شهرداري تبريز)، سيدمحمد حسيني و محمدرضا خلعتبري(ذوب آهن اصفهان) و مسعود ابراهيم‌زاده(تراکتورسازي)، فرهاد مجيدي(استقلال)، محمد نزهتي(ملوان بندرانزلي)، حميد کاظمي(پاس همدان)

يک گل:
حبيب گرداني(شهرداري تبريز)، مارسيو خوزه، مهدي رفيعي، اکبر صغيري و مهدي محمدزاده(نفت تهران)، محمد قاضي، ايگور کاسترو و اسماعيل فرهادي(ذوب آهن اصفهان)، ايمان حيدري و ستار زارع(شاهين بوشهر)، هادي اصغري و سهراب بختياري زاده(صباي قم)، رسول ميرطرقي و اميد شريفي نسب(نفت آبادان)، ميلاد زنيدپور و حسين کاظمي(استيل آذين)، پژمان نوري(ملوان بندرانزلي)، امين منوچهري و مهدي خيري(سايپا کرج)، هادي عقيلي، ميلوارد يانوش و رضا عنايتي(سپاهان اصفهان)، عليرضا عباسفرد و مهدي تاجيک(پيکان قزوين)، فرهاد خيرخواه(پاس همدان)، محمد نوري و اميرحسين فشنگچي(پرسپوليس)، مجتبي جباري و آرش برهاني(استقلال تهران)، محمد نصرتي و کرار جاسم(تراکتورسازي تبريز)، احمد حسن‌زاده(مس کرمان) و سيامک سرلک و بختيار رحماني(فولاد خوزستان) و ريکاردو سوزا و رودريگو(راه‌آهن شهرري)

مدرنيته و مانورهاي روانشناختي

 فشارهاي رواني در كنار هيجان‌هاي ناخوشايندي همچون اضطراب و افسردگي جزء لاينفك زندگي مدرن و بشر امروز به حساب مي‌آيد. تحولات سريع دنياي مدرن با همه رفاه و آسايش معجزه‌گونه‌اش، امري حياتي را مورد تخريب قرار داده و آن روان آدمي است.

 اگر نزاع ميان 2 گروه طرفداران مدرنيته و مخالفان آن را بر سر مزايا و معايب مدرنيته كنار گذاشته و در مورد ذاتي يا عرضي بودن معايب مدرنيته سكوت اختيار كنيم، ناچار از پذيرش اين واقعيت هستيم كه انسان امروزي با مسائلي در زندگي خويش مواجه است كه فشارهاي رواني و اضطراب بي‌سابقه‌اي بر وي تحميل مي‌كنند. از تحصيل و رقابت‌هاي علمي، سياسي و اقتصادي گرفته تا آلودگي هوا و محيط زيست در كنار پديده‌هاي طبيعي همچون زلزله، سيل و مرگ تنها گوشه‌اي از حوادث و رويدادهايي هستند كه موجب شده شيوه مواجه و مقابله با آنها و كاهش فشار و استرس‌هاي ويرانگر به عنوان موضوعي حياتي براي روان‌شناسان مطرح شود.

انسان هنگام مواجه با چنين رويدادهاي اضطراب‌آوري 2 راه بيشتر ندارد يا بايد براي حذف اضطراب حاصل از اين رويدادها بكوشد يا به وسيله مكانيسم‌هاي دفاعي از اضطراب اجتناب كند. در اين مقاله برآنيم تا به جايگاه و اهميت مكانيسم‌هاي دفاعي و انواع آن بپردازيم.

مكانيسم‌هاي دفاعي (defense mechanism) شيوه‌هايي هستند كه افراد به طور ناخودآگاه در برابر رويدادهاي اضطراب آور به كار مي‌برند تا از خود در برابر آسيب‌هاي رواني و از دست دادن عزت نفس (self esteem) محافظت كنند. انديشه به‌كار گرفتن اعمال دفاعي در سال 1894 توسط زيگموند فرويد مطرح شد. به اعتقاد وي مكانيسم‌هاي دفاعي موجب كنار زدن افكار متعارض از حيطه هوشياري مي‌شوند.

در واقع كاربرد مكانيسم‌هاي دفاعي نشان از نوعي شيوه سازگاري است كه افراد براي جلوگيري از تنزل عزت نفس و مقابله با افزايش اضطراب به آنها متوسل مي‌شوند. در كتاب زمينه روان‌شناسي هيلگارد در تعريف مكانيسم دفاعي چنين آمده است: «فرويد اصطلاح مكانيسم‌هاي دفاعي را به تدابير ناهشيار اطلاق مي‌كند كه آدمي براي حل و فصل هيجان‌هاي منفي به كار مي‌برد. اين تدابير هيجان‌مدار موقعيت تنش‌زا را تغيير نمي‌دهند، بلكه فقط شيوه دريافت يا انديشيدن شخص را به آن عوض مي‌كنند. به اين ترتيب در همه مكانيسم‌هاي دفاعي عنصر «خودفريبكاري» در كار است.» «اتكينسون، 510 :1386»

براي فهم دقيق جايگاه مكانيسم‌هاي دفاعي كه گاهي از آنها به عنوان مانورهاي روانشناختي ياد مي‌شود توجه به نكات زير ضروري است:

1- كاربرد مكانيسم‌هاي دفاعي به خودي خود نشانه بيماري نيست، زيرا در بسياري از مواقع مكانيسم‌هاي دفاعي نقشي حياتي در رفاه رواني انسان‌ها ايفا مي‌كنند. در واقع مكانيسم‌هاي دفاعي شكلي از رفتار بهنجار تلقي مي‌شوند مشروط به اين‌كه در كاربرد آنها زياده روي نشود.

2- مكانيسم‌هاي رواني اموري اكتسابي به شمار مي‌آيند كه براي جلوگيري از تخريب و بي‌ارزش شدن «من» به كار مي‌روند. تكرار مداوم آنها موجب تبديل آنها به عادت مي‌شود.

3- مهم‌ترين ويژگي اين مكانيسم‌ها كاربرد ناخودآگاهانه آنها از سوي انسان‌هاست كه به منظور حفظ تعادل رواني صورت مي‌گيرد.

4- افراد با به كار بردن مكانيسم‌هاي دفاعي، مسائل و مشكلات خود را حل نمي‌كنند، بلكه صرفا به تحريف آنها و در واقع تحريف واقعيت مي‌پردازند.

5- هر چند مكانيسم‌هاي دفاعي را مي‌توان به تنهايي نيز به كار برد ولي اغلب، افراد تركيبي از آنها را به كار مي‌برند. مسلما بررسي همه ابعاد مكانيسم‌هاي دفاعي و تحليل جزييات مربوط به آنها از حيطه اين مقاله خارج است، ولي به تعدادي از مهم‌ترين اين مكانيسم‌ها اشاره مي‌كنيم.

سركوبي

سركوبي (repression) كه گاهي از آن به عنوان واپس‌زني نيز ياد مي‌شود، نخستين و گسترده‌ترين مكانيسمي است كه مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در اين مكانيسم فرد مي‌كوشد احساسات و انگيزه‌هايي را كه موجب رنجش او شده‌اند، به قلمرو ناخودآگاه منتقل كند.

در بسياري از خانواده‌ها مشاهده مي‌شود كودكي كه از تولد برادر يا خواهر خويش ناراحت است به انكار وجود وي مي‌پردازد و اين يعني به كار بردن مكانيسم سركوبي. از نگاه فرويد، مكانيسم سركوبي وسيله‌اي مناسب براي گريختن از برخي اميال دوران كودكي است؛ هر چند وي تصريح مي‌كند اميال سركوب شده همچون آتش زير خاكستري هستند كه رفتار فرد خواه ناخواه از آنها تاثير خواهد گرفت. در نهايت مي‌توان چنين گفت كه سركوب نوعي خود سانسوري و فرار از واقعيت است.

بازگشت

در برخي شرايط استرس‌زا و اضطراب‌آور مشاهده مي‌شود كه افراد تمايل دارند به مراحل قبلي زندگي خويش بخصوص دوران كودكي رجوع كنند. رجوع كردن به مرحله پايين‌تر را بازگشت (regression) مي‌نامند. در واقع با به كاربردن اين مكانيسم، فرد خود را از موقعيتي كه موجب آزار وي شده رها و دور مي كند و به موقعيتي كه در آن مي‌تواند به آساني به ارضاي خواسته‌هايش بپردازد، تمسك مي‌جويد. شواهد بسياري وجود دارد كه كودكان وقتي شاهد توجه بيش از اندازه والدين به برادر يا خواهرشان هستند براي جلب توجه آنها چهار دست و پا راه مي‌روند.

جابه‌جايي

چنان‌كه از عنوان اين مكانيسم مي‌توان استنباط كرد فرد هنگام استفاده از آن مي‌كوشد اضطراب‌ها را از علت توليدكننده آن جدا كند و با موضوعي كه در واقع هيچ ارتباطي با آن ندارد، مرتبط سازد. در نتيجه جابه‌جايي (displacement) را مي‌توان چنين تعريف كرد: «تغيير جهت دادن احساسات از يك شخص يا يك شيء به يك شخص يا شي ديگر كه كمتر مخاطره انگيز است.» (آزاد 114 :1384)

نمونه عيني كاربرد اين مكانيسم را در اختلافات زناشويي مي‌توان مشاهده كرد. براي مثال هنگام عصبانيت زن از شوهرش، او مبادرت به شكستن ظروف خانه مي‌كند. نكته قابل تامل در كاربرد مكانيسم جابه‌جايي اين است كه ميان اضطراب‌ها و علت توليدكننده آنها فاصله ايجاد مي‌شود و اضطراب‌ها به امور غير مرتبط ربط داده مي‌شوند. فرويد، عامل اصلي اين مكانيسم دفاعي را سانسور مي‌داند و از آن به عنوان مرز ميان خودآگاه و ناخودآگاه ذهن انسان ياد مي‌كند. اين موضوع در تداعي خاطرات ناگوار بيش از هر امر ديگري خود را نشان مي‌دهد. در واقع اگر خاطرات ناگوار بخواهند بدون تغيير شكل قدم به محيط شعور خودآگاه بگذارند با سانسور شديد مواجه خواهند شد.

فرافكني

وقتي انسان بخواهد براي رهايي از تعارض‌ها و عذاب وجدان، احساسات، تمايلات و اعمال نادرست خود را به ديگران نسبت دهد به اين مكانيسم روي مي‌آورد. پيامد استفاده از اين مكانيسم رها شدن از نتايج ناگوار تعارض‌هاي دروني است. در واقع فرد با به كار گرفتن مكانيسم فرافكني (projection) ديگران را مسوول اشتباهات خود مي‌داند. كاربرد اين مكانيسم در ميان بيماران پارانويا كه معمولا خود بزرگ‌بين و در عين حال بدبين هستند بسيار ديده شده است.

دليل‌تراشي

دليل‌تراشي (rationalization) در واقع توجيه رفتاري است كه اقدام به انجام آن كرده‌ايم، ولي دليل اصلي آن را نمي‌دانيم. همين مساله موجب مي‌شود فرد براي توجيه رفتار خود به دلايل قابل قبول روي آورد كه مورد پسند ديگران نيز است. بسياري كاربرد اين مكانيسم را يك تدبير خودفريبانه (self - deceptive) و خود بزرگ‌كننده (ego - enhancing) مي‌دانند.

اضطراب و افسردگي جزءلاينفك زندگي مدرن است و انسان مدرن مكانيسم‌هاي دفاعي متفاوتي در مقابل اضطراب‌هاي مدرن به كار مي‌برد

شايد بتوان گفت ضرب‌المثل «گربه دستش به گوشت نمي‌رسد مي‌گويد بو مي‌دهد » بهترين مثال براي درك مفهوم اين مكانيسم باشد؛ هر چند اين مساله بديهي است كه دليل تراشي شايع‌ترين و پرثمرترين مكانيسم دفاعي مورد استفاده انسان است. ذكر اين نكته نيز ضروري است كه فرد هنگام كاربرد چنين مكانيسمي رفتار خود را عادلانه فرض مي‌كند تا از عذاب وجدان رها شود.

خيالبافي

مواجهه افراد با موقعيت‌هاي دشوار و اضطراب‌آور در سازگاري آنها با واقعيت مشكل ايجاد مي‌كند. براي رهايي از اين وضعيت و در واقع بهترين شيوه براي ارضاي خواسته‌ها، استفاده از خيالبافي (fantesy) است. ضرب‌المثل «شتر در خواب بيند پنبه دانه گهي لپ لپ خورد گه دانه دانه» مصداق بارز اين مكانيسم است.

جبران

افراد براي جبران (compensation) ناتواني‌هاي خود به اين مكانيسم روي مي‌آورند. در واقع كاربرد جبران، نوعي دفاع در برابر احساس حقارت است. نمونه تاريخي براي اين مكانيسم را مي‌توان در ناپلئون مشاهده كرد. بسياري بر اين اعتقادند كه ناپلئون به دليل كوتاهي قد و ضعف جثه خويش، همواره تشنه پيروزي و شكست دادن بوده است.

درون فكني

يكي از شيوه‌هاي همانند سازي با ديگران استفاده از مكانيسم درون فكني (introjection) است. هنگام كاربرد اين مكانيسم، فرد خصوصيات شخص ديگري را به طور رمزي به عنوان خصوصيات خويش قرار مي‌دهد. مكانيسم درون فكني در ميان كودكان رايج‌تر است آن‌گاه كه آنان تلاش مي‌كنند ارزش‌هاي والدين و معلمان خود را به عنوان ارزش‌هاي خود بپذيرند.

همانندسازي

فرآيند اين مكانيسم دقيقا عكس مكانيسم فرافكني است و فرد تلاش مي‌كوشد صفات و اعمال ديگران را به خود نسبت دهد و به صورت ناخودآگاه به اقتباس ويژگي‌هاي شخصيتي فرد ديگر اقدام مي‌كند. همانندي كودكان با قهرمانان ورزشي، رهبران سياسي مطرح و دانشمندان، نمونه بارز كاربرد اين مكانيسم است. ناگفته پيداست كه افراط در همانندسازي (identification)، خود را در پديده تقليد (imitation) نشان مي‌دهد.

تصعيد

هنگامي كه اميال و آرزوهاي فرد با موانع اجتماعي مواجه شود و تحقق آنها ممكن نباشد امكان دارد فرد جهت اميال و آرزوهاي خود را به سوي اهداف جامعه پسند و تا حدودي متعالي تغيير دهد. شكست عشقي برخي شاعران و در پي آن خلق آثار ادبي ماندگار توسط آنها از مصاديق عيني كاربرد اين مكانيسم (sublimation) است.

واكنش وارونه

بعضي افراد در طول زندگي خويش نه تنها برخي اميال خود را كه از ابراز آنها شرم دارند، سركوب مي‌كنند، بلكه تلاش مي‌كنند مسير و رفتاري خلاف جهت رفتار سركوب شده بروند؛ براي مثال در خانواده‌اي كه بتازگي صاحب فرزند شده است خواهر يا برادر بزرگ‌تر براي سركوب و كتمان حس شديد حسادت خود، به مراقبت افراطي از كودك پرداخته و به بهانه نگراني از سلامت وي مانع بازي كودك با همسالانش مي‌شوند. در اين حالت، حس حسادت به شكل ديگري ظاهر شده است. بديهي است كاربرد چنين مكانيسمي (formation - reation) نيز نوعي خودفريبي است.

فلسفه بافي

فلسفه بافي (intellectualization) عبارت است از: «تلاش براي گسستگي عاطفي از يك موقعيت ناراحت كننده با رودررويي انتزاعي و فكري با آن.» (گنجي، 141 :1386) اين مكانيسم وقتي به كار مي‌رود كه فرد هنگام مواجه با يك صحنه ناخوشايند در صدد كاهش پريشاني خويش برآيد. براي مثال برخي ثروتمندان هنگام مواجه با فقرا براي اين‌كه تحت‌تاثير عواطف خويش قرار نگيرند از عباراتي چون «هر كسي بايد روي پاي خودش بايستد» و «به افراد بايد كمك فكري كرد نه كمك مادي» به فلسفه بافي مي‌پردازند.

باطل‌سازي

در اين مكانيسم (undoing)، فرد براي از ميان بردن اثر كاري كه انجام داده است مجبور مي‌شود به كار ديگري بپردازد. براي مثال در جامعه ديده مي‌شود كه افراد رباخواري كه نزول دريافت مي‌كنند براي خنثي كردن عمل نادرست خود به فعاليت‌هاي خيرخواهانه روي مي‌آورند.

انكار

در اين مكانيسم فرد ناآگاهانه به رد جنبه‌هايي از واقعيت مي‌پردازد كه نمي‌تواند آن جنبه‌ها را آگاهانه قبول كند. براي نمونه هنگامي كه فرد سالخورده از نزديك شدن مرگ خود آگاه مي‌شود به انكار (denial) ضعف‌هاي جسماني خود مي‌پردازد.

جداسازي

گاهي مشاهده مي‌شود برخي افراد هنگام مواجه با بعضي حوادث ناگوار مثلا مرگ والدين، از سوگواري امتناع مي‌كنند. در واقع چنين حركتي از متوسل شدن به مكانيسم جداسازي (isolation) نشان دارد. در اين مكانيسم فرد مي‌كوشد جنبه‌هاي هيجاني يك انديشه يا رويداد را حذف و ناديده بگيرد.