لیگ برتر - هفته بیست و سوم
|
|||
|
||||
|
||||
|
||||
|
وارث قصههاي پدر بزرگ

او را در سراسر آمريكاي لاتين ميشناسند و به نشانه علاقه، گابو صدايش ميزنند. هموطنانش در كلمبيا، جنوب آمريكا و وطن دومش مكزيكوسيتي ، با عشق و احترام از او ياد ميكنند. همگي اينها مدعياند او به آنها تعلق دارد. او به عنوان نويسندهاي كه برنده جايزه نوبل ادبيات شده بر نويسندگان و خوانندگان سراسر جهان تأثير گذاشته است.
روزنامهنگار، مربي روزنامهنگاران، فيلمنامهنويس سينمايي و تلويزيوني و منتقد سينماست و از روايتي كه خود از سياست دارد، حمايت ميكند. او افكار خود را بيان ميكند و فقط به زبان اسپانيايي مينويسد و تكلم ميكند.
گابريل با لقب گابو (به معناي گبريل كوچولو در اشاره به اسم پدرش) مارس سال 1927 در شهر كوچك و توليدكننده موز، يعني آراكاتاكا به دنيا آمد. زمان تولد گابريل، توليد موز در آراكاتاكا در اوج شكوفايي خود قرار داشت ولي سال بعد، درآمد حاصل از توليد موز آنچنان نزول كرد كه اوضاع اقتصادي شهر بههم ريخت و اين بههمريختگي هرگز درست نشد.
از آنجا كه پدر و مادرش معاش خانواده را بسختي تأمين ميكردند، پدر و مادربزرگ مادرياش او را نزد خودشان بردند و مثل يكي از اعضاي خانواده بزرگ كردند. آنها آدمهاي شاد و پرنشاطي بودند. پدربزرگش يك سرهنگ قديمي با مدال افتخار بود كه اهالي شهر آراكاتاكا برايش احترام قائل بودند.
او براي تأمين معاش خانواده، آبنباتهايي به شكل حيوانات ميفروخت. پدربزرگ گابريل حتي عجيب و غريبترين و خرافاتيترين قصهها را هم با اعتقادي راسخ تعريف ميكرد. هر دوي آنها قصهگوهاي بزرگي بودند و خانهاي كه آنها گابو را در آن بزرگ ميكردند، جنزده بود. زندگي و هنر گابريل گارسيا ماركز اين گونه شكل گرفت.
كولي تشنه
گارسيا ماركز در 19 سالگي با اين كه شور و شوق زيادي براي نويسنده شدن داشت، چون ميخواست به نظر پدر و مادرش مبني بر سودمند بودن احترام بگذارد، وارد دانشكده حقوق بوگوتا شد. گارسيا كه تشنه بود چيزي او را مشغول خود كند، به جاي آن كه درسهايش در دانشكده حقوق را بخواند، در شهر بوگوتا پرسه ميزد و شعر ميخواند.
او آثار نويسندگاني چون فرانتس كافكا و ويليام فالكنر (نويسنده آمريكايي كه بيشترين آثار ترجمه شده را در زمان او داشت) و ارنست همينگوي و جيمز جويس و ويرجينيا وولف را نبوغآميز ميدانست. در اين زمان نويسندگي را شروع كرد. اولين كتاب او رمان كوتاهي به نام «توفان برگ» (1952) بود كه ناشران از چاپ كردن آن عذر خواستند، ولي مدتي بعد، از سوي يك ناشر كه مدير آن ناگهان غيبش زد، براي چاپ پذيرفته شد.
ماركز عاشق
گارسيا ماركز پيش از آن كه در 18 سالگي زادگاه خود را براي رفتن به دانشگاه ترك كند، با دختر 13سالهاي به نام مرسده بارچا پاردو آشنا شد و گفت او جالبترين زني بوده كه در تمام عمرش ديده است. او با شور و عشق به مرسده پيشنهاد ازدواج داد. مرسده در 13 سالگي ميدانست كه ميخواهد درس و مدرسهاش را به پايان برساند.
او به پيشنهاد ازدواج گارسيا ماركز جواب رد داد؛ هرچند اين دو 14 سال بعد با هم ازدواج كردند، ولي عشق آنها يك عمر طول كشيد و پيوند زناشوييشان براي گارسيا ماركز يك نيروي پيشبرنده و انگيزهبخش شد. مرسده منبع الهام و قهرمان ماركز است.
اين دو به يكديگر اطمينان متقابل داشتند. وقتي ماركز در پي يك سفر با اخراج از دانشكده حقوق مواجه شد، مرسده در 27 سالگي صبورانه منتظر او ماند تا اين كه گارسيا نزد او بازگشت.
تبعيدي
گارسيا ماركز پس از آن كه دانشگاه را ترك كند، سراغ روزنامه نگاري رفت. او در آن زمان يك مقاله احساساتي، اما بحث انگيز درباره يك ملوان كشتي شكسته در كلمبيا نوشت. سردبيران روزنامه مربوط كه نگران شده بودند دولت وقت به خاطر اين مقاله رسواكننده گارسيا ماركز را تحت پيگرد قرار بدهد، او را به ايتاليا فرستادند.
در اروپا دوستان گارسيا ماركز مدام او را جا بهجا ميكردند تا دچار دردسر سياسي نشود. او 5 سال از شهرها و كشورهاي مختلفي چون رم، ژنو، لهستان، مجارستان، پاريس، ونزوئلا، هاوانا و نيويورك گزارش فرستاد.
او همچنان به نوشتن گزارشهايي كه به آنها اعتقاد داشت، ادامه داد؛ ولي اين گزارشها باعث شدند او در كشور خود كلمبيا و جاهاي ديگر به يك تبعيدي تبديل شود.
او به دليل ماهيت بحثانگيز نوشتههاي سياسياش به سال 1980 در كشورش مورد استقبال قرار نگرفت. با ويزاي بسيار محدودي كه در اختيار داشت از سال 1962 تا 1996، يعني بيش از 30 سال، اجازه ورود به خاك آمريكا را نداشت. خيليها او را يك خائن و شورشي ميدانستند و خود ماركز هم هرگز بابت اين قضيه عذرخواهي نكرد.
نويسندگي و موفقيت
گارسيا ماركز پس از پشت سر گذاشتن يك دوره 3 ساله انسداد ذهني نويسنده كه تا ابتداي سال 1965 طول كشيده رماني شخصياي كه هميشه دنبال نوشتن آن بود، از ذهنش تراوش كرد. در طول فقط يك هفته از انتشار رمان «صد سال تنهايي» در سال 1967 تمامي 8 هزار نسخه اين رمان به فروش رفت.
اين رمان به چندين و چند زبان زنده دنيا ترجمه شد و جوايز ادبي معتبري چون چيانچيانو در ايتاليا، جايزه بهترين كتاب خارجي در فرانسه و جايزه رومولو گالگوس و در نهايت جايزه نوبل ادبيات را به دست آورد.
گابو در پي اين موفقيت به نويسندگي خود همچنان ادامه داد. رمانهاي او، هم جادويي و هم افسانهاي، از سال 1970 تاكنون او را در صف اول ادبيات قرار داده است: پاييز پدرسالار، وقايعنگاري يك مرگ پيشبيني شده، عشق سالهاي وبا، تيمسار در هزار تويش و از عشق و شياطين ديگر.
او همچنان به نوشتن كتابهاي پر و پيمان و جذاب ادامه ميدهد. در مورد كتابهاي گارسيا ماركز، خواننده از يك بابت ميتواند كاملا مطمئن باشد، اين كه از خواندن كتابهاي اين نويسنده به هيچ وجه احساس خستگي و كسالت نخواهد كرد. او از وقتي در سال 2003 كتاب بيوگرافياش با اسم مناسب «زندهام تا روايت كنم» را منتشر كرد، با تحسينهاي فراواني رو بهرو شد. اين كتاب غيرداستاني مثل كتابهاي داستانياش قلب خوانندگان سراسر جهان را ربود. گارسيا ماركز «خاطرات دلبركان غمگين من» را سال 2005 منتشر كرد.
***
گفتني است اسداله امرايي، روزنامهنگار و مترجم معروف، بتازگي يكي از رمانهاي ماركز را كه پيش از اين با عنوان پاييز پدرسالار در ايران شناخته شده بود، با نام «خزان خودكامه» ترجمه و منتشر كرده است.
نويسنده بيادا
گارسيا ماركز با موهاي مجعد و قدي كوتاه در حالي كه يك لباس كار آبيرنگ زيپدار به تن داشت، از ماشينش پياده شد. ظاهرا اين لباسي است كه گارسيا براي نويسندگي هنگام صبح تن ميكند. اتاق كار ماركز در واقع يك خانه ويلايي جداگانه است كه با وسايل تهويه هواي مخصوص تجهيز شده (ماركز هنوز نتوانسته خودش را با سرماي صبحگاهي مكزيكوسيتي وفق دهد.) علاوه بر اين، هزاران صفحه موسيقي، دايره المعارفهاي مختلف و ديگر كتابهاي مرجع، تابلوهاي نقاشي از نقاشان آمريكاي لاتين و يك مكعب روبيك روي ميز عسلي، توجه آدم را به خود جلب ميكنند.
اثاثيه باقيمانده شامل يك ميز تحرير و صندلي ساده بود و يك كاناپه و يك صندلي راحتي كه با هم ست بودند. گارسيا ماركز با وجود شهرت جهانياش، همچنان آدمي متواضع و فروتن است و هيچگونه ادا و اطوار غيرعادي از خودش در نميآورد كه اين جاي تحسين دارد.
«يادمان» و معرفي پلها و بندهاي تاريخي ايران

به گزارش جام جم آنلاين به نقل از روابط عمومي و امورمخاطبان شبکه جهاني صداي آشنا، اين برنامه با توجه به اهميت بناهاي تاريخي و شاخص ايران و ويژگي هاي منحصر به فرد هر يک از آنها، قدمت و پيشينه هر بنا را مورد ارزيابي قرار مي دهد و نمادها و شاخصه هاي سرزمين ايران را به ايرانيان مقيم خارج از کشور مي شناساند.
يادمان از دوشنبه يازدهم تا جمعه پانزدهمم آبان، به معرفي اين آثار تاريخي که به شرح زير اعلام مي شود، مي پردازدغ
دوشنبه 11/8/88: معرفي پل دزفول و موقعيت جغرافيايي و معماري، و مصالح بکار رفته در ساخت بنا
سه شنبه 12/8/88: معرفي پل ارجان در بهبهان، بررسي اهميت آن و بيان ويژگي هاي مصالح بکار رفته در ساخت اين پل
چهارشنبه 13/8/88: معرفي پل جندي شاپور و پل هاي ساساني
پنجشنبه 14/8/88: معرفي بندها و پل هاي شوشتر، برج عيار و نگاهي به ساختمان اين بنا
جمعه 15/8/88: معرفي بندهاي گچ سنگي، گرگر، و ماهي بازان و بررسي مصالح بکار رفته در ساخت اين بندها
فرزانه ردايي نويسنده، محقق و سردبير، مرضيه طبرستاني تهيه کننده و شهين مهين فر گوينده اين برنامه اند.
«يادمان» هر روز ساعت 06:00 به وقت تهران برابر با ساعت 01:30 به وقت گرينويچ و تکرارش ساعت 21:30 به وقت تهران برابر با ساعت 17:00 به وقت گرينويچ از کانال آسا و اقيانوسيه شبکه جهاني صداي آشنا پخش مي شود.
نشاني وب سايت شبکه جهاني صداي آشنا www.sedayeashna.ir
شماره تماس روابط عمومي 22164131 ، 22652327
صدور 7.9 ميليارد دلار کالاهاي صنعتي و معدني

به گزارش خبرگزاري مهر به نقل از وزارت صنايع و معادن در دوره زماني ياد شده عمده ترين کشورهاي هدف در زمينه صدور کالاهاي صنعتي و معدني شامل عراق ، چين ، امارات متحده عربي ، هند و افغانستان بوده است.
از کل ارزش کالاهاي صادراتي بخش صنعت و معدن کشور، 2 ميليارد و 478 ميليون دلار آن مربوط به محصولات معدني، يک ميليارد و 526 ميليون دلار مربوط به صنايع شيميايي و وابسته، 891 ميليون دلار مواد پلاستيکي و اشيا ساخته شده از اين مواد و 893 ميليون دلار مربوط به فلزات معمولي و مصنوعات آنها بوده و بقيه به ديگر بخش ها اختصاص داشته است.
متوسط قيمت هر تن کالاي صادراتي صنعتي و معدني در 6 ماهه نخست امسال بدون احتساب پتروشيمي بالغ بر 57 / 393 دلار بوده است.همچنين به گزارش دريافتي از دبيرخانه کميته ماده 19 آيين نامه حمايتهاي دولتي از صادرکنندگان خدمات فني و مهندسي ، مجموع صادرات خدمات فني و مهندسي در طول 6 ماهه نخست امسال به بيش از 796 ميليون دلار رسيده است.
لیگ برتر
|
|||
|
||||
|
||||
|
|
|||||
|
||||
|
||||
| |||||
|
پنالتى مشكوك هم به داد پرسپوليس نرسيد
|
داور: محسن قهرمانى، كمك ها: رسول فروغى ومسعود فرح نيا، اخطار: حسين بادامكى (پرسپوليس)، على احمدى (ذوب آهن)، تماشاگر: ۲۰ هزار نفر، ورزشگاه: آزادى
پرسپوليس
ميثاق معمارزاده (۱۱)، شيث رضايى (۱۳)، عليرضا محمد(۱۵)، محمد پروين (۱۰) از دقيقه ۴۶ محمد منصورى فهيم (۱۵)، مجتبى شيرى (۱۶)، تياگو فراگو (۱۴)، هادى نوروزى (۱۲) از دقيقه ۷۲ ميثم بائو، عادل كلاه كج (۱۳)، ابراهيم شكورى (۱۵)، اشپيتيم آرفى (۱۲) از دقيقه ۴۶ محسن خليلى (۱۳)، حسين بادامكى (۱۵)
سرمربى: على دايى (۱۵)
ذوب آهن
شهاب گردان (۱۴)، سيدمحمد حسينى (۱۵)، محمد صلصالى (۱۵)، فرشيد طالبى (۱۴)، محمد منصورى (۱۶)، على احمدى (۱۴)، حسن اشجارى (۱۷)، محمد قاضى (۱۵) از دقيقه ۷۰ كيوان امرايى، قاسم حدادى فر (۱۴)، از دقيقه ۶۵ محسن مسلمان، محمدرضا خلعتبرى (۱۶) از دقيقه ۸۵ ايگوركاسترو، اسماعيل فرهادى (۱۵)
سرمربى: منصور ابراهيم زاده (۱۶)
شرح گل ها
گل پرسپوليس: روى خطاى مشكوك سيدمحمد حسينى كه حرف و حديث هاى بسيارى را با خود به همراه داشت، هادى نوروزى در داخل محوطه جريمه تعادلش را از دست داد كه محسن قهرمانى اعلام پنالتى كرد و ضربه را محسن خليلى برخلاف حركت شهاب گردان به گل اول بازى تبديل كرد.
گل ذوب آهن: روى كنترل و پاس خوب ايگور كاسترو، كيوان امرايى صاحب يك بخت خوب گلزنى شد كه ضربه اول او به مدافع پرسپوليس برخورد كرد و دوباره توپ جلوى پاى او افتاد كه اين بار ضربه او به دور از دستهاى معمارزاده به گل تساوى بازى تبديل شد.
لحظات حساس
دقيقه :۳ شيث رضايى روى فشار اسماعيل فرهادى به اشتباه يك پاس به عقب خطرناك را براى ميثاق معمارزاده فرستاد كه چيزى نمانده بود دروازه سرخپوشان باز شود كه دروازه بان پرسپوليس توپ را با دشوارى تمام از آن خود كرد.
دقيقه :۲۸ شوت ناگهانى محمد قاضى از پشت محوطه جريمه پرسپوليس مى رفت كه دروازه سرخپوشان را با مشكل مواجه نمايد كه ميثاق معمارزاده توپ را از زير طاق دروازه به كرنر فرستاد.
دقيقه :۲۹ ضربه اسماعيل فرهادى مى رفت كه وارد دروازه پرسپوليس شود كه عليرضا محمد توپ را در آستانه ورود به دروازه دفع كرد.
دقيقه :۴۶ حسن اشجارى روى يك فعل و انفعال توپ در پشت محوطه جريمه پرسپوليس، صاحب يك فرصت خوب شد كه ضربه اش با فاصله از كنار دروازه به بيرون رفت.
دقيقه :۷۵ محمد منصورى از چپ توپى را عرضى براى خليلى فرستاد كه ضربه اين بازيكن پس از برخورد به پاى مدافع ذوب آهن با فاصله كم از كنار دروازه اين تيم اصفهانى به بيرون رفت.
دقيقه :۸۳ محمد منصورى با عبور از ۳ مدافع ذوب آهن ضربه آخرش را كم جان زد تا گردان براحتى آن را مال خود كند.
دقيقه :۸۵ روى ارسال يك كرنر بلند از چپ توسط حسن اشجارى، ضربه سر صلصالى را معمارزاده با يك شيرجه خوب مهار كرد.
دقيقه :۸۹ روى ضربه كرنر بلند اشجارى و دفع ناقص معمارزاده، محمد صلصالى صاحب يك بخت بادآورده شد كه ضربه اش فضاى بالاى دروازه را شكافت.
شرح بازى
پرسپوليس در ديدار با ذوب آهن نشان داد كه به لحاظ نفرى در كادر فنى خود مشكل نداشته است، چرا كه با آمدن دايى هم وضعيت پرسپوليس از آن چيزى كه قبل از آن بود بهتر نشد.على دايى، تيمش را با چند تغيير نسبت به ديدارهاى گذشته به ميدان فرستاد اما تغييرى در آهنگ بازى سرخپوشان به چشم نيامد و باز اين تيم، چشم بسته به دروازه اى مى زد كه روز چندان سختى را پشت سر نگذاشت.حضور محمد پروين و اشپيتيم آرفى از ابتداى بازى در زمين نشان داد كه على دايى هم ممكن است در بازيخوانى بازيكنانش مرتكب اشتباه شود، اشتباهى كه پس از پايان ديدار ۲ تيم سرمربى جديد سرخپوشان به آن اعتراف كرد.با ۲ تغيير همزمان محسن خليلى و محمد منصورى فهيم به جاى آرفى و پروين از دقيقه ۴۶ بازى تقريباً نظم تيمى سرخپوشان بهتر شد اما باز عجله پرسپوليسى ها براى رسيدن به پيروزى باعث شد كه فرصت ها يكى پس از ديگرى براى اين تيم از دست برود تا جايى كه دايى نوروزى را هم به دليل تعدد اشتباهاتش از زمين بيرون كشيد و ميثم بائو را جايگزين او ساخت. هر چه پرسپوليسى ها در مقابل اصفهانى ها پر اشتباه ظاهر شدند اما در عوض ذوب آهنى ها يك فوتبال تاكتيكى و مبتنى بر برنامه را از خود به نمايش گذاشتند، ديدارى كه نتيجه تساوى عادلانه ترين نتيجه براى آن بود.منصور ابراهيم زاده و تيمش كه آمده بودند تا دست خالى از تهران خارج نشوند، به خواسته خود رسيدند و باوجود شكست يك بر صفر هرگز نا اميد نشدند و با يك فوتبال تهاجمى، فكورانه و زيبا و البته با تعويض هاى طلايى توانستند پرسپوليس دايى را متوقف كنند، كارى كه نشان داد تعويض هاى منصور ابراهيم زاده هم با حساب و كتاب انجام شده است.
روزگار سپري نشده سالخوردگان

حالا چهره جمعيت تغيير ميكند. گاهي تولد زياد است و نسلي از جوانها و نوجوانها اكثريت جامعه را تشكيل ميدهند، گاهي جنگ و حوادث ديگر، بيشتر جوانها را از بين ميبرد. گاهي هم سياستهاي اجتماعي كنترل مواليد را توصيه ميكند و تعداد بچهها آنقدر كاهش مييابد كه چهرهاي كهنسال از جامعه در سالهاي پيش رو ميشود تصور كرد.
ما به سمت پير شدن ميرويم و زياد طول نميكشد كه درصد زيادي از مردم كشورمان سالمند خواهند بود. براي پذيرايي از اين جمعيت سالمند چه بايد كرد؟ اين پرسشي است كه در آستانه روز سالمند بايد به آن بيشتر فكر كنيم.
سالمندي يعني عبور از مرز 60سالگي. براساس تعريف سازمان بهداشت جهاني، سالمندي 3 مرحله دارد؛ سالمند جوان كسي است كه بين 74 60 سال دارد، سالمند يعني يك انسان 90 74ساله و سالمند پير به كساني ميگويند كه 90 سال به بالا هستند. ما در قرن بيست و يكم ميتوانيم اميدوار باشيم كه تا 66 سال عمر كنيم، چون اميد به زندگي براي جهانيان از مرز 66 سال گذشته است.
سالخوردگي جمعيت، پديدهاي است كه در جوامع گوناگون بتدريج رخ مينمايد، به اين معنا كه كمكم افراد سالمند نسبت بيشتري از كل جمعيت را به خود اختصاص ميدهند و اين مساله با كاهش ميزان باروري كلي از يك طرف و كاهش ميزان مرگ و افزايش اميد به زندگي از طرف ديگر، اتفاق ميافتد. هر سال، حدود 7/1 درصد به جمعيت جهان افزوده ميشود. اين افزايش براي جمعيت 65 سال و بالاتر 5/2 درصد است و پيشبيني ميشود تا ربع قرن ديگر، جمعيت سالمندان به 2/1 ميليارد نفر يعني 14 درصد جمعيت جهان برسد.
20 سال مانده به سالمندي
اگر بخواهيم وضعيت سالمندي را در 20سال آينده ايران بررسي كنيم، به شرط اين كه رشد جمعيت را 5/1درصد و اميد به زندگي را 75 سال در نظر بگيريم، در 20سال آينده جمعيت سالمندي ايران 3 برابر زمان حال خواهد شد. هماكنون بيش از 50 درصد از جمعيت كشور ما زير 20سال است و سالمندان بالاي 60سال حدود 8/7 درصد از كل جمعيت را تشكيل ميدهد. اين ارقام نشان ميدهد كشور ما اكنون كشور جواني است و در درجه اول برآوردن نيازها و تامين آتيه مناسب براي جمعيت جوان آن مستلزم برنامهريزيها و سياستگذاريهاي ويژه است. از طرفي، براي ثابت ماندن جمعيت بايد به ازاي هر زن،1/2درصد مواليد وجود داشته باشد، اما اين رقم در كشور زير5/1درصد است. اين يعني جمعيت ايران به سوي پير شدن ميرود، به طوري كه پيشبيني ميشود تا سال2050، يكچهارم جمعيت كشور را سالمندان تشكيل دهند. نرخ رشد بالاي جمعيت به معني جمعيت سالمند بيشتر در آينده خواهد بود و در كشورهايي مثل ايران كه هنوز مشكلات ناشي از توسعه وجود دارد و مسائل روز جامعه گسترده است، كمتر كسي به مسائل مرتبط با پير شدن جمعيت فكر ميكند. در نتيجه براي آينده پيشبينيهاي لازم انجام نميشود و وقتي به طور ناگهاني با پديده سالمندي جمعيت روبهرو شوند، دشواريها بسيار خواهد بود. براي همين است كه روز جهاني سالمند در عين اين كه زمينهاي براي يادآوري سالمندان امروز جامعه است، از سوي ديگر بايد مسوولان و برنامهريزان جامعه را به اين فكر وادارد كه برنامهريزي براي جمعيت رو به افزايش سالمندان بايد از همين حالا آغاز شود؛ البته با در نظر گرفتن اين نكته كه چنين برنامهريزيهايي بايد با توجه به بافت جامعه ايران و ويژگيهاي جمعيت سالمند آن انجام شود. در ايران درصد قابل توجهي از سالمندان در مناطق روستايي زندگي ميكنند و گفته ميشود در حالي كه تا سال 2025، 82 درصد سالمندان كشورهاي توسعهيافته در شهرها زندگي خواهند كرد، اين رقم براي كشورهاي در حال توسعه 50 درصد خواهد بود. بعلاوه، در ايران سالمندان معمولا در خانوادههاي گسترده كه چند نسل را در بر ميگيرند، زندگي ميكنند و تعداد سالمنداني كه تنها زندگي ميكنند، كمتر است. در ايران، نظامهاي حمايت اجتماعي آنقدر وسيع نيستند كه همه سالمندان را پوشش دهند و خانواده مهمترين پشتوانه و بهترين منبع حمايت مالي و اجتماعي و معنوي براي سالمندان محسوب ميشود. بنابراين كشورهايي با شرايط كشور ما نميتوانند در مورد رسيدگي به مساله پير شدن جمعيت، از كشورهاي توسعهيافته تقليد كرده و براساس شيوههاي آنها برنامهريزي كنند.
بسيج براي سالمندان
در ايران نهادهاي مختلفي متولي امور سالمندان هستند؛ اداره سلامت سالمندان وزارت بهداشت، معاونت توانبخشي سازمان بهزيستي، مركز تحقيقات سالمندي. با اين حال فعاليتهاي چنين نهادهايي در جامعه نمود چنداني ندارد. مسائل سالمندي گسترده و متنوع هستند و طبيعي است نهادهاي مختلفي متولي اين امور باشند، اما با در نظر گرفتن اهميتي كه سالمند شدن هرم سني جامعه به دنبال دارد، سالمندان جامعه ابعاد اجرايي چنداني از برنامههاي اين نهادها نميبينند. در شرايط فعلي، برنامهريزي براي سالمندان در حد حرف و طرح است و طرحهاي معدودي هم كه براي سالمندان پيشنهاد ميشود معمولا با استقبال چنداني مواجه نميشود و پس از مدتكوتاهي از ياد ميرود. به نظر ميرسد محقق شدن برنامهريزيها براي سالمندان بايد با همكاري نهادهاي مختلف خدماتي و رفاهي و برنامهريزيهاي كلان ملي همراه شود. اما محور اين برنامهها چه ميتواند باشد؟
طرحهايي براي روزگار سالخوردگي
يكي از مسائل مهم سالمندان كه هم جنبه اقتصادي دارد و هم جنبه اجتماعي، بيكاري است. داشتن شغل براي فرد درآمد ايجاد ميكند، اما اين تنها جنبه داشتن شغل نيست. داشتن شغل به فرد منزلت اجتماعي ميبخشد و باعث ميشود جسم فرد كارايي پيدا كند. به دنبال آن فرد احساس مفيد بودن كرده و فشار كمتري احساس ميكند. اگر افراد زود بازنشسته و خانهنشين شوند، از نظر سلامت دچار مشكل ميشوند. هرچه فرد زودتر بازنشسته شود، زودتر با مشكلات سالمندي مواجه ميشود. بر همين اساس يكي از كارهاي مهم و ضروري در اجتماع كه به نظر ميرسد بايد از سمت وزارت رفاه پيگيري شود، افزايش سن بازنشستگي است. به همين دليل است كه در برخي كشورها طرحهايي ارائه ميشود تا افراد حتي پس از 65 تا 70 سالگي، كار نيمهوقت داشته باشند و تا70 سالگي سر كار بروند و تنها ساعت كارشان كمتر شود. اين مساله از يك طرف باعث ميشود فرد از خانه بيرون بيايد، احساس مفيد بودن كند و در جمع خانواده به او به عنوان يك فرد از كار افتاده نگاه نشود و از طرف ديگر، به نفع صندوقهاي بازنشستگي است، چون به اين ترتيب افراد از صندوقهاي اشتغال حقوق دريافت ميكنند نه از صندوقهاي بازنشستگي. در حال حاضر، با توجه به اين كه حقوق بازنشستگي كافي نيست و خود فرد هم هنوز انرژي دارد، بلافاصله به دنبال شغل ديگري ميرود. به نظر ميرسد در بازار كار هم علاقه زيادي به كار دادن به افراد بازنشسته وجود دارد؛ چون اين دسته افراد هم نيازي به پرداخت حق بيمه ندارند و هم تجربه بيشتري در كار دارند.
اصلاح در سيستم پرداخت حقوق بازنشستگي هم اقدام موثر ديگري است كه باعث ميشود دغدغه و نگراني مالي براي قشري كه ديگر قادر نيستند نقش سابق خود را به عنوان قشر فعال جامعه ايفا كنند، وجود نداشته باشد. در حال حاضر حدود 2 ميليون نفر از سالمندان يعني بيش از يكسوم سالمندان كشور، زير پوشش هيچگونه بيمه درماني نيستند؛ در حالي كه بايد بيمه مكمل براي سالمندان در معرض بيماريهاي مزمن و ناتوان هم ايجاد شود.
كارشناسان در عين حال يكي از معضلات و مشكلات سالمندان كشور پس از مساله بيمه پايه درمان را، فرهنگ غلط پزشكان در درمان سالمندان ميدانند و معتقدند تربيت متخصصان و فوقمتخصصان طب سالمندي كه در دنيا رواج دارد، در ايران شناخته شده نيست. امروزه، بسياري از سالمندان كشور به دليل مسموميت دارويي فوت ميكنند، چون پزشكان حجم زيادي دارو براي آنها تجويز ميكنند و بسياري از بيماريهاي سالمند را به پيري ربط ميدهند.
خانواده، شهر و سالمند
آموزش مهارتهاي زندگي و سلوك با سالمندان هم بايد از سرفصلهاي آموزش مهارتهاي اجتماعي باشد. چنين آموزشهايي باعث ميشود مسائل مربوط به سالمندان جديتر گرفته شود. با توجه به اينكه در كشور ما بيشتر سالمندان در محيطهاي خانوادگي باقي ميمانند و بيشتر مردم در جامعه ايراني تا وقتي مجبور نباشند، سالمند را به سازمانهاي خصوصي و دولتي نميسپارند، آموزش رفتار با اين گروه سني ميتواند بر كيفيت زندگي آنها در محيط خانواده اثر بگذارد. به اين ترتيب، وقتي سلوك با سالمندان به آحاد افراد آموزش داده ميشود، در واقع بخشي از وظايف دولت و نهادهاي اجتماعي در داخل خانوادهها حل و فصل ميشود و ميتوان انتظار داشت كه با پيرتر شدن جامعه، مردم بازوهاي كمكي اين نهادهاي اجتماعي باقي بمانند. سياستهاي ملي هم بايد بيشتر بر اين مبنا باشد كه سالمندان به صورت مستقل و بدون نياز به كمك ديگران بتوانند با همه جنبههاي كيفي و استانداردهاي لازم، بخصوص در جنبههاي خدمات اجتماعي زندگي كنند.
در تمام دنيا، بخشي از برنامهريزيها براي شهروندان سالمند به وسيله شهرداريها انجام ميشود. ايجاد و تهيه امكانات حمل و نقل و رفت و آمد سالمندان و مناسبسازي فضاهاي عمومي شهري براي سالمندان اهميت زيادي دارد. اينكه شهرداري براي سالمندان كه امكان استفاده از وسايل نقليه عمومي را ندارند، تسهيلاتي فراهم كند تا از تاكسي يا وسايل نقليه مخصوص سالمندان با همان قيمت وسايل نقليه عمومي استفاده كنند، نياز به زيرساختهايي دارد كه بايد از حالا براي امروز و آينده در مورد آن برنامهريزي كرد.
همچنين تهيه كليه امكانات ورزشي و تعبيه فضاي سبز مناسب براي سالمندان نيز بايد مورد توجه برنامهريزان قرار بگيرد. وجود كتابخانههاي عمومي با كتابهاي مناسب سالمندان در محلهها و پاركها، برگزاري مسابقههاي ورزشي متناسب با سن و وضعيت جسماني سالمندان، ارائه خدمات بهداشتي و مراقبتي سالمندان در منزل و در مراكز بهداشتي محلي و ايجاد فراغتخانههايي كه سالمندان بتوانند اوقات خود را درمحيط اجتماعي و در كنار ديگران بگذرانند، از مهمترين اقداماتي است كه انتظار ميرود زمينهسازي براي گسترش آنها از همين امروز آغاز شود.
سالمندان در صحنه
امروز در دنيا به سالمندان به عنوان افراد در حاشيه نگاه نميشود. سازمان بهداشت جهاني، سالمندان را نيروهاي مفيد در راه توسعه معرفي ميكند، نمونهاش اينكه در آفريقا نگهداري از26 ميليون كودك يتيم كه پدر و مادر خود را بر اثر ايدز از دست دادهاند، به عهده پدر و مادربزرگ آنهاست اما پيش از اينكه هر برنامهاي براي ايجاد مشاركت شهروندان سالمند ايجاد شود، بايد فرهنگ و احساس مشاركت در اين قشر ايجاد شود و اقشار ديگر جامعه هم آنها را به عنوان موجوداتي مفيد و كارآمد بپذيرند.
اگر بنابر فرهنگ رايج باشد، سالمندان همچنان بايد خود را طبقهاي محروم و بيفايده به حساب بياورند و اوقات خود را در انتظار به پايان رسيدن زندگي بگذرانند، در حالي كه ميتوان براي ظرفيتهاي ناشناخته اين قشر با توجه به نيازهاي اجتماع، برنامهريزيهاي خلاقي انجام داد.
كمك به خانوادههايي كه امكان نگهداري از سالمندان را در منزل دارند، يكي از سياستهاي مهمي است كه كمك ميكند سالمندان اين دوران را با آرامش بيشتري بگذرانند و نه به عنوان يك بخش مزاحم. آنها ميتوانند با بهرهمند شدن از زندگي سالم و طبيعي، از اين دوره زندگيشان بهره و لذت ببرند.
رشد 11 درصدي توليد سيمان در کشور

به گزارش روابط عمومي وزارت صنايع و معادن، ميزان توليد سيمان در مهر 88 نيز بالغ بر 4 ميليون و 693 هزار تن بود که در مقايسه با مهر سال گذشته بيش از 26 درصد رشد نشان ميدهد.
اين گزارش همچنين در خصوص ميزان توليد کلينکر طي 7 ماهه امسال ميافزايد؛ طي اين مدت بالغ بر 28 ميليون و 745 هزار تن کلينکر در کشور توليد شد که در مقايسه با مدت مشابه سال قبل حدود 11.6 درصد رشد نشان ميدهد.
ميزان توليد کلينکر در مهر امسال نيز 4 ميليون و 324 هزار تن بوده است که در مقايسه با مدت مشابه 87 بيش از 24 درصد رشد توليد داشته است.
با بهرهبرداري از کارخانههاي سيمان در نقاط مختلف کشور طي دو سال گذشته، بازار اين محصول استراتژيک از تعادل کامل برخوردار شده است. در حال حاضر ميزان توليد سيمان بيش از نياز کشور است و برخي واحدهاي توليدي، کلينکر و محصولات خود را روانه بازارهاي صادراتي ميکنند.
همراه «با شعر حوالي امروز» تا بررسي شعرهاي معاصر

به گزارش جام جم آنلاين به نقل از روابط عمومي و امورمخاطبان شبکه جهاني صداي آشنا، اين برنامه قصد دارد با خوانش يک شعر، به معرفي شاعر، بررسي زندگي شخصي و کاري وي بپردازد. اين برنامه به تحليل و شناسايي زبان شعر، موسيقي و توانمندي هاي تصوير اثر و همچنين برقراي ارتباط شعر با ديگر هنرها، نيز خواهد پرداخت. در بخشي از برنامه صداي شاعر نيز پخش خواهد شد. در انتهاي برنامه به منظور تحليل مضموني، يکي از ويژگي هاي بارز و شاخص اثر مطرح و بررسي مي شود.
رشيد کاکاوند سردبير و مجري، حسين جهاني تهيه کننده و سميرا سجادي گوينده اين برنامه اند.
«با شعر حوالي امروز» شنبه ها و يکشنبه ها ساعت 15:15 به وقت تهران برابر با ساعت 11:45 به وقت گرينويچ از کانال اروپاي شبکه جهاني صداي آشنا پخش مي شود.
نشاني وب سايت شبکه جهاني صداي آشنا www.sedayeashna.ir
شماره تماس روابط عمومي 22164131 ، 22652327