فتح الله‌زاده مديرعامل ماند

علی فتح‌الله‌زاده که اوایل هفته جاری به همراه وزیر ورزش و جوانان راهی ترکیه شده بود و البته قبل از آن مصاحبه‌هایی علیه احمد رسولی‌نژاد انجام داده بود، عصر امروز در نشستی با رسولی نژاد و قلعه‌نویی شرکت کرد و در پایان به عنوان مدیرعامل باقی ماند.

عصر سه شنبه احمد رسولی نژاد، علی فتح الله زاده و امیر قلعه نویی، در دفتر ريیس هیأت مدیره باشگاه استقلال نشست سه نفره‌ای را برگزار کردند تا به مشکلات این روزهای استقلال پایان دهند.

رسولی‌نژاد و علی فتح الله‌‌زاده که طی روزهای گذشته با مصاحبه‌های متنوعی علیه یکدیگر موضع گیری کرده بودند، امروز اختلافات را کنار گذاشتند! و قرار است فتح الله‌زاده به عنوان مدیر عامل در باشگاه استقلال به فعالیتش ادامه دهد.

البته فتح الله‌زاده در حالی در سمتش باقی ماند که اوایل هفته جاری به همراه وزیر ورزش و جوانان راهی ترکیه شده و امروز نیز با توصیح محمد عباسی مقرر شد تا زمان رسیدگی به وضعیت مالی باشگاه استقلال مدیر عامل باقی بماند.

مدیر عامل فصل گذشته استقلال که با پرویز مظلومی قطع همکاری کرده است در پایان نشست عصر امروز به امیرقلعه نویی به عنوان سرمربی جدید تیم فوتبال استقلال حکم داد تا او کارش برای فصل آینده را آغاز کند.

استقلال و پرسپوليس از درون ضربه خوردند

استقلال و پرسپوليس به‌عنوان دو باشگاه مورد توجه مردم هميشه از حواشي و اختلافات دروني ضربه‌خورده و نتوانسته‌اند با گذر از حاشيه‌ها، بنابر ظرفيت‌هاي تيمي خود، به نتايج لازم دست يابند.

شايد اگر غير اين بود سرخابي‌ها سرنوشت متفاوت‌تر و بهتري در عرصه ليگ مي‌يافتند. هرچند وضعيت استقلال خيلي بهتر از پرسپوليس بود و آبي‌ها حداقل جام حذفي را به ويترين افتخارات خود افزودند، اما بي‌ترديد اگر اين تيم اسير حاشيه نمي‌شد و به نوعي خودزني نمي‌كرد براحتي مي‌توانست قهرماني ليگ را نيز در فصل يازدهم از آن خود كند.

در حقيقت استقلال زماني ضربه خورد كه نتوانست حواشي پيرامون خود را كنترل و مديريت كند، حتي علي فتح‌الله‌زاده نيز كه تجارب ذي‌قيمت در اين زمينه دارد، خود در حواشي گرفتار شد تا هر روز با موضوعي تازه، فكر و ذهن استقلالي‌ها را متوجه خود كرده و توان تيمي‌شان را به تحليل ببرد.

جدايي فرهاد مجيدي و پيوستن‌اش به تيم قطري، آغازي بر اين حواشي بود تا بعد نيز به دنبال چند ناكامي و اظهارات تني چند از اعضاي هيات مديره استقلال و متعاقب آن واكنش بازيكنان و كادر فني، اساس كار تيمي و همدلي موجود را به چالش كشيده و آبي‌ها با مصدوميت بازيكناني چون مجتبي جباري، آندرانيك تيموريان، كيانوش رحمتي، ميلاد ميداوودي و خسرو حيدري، از استقلال كهكشاني فاصله گرفته و روند نزولي‌شان در ليگ بويژه در نيم‌فصل دوم آغاز شود.

مشكلات مالي و دير پاس شدن چك‌هاي بازيكنان و كادر فني نيز در اين مسير، سد راه آبي‌ها شد تا به دنبال بازي‌هاي فشرده ليگ، جام حذفي و ليگ قهرمانان آسيا، تيم پرويز مظلومي به جام حذفي قانع شده و با عقب‌نشيني از ليگ بعد از سپاهان و تراكتورسازي به عنوان سوم بسنده كند.

اوضاع پرسپوليس البته بدتر از اينها بود و قرمزها فصل كابوس​واري را پشت سر گذاشتند. وضعيت به قدري حاد شده بود كه اين اواخر سرخ‌ها خدا خدا مي‌كردند كه ليگ برايشان زودتر به انتها برسد، بويژه كه با تحليل رفتن انرژي و انگيزه بازيكنان، حريفان اين جسارت را پيدا كرده بودند كه چهار تا چهار تا به پرسپوليس گل بزنند.

قبل از آن كه به دلايل اين ناكامي اشاره كنيم بايد بگوييم كه پرسپوليس اگر از وجود مربي باتجربه‌اي از ابتداي فصل سود مي‌برد، حتي اين قابليت را داشت كه عنوان قهرماني ليگ را از آن خود كند.

حميد استيلي هرچند سال‌ها به‌عنوان كمك‌مربي در كنار پرسپوليس تجربه كسب كرده و در تيم‌هاي استيل آذين و شاهين بوشهر نيز به عنوان سرمربي فعاليت كرده بود، اما او نيز ثابت كرد كه به صرف چند فصل كار نمي‌توان هدايت تيمي بزرگ چون پرسپوليس را پذيرفت.

مشكل اينجا بود كه استيلي با حضور خود در پرسپوليس به آن شيوه خاص و حمايت نهان و آشكار حبيب كاشاني و حضورش به‌عنوان جانشين علي دايي، انتظارات زيادي را پيرامون خود به وجود آورده بود؛ انتظاراتي كه تنها با نتايج خوب و پيروزي‌هاي پياپي قابل پاسخگويي بود، اما پرسپوليس استيلي در همان بازي نخست با ملوان و توقف مقابل اين تيم در ورزشگاه آزادي نشان داد كه تيم منسجم و يكدستي نيست تا از همان آغاز جبهه هواداران خواسته و ناخواسته عليه سرمربي جوان شكل بگيرد.

شكست از شاهين بوشهر در خانه حريف و بعد هم از دست دادن سه امتياز بازي با شهرداري تبريز در آزادي، وضعيت را بدتر از هر زمان براي حميد استيلي نمود تا اين مربي در برزخ بي‌اعتمادي هواداران و شعارهاي آنها عليه خود،‌ بدترين روزهاي عمر ورزشي‌اش را تجربه كند.

ايراد آنجا بود كه استيلي نمي‌خواست قبول كند وقتي هواداران او را نمي‌خواهند در جهت حفظ تيم بايد از پرسپوليس كنار مي‌رفت، اما وقتي مديرعامل و هيات مديره جديدي براي باشگاه پرسپوليس آمد، ‌استيلي در محاسبه‌اي اشتباه چنين پنداشت كه فضاي كار براي او قابل عوض شدن است.

با وجود حمايت كامل محمد رويانيان مديرعامل تازه ‌وارد شده سرخ‌ها از استيلي، باز هم در روند ناكامي‌هاي پرسپوليس گشايشي ايجاد نشد تا به دنبال شكست دوباره از استقلال، اين مربي جوان از كار بركنار شود.

متاسفانه به جاي آن كه با توجه به شرايط تصميمي منطقي براي سرخ‌ها گرفته شود، مديرعامل تلاش كرد وجهه خود را نزد هواداران با آوردن مصطفي دنيزلي بالا ببرد.

هيچ‌كس در توانمندي و كارايي اين مربي ترك شك ندارد، اما بي‌ترديد بهتر اين بود كه دنيزلي براي فصل دوازدهم مورد توجه قرار مي‌گرفت تا او نيز هزينه بد بسته شدن تيم نمي‌شد.

هرچند با حضور دنيزلي شوك مثبتي به مجموعه تيم وارد شد و اين تيم بويژه در بازي برگشت شهرآورد و با گلزني ايمون زائد، طلسم ناكامي‌هاي دو ساله خود در برابر استقلال را شكست، اما در عرصه ليگ سرخ‌ها وضعيت‌شان بدتر از گذشته شد تا وراي حضور چشمگير در ليگ قهرمانان آسيا، پرسپوليس در نهايت به رتبه نازل دوازدهم بسنده كرده و يكي از بدترين فصول فوتبالي خود را ثبت كند.

جدا از حواشي كمرشكن و ضعف مفرط در چارچوب دروازه، بي‌انضباطي دو نفر از مدافعان باتجربه پرسپوليس نيز كه به محروميت چند ماهه‌شان انجاميد، براي سرخ‌ها در اين رابطه قوز بالاقوز شد تا تنها دلخوشي هواداران در فصل يازدهم به كاپيتان علي كريمي باشد كه شايد اگر او هم نبود، پرسپوليس حالا به ليگ يك سقوط كرده بود.