كفاشيان در بنبست

در اين ميان حتي اگر بحث درخواست علي سعيدلو - كه تا همين يك ماه پيش رئيس ورزش ايران بود - و همينطور محمد عباسي - كه هماكنون سرپرست وزارت ورزش و جوانان است - از كفاشيان براي دادن استعفا از سمت خود را شايعه بدانيم، باز هم نميتوان منكر فضايي شد كه رئيس فدراسيون فوتبال را تا همين چند روز پيش به سكوت كشانده بود.
سكوت كفاشيان از همان روزي آغاز شد كه بسياري از كارشناسان برجسته فوتبالي، علي كفاشيان را به دليل مديريت ضعيفش مقصر اصلي حذف ناباورانه تيم اميد از گردونه رقابتهاي مقدماتي المپيك 2012 لندن معرفي كردند. در همان روزها بود كه رئيس فراكسيون ورزش مجلس صراحتا وضعيت كنوني فدراسيون فوتبال را ضعيف و نامطلوب توصيف كرد و گفت: «مجمع عمومي فدراسيون فوتبال دچار رخوت و ضعف شده است. آنها ارزيابي درست و منطقي از مديران فدراسيون و تيمهاي ورزشي ندارند و همين امر موجب شده تا نتايج و عملكرد اين فدراسيون ضعيف و غيرقابل قبول باشد.»
اميدوار رضايي اين را هم اضافه كرد كه مجمع عمومي فدراسيون فوتبال بايد در مديريت اين فدراسيون تجديدنظر كند و تدبيري براي بهبود اوضاع فوتبال كشور بينديشد، اما اين انتقاد تند نماينده مردم در خانه ملت هم از سوي كفاشيان بيپاسخ ماند تا او سرانجام سكوتش را با انتقاد از صداوسيما بشكند. كفاشيان با بيان اينكه موضوع استعفايش يك سناريو است، تاكيد كرد: «مجمع فدراسيون تنها نهاد بالادستي ماست و اين مجمع است كه تصميم ميگيرد كارها چگونه پيش برود و از همه بيشتر دلش براي فوتبال ميسوزد. هيچكس نميتواند بگويد كه من از يك مادر نسبت به فرزند خود مهربانتر هستم. آنها نامادري هستند و بهتر است دلشان براي مديران خودشان بسوزد.»
كفاشيان پيش از اين هم با ادبيات خاص خود تهديد كرده بود اگر تحت فشار استعفا بدهد و برود فوتبال ايران تعليق ميشود! بديهي است كه او اين حرفها را به پشتوانه هيات رئيسه فدراسيون فوتبال ميزند؛ هياترئيسهاي كه تاكنون هيچ انتقادي را به عملكرد رئيسش وارد نكرده بود. با اين حال حمايتي كه كفاشيان روي آن حساب باز كرده است، آنقدرها هم محكم نيست. ديروز يكي از اعضاي هيات رئيسه فدراسيون فوتبال كه نميخواست نامش فاش شود در گفتوگو با «جامجم» از نارضايتي بخش قابل توجهي از اعضا نسبت به عملكرد كفاشيان خبر داد و عنوان كرد: «كفاشيان در شرايطي انتظار حمايت از هيات رئيسه را دارد كه تاكنون كمتر حاضر شده نظرات اعضا را در تصميمگيريهايش دخالت دهد».
وي افزود :« اعضاي هياترئيسه فدراسيون فوتبال با مربيگري قطبي، عليرضا منصوريان و اكبر محمدي در تيمهاي ملي، اميد و جوانان مخالف بودند. در مورد عدمصلاحيت برخي افراد حاضر در كميته تيمهاي ملي و كميته فرهنگي و همينطور يكي دو نفر از مشاوران كفاشيان هم بحثهايي در جلسات هياترئيسه مطرح شد، اما در عمل هيچ تغييري حادث نشد كه اينها همگي حكايت از بيتوجهي رئيس فدراسيون به نظرات اعضاي هياترئيسهاش دارد.»
در چنين فضايي و در حالي كه گفته ميشود كفاشيان از سوي سرپرست وزارت ورزش و جوانان هم براي استعفا تحت فشار قرار دارد، بعيد است رئيس بعدي فدراسيون فوتبال زودتر از زمان برگزاري مجمع انتخابات اين فدراسيون كه دي ماه سال جاري برگزار خواهد شد، معرفي شود.
در اين ميان فشار افكار عمومي هم براي كنار رفتن كفاشيان كاملا محسوس و غيرقابل انكار است؛ فشاري كه بازتاب آن در شعارهايي كه تماشاگران تيم ملي در روز بازي با ماداگاسكار عليه رئيس فدراسيون فوتبال سر دادند مشهود بود و چه بسا در آينده نيز تا رسيدن به خواست عمومي ادامه داشته باشد.
كربكندي: از اين فدراسيون چه انتظاري داريد؟!
«از فوتبال و فدراسيوني كه هيچ ساختار و اصول مشخصي نداشته و تخصص در آن چيزي شبيه به شوخي است، چطور انتظار موفقيت تيمهاي ملياش را داريد؟!»
رسول كربكندي، كارشناس و از مربيان باسابقه فوتبال كشور ضمن بيان اين جمله درباره شرايط كنوني فوتبال ايران اظهار كرد: «متاسفانه نميدانم چرا كسي نميبيند يا نميخواهد ببيند كه چطور فوتبال ما نزول كرده و در هيچ ردهاي به موفقيت نميرسد! وقتي كار اصولي انجام نميشود و در پي آن نتايج مطلوبي براي تيمهاي يك مجموعه حاصل نميشود، اين بدان معناست يك جاي كار ايراد دارد و نظرات مديران فدراسيون هم تنها نظراتي متعصبانه نسبت به خودشان است.»
او كه با ايسنا صحبت ميكرد، افزود: «شيب نزولي فوتبال ما به حدي تند است كه به جاي علت يابي مشكلات، صورت مسالهها را پاك كرده و فقط مربيان را مدام جابهجا ميكنند، براي آوردن مربي خارجي هزينه ميلياردي صرف ميكنند، 6 ماه برسر تيم اميد دعوا ميكنند و بعد از آن يك مربي جوان را سرمربي كرده و در ادامه، آن افتضاح را به بار ميآورند. در مملكتي كه اگر پول نداشته باشي، بچهات نميتواند فوتباليست شود و مستعدهاي فقير راه به جايي نميبرند، چطور در انتظار ظهور پديدهها و پشتوانهسازي در فوتبال هستيم؟»
كربكندي در ادامه انتقادهايش نسبت به ساختار فوتبال و فدراسيون گفت: « از اين شرايط بدتر هم ميتواند وجود داشته باشد، چراكه استمرار عدم برنامهريزيها، بيساختاريها و آلودگي فوتبال تبديل به فرهنگ حاكم بر فوتبال شده است. فرهنگي كه همه در آن ميخواهند ميوه درختي كه كاشتهاند به سرعت و در دوره خودشان ثمر دهد. كسي نميخواهد با كارهاي اصولي و بلند مدت خودش را فداي آيندگان و موفقيتهاي بعدي كند.»
كربكندي تاكيد كرد: متاسفانه در سيستمي كه تخصص در آن چيزي شبيه به شوخي است، گزينشهاي مربيان براساس رابطه بوده و به سابقه، تجربه موفق، تخصص اجرايي كار و... اهميت نميدهند. در اين سيستم تنها علي دوستي مهر را ميبينيم كه بنابر شايستگيهايش فعاليت ميكند، هرچند اين ساختار غلط يا به تعبيري بيساختاري در فدراسيون بر كار تيم نوجوانان هم اثرگذار است.
رضا پورعالي
گروه ورزش

