پارسي هم اکنون در دو حوزه رسم الخط و واژگان با مشکلاتي فراوان روبه روست و آنچه بيشتر به اين گرفتاري دامن مي زند، اختلاف آرا و سلايق است که اين کشتي را هر دم به سويي مي کشد تا در تلاطم زبانهاي بيگانه و يافته هاي نو از منزلگاه دور شود.
در مقدمه کتاب دستور خط فارسي که از سوي فرهنگستان زبان و ادب پارسي منتشر شده آمده است: خط فارسى به موجب اصل پانزدهم قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران خط رسمى کشور ماست و کليه اسناد رسمى و مکاتبات و کتابهاى درسى بايد به اين خط نوشته شود و طبعاً چنين خطى بايد قواعد و ضوابطى معلوم ومدون داشته باشد تا همگان با رعايت آنها هويت خط را تثبيت کنند و محفوظ دارند.
تدوين مجموعه قواعد و ضوابط خط فارسى مخصوصاً در سالهاى اخير که استفاده از رايانه در عرصه خط و زبان روزافزون شده و حروفنگارى و صفحهآرايى و ويرايش و نمونهخوانى و تهيه نمايه و کارهاى بسيار ديگرى در حوزه نگارش و چاپ برعهده رايانه قرار گرفته و درنتيجه دايره شاغلان به امر چاپ و تکثير از حلقه متخصصان سنتي اين فن بسى فراتر رفته و فراختر شده ضرورت و اهميت بيشترى پيدا کرده است چنانکه نگرانى از خطر بروز تشتت و اِعمال سليقههاى مختلف و متضاد نيز نسبت به گذشته افزايش يافته است.
در باب دستور خط فارسى همواره اختلاف سليقه و مشرب وجود داشته است. بعضى طرفدار باز گذاشتن دست نويسنده در انتخاب شيوه نگارش بوده و حداکثر جواز و رخصت را تجويز مىکردهاند و بعضى ديگر برعکس، گرايش به وضع قوانينى عام و قطعى و تخلّفناپذير داشته و آرزو مىکردهاند که در عالم خط و کتابت نيز قوانينى شبيه قوانين حاکم بر علائم رياضيات حاکم باشد. از جهتى ديگر، برخى از اهل فن معايب و مشکلات موجود را در خطّ فارسى تا آن اندازه فراوان و جدي دانستهاند که رفع آنها را جز با افزودن و درکار آوردن حروف و علائم جديد ميسر نمىشمردهاند و گروهى ديگر کمترين تحول و تبدلي را در خط فعلى نپذيرفته و آن را به زيان زبان مىدانستهاند."
با اين اوصاف بايد گفت آنچه مدنظر فرهنگستان بوده محقق نشده و اين موضوع قطعا آسيبهاي جبران ناپذيري را براي زبان ما به همراه خواهد داشت و مسئولان بايد هر چه سريعتر چاره انديشي کنند تا اين غريق زنده بماند.
گزاف نگفته ايم اگر بگوييم امروزه تاجيکها و افغانها از ما نغزتر و بهتر سخن مي گويند. يکي مي گفت چندي قبل به افغانستان رفته بود و در راه به پسر و دختر چوپاني برخورد. او قرص ناني به پسرک چوپان داد و از او نشاني خواست. در اين لحظه خواهر به زبان شيواي پارسي به برادر گفت: «شرمت نايد از اين مرد دريوزگي کني؟» به راستي ما به عنوان وارثان اصلي اين زبان چقدر براي آن دل سوزانده ايم و خواسته و ناخواسته چقدر به آن آسيب رسانده ايم؟
در جايي که ما از واژه بيگانه «آپارتمان» استفاده مي کنيم افغانيها آن را «بلند منزل» خطاب مي کنند و البته بيان اين موضوع تائيد يا رد واژه گزيني همزبانان ما نيست و اساسا در ادامه اين نوشتار به اين موضوع پي خواهيد برد که اصلي ترين علت درجا زدن زبان فارسي همين رد و تائيدهاست. عده اي واژه تازه مي آفرينند و ديگران آن را نمي پذيرند و ديگران پيشنهاد مي کنند و عده اي آن را برنمي تابند اگر چه از دل اين پيشنهادها راهکارهايي اساسي به دست مي آيد اما گويا لجبازي بر هر چيز ارجح و البته غالب است.
فرهنگستان زبان و ادب فارسي به عنوان اصلي ترين متولي اين زبان گام موثري در جهت برطرف شدن مشکلات خط و زبان برنداشته است. اين روزها کتب درسي به شکلي نگران کننده دچار دگرگوني شده و در آن چيزهايي را مي بينيم که در باور نميگنجد. نهضت جدانويسي به شکلي زيانبار به رسم الخط فارسي حمله مي برد و شما نمي توانيد در اين کتابها بين دو واژه «پيشرو» و «پيش رو» تمايزي قائل شويد مگر اينکه جمله را ادامه دهيد. واژگاني مثل آشپز، کتابدار، استاندار، پايگاه، آبرو، گمشده ، رختخواب، جوانمرد و... به صورت جدا نوشته مي شوند و اين روند تيشه به ريشه اين زبان ارزشمند مي زند. زباني که بيگانگان عزيزش مي دارند اما ما رسم امانتداري را به جا نمي آوريم.
البته تاکيد نابجا بر سرهم نويسي هم مضر است. کمااينکه هنوز تمامي فيلمها و سريالهاي ايراني با «بنام خدا» آغاز مي شود. اين عبارت بايد به شکل درست «به نام خدا» نوشته شود اما کيست که اهميتي براي اين موضوع قائل شود و شايد فرهنگستان بيش از اينکه براي مواردي اينچنين ارزش قائل شود به فکر اين است که واژه «خودرو جمعي بزرگ» را جايگزين اتوبوس کند و يا «چيني جا» را براي «بوفه» جا بيندازد.
جدانويسي تا بدانجا پيش رفته که بعضي ها واژه بيهوده را به شکل «بي هوده» مي نويسند و اکنون اين سوال پيش روي ما قرار ميگيرد که آيا مي توان براي اثبات يک ايراد و از ميان برداشتن آن چندين و چند اشتباه ديگر مرتکب شد و آيا اصلا زبان و خط فارسي مشکلات بزرگتري ندارد که بايد به اين مشکلات پرداخته شود؟
زبان انگليسي يکي از آلوده ترين زبانهاست اما امروز حرف اول را در دنيا مي زند چرا که متوليان اين زبان پيش از آنکه بخواهند از ورود واژه هاي بيگانه به آن جلوگيري کنند به فکر دستور زبان خود هستند که آسيب نبيند.
کافي است شما گيرنده خود را بپيچانيد تا بشنويد:«شما را در جريان اخبار امروز قرار مي دهم، انحصار فلان چيز برداشته شد ، آژانس اتمي در جستجوي راه حل مسالمت آميز مي باشد و…».
در جريان خبر قرار دادن، گرته برداري از زبانهاي بيگانه است و چه بهتر مي بود که گوينده مي گفت:«شما را از اخبار امروز آگاه مي کنم». در خصوص فعل مجهول و مجعول «برداشته شد» هم بايد از مفعول بي واسطه استفاده کنيم و با ذکر فاعل بنويسيم:«فلان شخص انحصار بهمان چيز را برداشت». در مورد فعل مي باشد هم که نياز به گفتن نيست.
پيشينيان ما زحمات فراواني کشيده اند تا اين زبان امروز بدين شکل به دست ما برسد. وجود پسوندها و پيشوندها آنها را قادر کرد تا واژگاني سره و ناب بسازند و بر غناي اين زبان بيفزايند. امروز اگر کلاسيک ترين ادبيات منظوم جهان از آن ماست به خاطر تلاش و دقت نظر ايشان است. حال آنکه در اين هنگامه هر که ساز خويشتن مي نوازد و آن يکي اصل را بر جدانويسي صرف مي گذارد و آن ديگري بر سرهم نويسي تاکيد مي کند. اگر در اين ميانه از افراط و تفريط که درد هميشگي ما ايرانيان است ذره اي کاسته شود مي بينيم که عده اي جسارت پيدا نمي کنند از تغيير خط فارسي دم بزنند. به زعم ايشان خط فارسي براي آموزش بيگانگان خط مناسبي نيست و دشواريهاي بسياري دارد. با اين وصف چينيها و ژاپنيها چه بايد بگويند و يا عبريها که اين روزها تلاش بسياري مي کنند تا ضمن حفظ خط و زبان خود به آن صورت جهاني هم ببخشند.
عده اي به جاي اينکه به خود زحمت دهند و بر آموخته هاي خود بيفزايند به از ميان بردن ميراث نياکانمان اشاره مي کنند و خط عربي را خطي به ميراث رسيده از بيگانگان مي دانند. در پاسخ به اين گروه بايد گفت مگر الفباي لاتين که امروز تقريبا تمام کشورهايي اروپايي از آن استفاده مي کنند ابداع تمام آن کشورها به حساب مي آيد؟ خط آلماني، اسپانيايي، پرتغالي، انگليسي و... با اين الفباست و حتما ايشان هم بايد از بابت اينکه اين خط منحصرا متعلق به آنها نيست سر ناسازگاري بگذارند.
معيار ابوالحسن نجفي در «غلط ننويسيم» براي صحيح يا غلط دانستن کلمات و عبارات رجوع به سه منبع زير است:
1- زبان کهن بر اساس معتبرترين آثار به جاي مانده در طي هزار و دويست سال گذشته
2- زبان گفتار امروز
3- زبان نوشتار امروز
با رويکرد به اين سه راه مگر مي توان خودسرانه به بدعت در رسم الخط روي آورد و راه به خطا رفت. ناصرخسرو که از مفاخر ادبي اين مرز و بوم به حساب مي آيد سالها پيش معادلهايي براي واژگان بيگانه ارائه داد که امروز بسياري از آنها را استفاده مي کنيم بي آنکه بدانيم از چه کسي به ما به ميراث رسيده است. اين واژگان را از نظر بگذرانيد: اندرکشنده (جذاب)، به ناخواست (بي اراده) ، رونده (سياره) ، گرونده (مومن) ، ناجايگير(لامکان).
اين نوشتار روبه پايان است اما اينکه چه وقت مشکل رسم الخط حل شود جاي تامل دارد. گويا قرار نيست اين گره باز شود و با اين سياق چه بسا کورتر هم بشود. گرهي که مي توانستيم - مي توانيم با دست باز کنيم گشودن آن را به دندانهايمان نسپريم، چه جز کورتر شدن آن نصيمان نمي شود.