ادامه هفته سی و یکم لیگ
|
|||
|
||||
|
|
|||
|
||||
|
|
|||
|
|||
|
||||
|
||||
|
|

به گزارش جام جم آنلاين،از جمله فيلمها و مجموعههاي تلويزيوني او ميتوان به «پدرسالار»، «تلخوشيرين»، «خانه سبز»، «همه فرزندان من» و «پدر خوانده»، «الماس 33» اثر داريوش مهرجويي، «تحفه هند»، «دختر شاه پريان» شاپور قريب، «شب فرشتگان» فريدون گله، «حسن كچل» علي حاتمي، «رضا موتوري» مسعود كيميايي، «اجارهنشينها» داريوش مهرجويي، «خانه ابري» اكبر خواجوي، «ريحانه» عليرضا رييسيان، «مادر» علي حاتمي، «شب بيستونهم» حميد رخشاني، «بچهها طلاق» تهمينه ميلاني، «بانو» داريوش مهرجويي، «جيببرها به بهشت نميروند» ابوالحسن داوودي، «هنرپيشه» محسن مخملباف، «مريم و ميتيل»، «كلاه قرمزي و پسر خاله»، «روز واقعه»، «روزي كه خواستگار آمد»، فريال بهزاد، «بازيگر» محمدعلي سجادي و .... نام برد.
|

به گزارش مهر ، در ادامه رقابتهاي فوتبال ليگ قهرمانان آسيا از ساعت 17:30 دقيقه امروز دو تيم استقلال تهران و الاهلي عربستان به قضاوت «سان بائو جي» از چين و در حضور نزديک به 65 هزار تماشاگر حاضر در ورزشگاه آزادي تهران به مصاف هم رفتند که در پايان شاگردان صمد مرفاوي با نتيجه 2 بر يک برابر حريف خود به پيروزي رسيدند.
در شروع اين ديدار استقلال بازي تهاجمي را در دستور کار خود قرار داد و با حمايت هوادارانش توانست دروازه الاهلي را به خطر بيندازد و در دقيقه 25 توسط سيد مهدي سيدصالحي به گل برتري دست يافت.
اين برتري دوام زيادي نداشت و در دقيقه 35 «ويکتور» از روي نقطه پنالتي و به دنبال خطاي سياوش اکبرپور روي مهاجم الاهلي دروازه استقلال را باز کرد تا بازي به تساوي کشيده شود.
در شرايطي که نيمه اول رو به پايان بود اميرحسين صادقي ضربه کرنر ارسالي جانوآريو را با ضربه سر به گل تبديل کرد تا شاگردان صمد مرفاوي نيمه اول را با پيروزي 2 بر 1 به پايان برسانند.
در نيمه دوم تيم الاهلي فشار زيادي روي دروازه استقلال وارد کرد تا بتواند بازي را به تساوي بکشاند اما مقابل دفاع منسجم آبي پوشان راه به جايي نبرد.
در دقايق پاياني اين ديدار آرش برهاني که به جاي فرهاد مجيدي وارد ميدان شده بود يک موقعيت تک به تک را از دست داد با اين حال استقلال توانست در پايان با برتري 2 بر 1 صعود خود به مرحله دوم رقابتهاي ليگ قهرمانان آسيا را قطعي کند.
استقلال با اين پيروزي 11 امتيازي شد و صعودش به مرحله بعد را در فاصله يک هفته مانده تا پايان مرحله مقدماتي قطعي کرد.
جدول رده بندي گروه :
1- استقلال ايران 11 امتياز
2- الغرافه قطر 7 امتياز
3- الاهلي عربستان 6 امتياز
4- الجزيره امارات 1 امتياز
ديدار تيم هاي الغرافه قطر و الجزيره امارات امشب برگزار خواهد شد. استقلال در هفته آخر دور مقدماتي به مصاف تيم الجزيره امارات خواهد رفت.

به گزارش مهر، تيم ذوب آهن که با شکست غير منتظره برابر الوحده صعودش به مشکل برخورده بود ساعتي بعد با تساوي يک بريک تيمهاي الاتحاد عربستان و بنيادکار ازبکستان توانست جواز صعود به مرحله دوم مسابقات ليگ قهرمانان آسيا را بدست آورد.
با نتيجهاي که در ديدار تيمهاي الاتحاد و بنيادکار رقم خورد ، تيم عربستاني با هشت امتياز بر سکوي دوم گروه B ايستاد و شاگردان اسکولاري نيز با هفت امتياز جايگاه سوم اين گروه را در اختيار گرفتند.
ذوب آهن با 10 امتياز صدرنشين گروه B است و حتي اگر در هفته آخر مقابل الاتحاد عربستان نتيجه را واگذار کند، از صعود باز نخواهد ماند، چرا که در دو بازي رودررو مقابل بنيادکار به برتري رسيده و اين تيم هفت امتيازي نمي تواند مانع صعود تيم ابراهيم زاده شود.
اصفهانيها در هفته آخر از مرحله مقدماتي مسابقات ليگ قهرمانان آسيا براي صدرنشيني به ديدار الاتحاد عربستان خواهند رفت و تيم بنيادکار نيز با اميد شکست يا توقف نماينده عربستان در اين بازي به برتري مقابل الوحده امارات در ورزشگاه جار تاشکند مي انديشد.
در پايان ديدارهاي روز دوم از هفته پنجم مرحله مقدماتي مسابقات فوتبال ليگ قهرمانان آسيا علاوه بر تيمهاي ذوب آهن و استقلال ايران، تيم الغرافه قطر نيز جواز صعود به مرحله دوم رقابتها را با برتري 4 بر2 مقابل تيم الجزيره امارات بدست آورد.
نتايج ديدارهاي روز دوم از هفته پنجم مرحله مقدماتي مسابقات فوتبال ليگ قهرمانان آسيا به شرح زير است:
گروه A:
استقلال ايران 2 - الاهلي عربستان يک
گلها: سيد مهدي سيدصالحي (25) و اميرحسين صادقي (45) براي استقلال و ويکتور سيموئز (36 - پنالتي) براي الاهلي
الغرافه قطر 4 - الجزيره امارات 2
گلها: کلمرسون (12، 41 و 47) و عثمان الاساس (72) براي الغرافه و رافائل سوبيس (76) و عبدالله موسي (90) براي الجزيره
جدول رده بندي:
1- استقلال ايران 11 امتياز
2- الغرافه قطر 10 امتياز
3- الاهلي عربستان 6 امتياز
4- الجزيره امارات يک امتياز
گروه B:
الوحده امارات يک - ذوب آهن ايران صفر
گل: حسن آمن (72)
الاتحاد عربستان يک - بنيادکار ازبکستان يک
گلها: محمد نور (35 - پنالتي) براي الاتحاد و انورجان سوليف (63) براي بنيادکار
جدول رده بندي:
1- ذوب آهن ايران 10 امتياز
2- الاتحاد عربستان 8 امتياز
3- بنيادکار ازبکستان 7 امتياز
4- الوحده امارات 3 امتياز
گروه E:
کاوازاکي فرونتال ژاپن 3 - سئونگنام ايلهواچونما کره جنوبي صفر
گلها: هيرويوکي تانيگوچي (4)، يوسوکه تاساکا (21) و ريناتو (69)
ملبورن ويکتوري استراليا صفر - بيجينگ گوان چين صفر
جدول رده بندي:
1- سئونگنام ايلهواچونما کره جنوبي 12 امتياز
2- بيجينگ گوان چين 7 امتياز
3- کاوازاکي فرونتال ژاپن 6 امتياز
4- ملبورن ويکتوري استراليا 4 امتياز
گروه F:
چانگچون ياتاي چين صفر - کاشيما آنتلرز ژاپن يک
گل: شينزو کوروکي (36)
جئونبوک موتورز کره جنوبي 8 - پرسيپورا جاياپورا اندونزي صفر
گلها: وون جائه پارک (13 و 40 - پنالتي)، سانگ ليم (30)، اوليور جونيور (57)، سئو يانگ جين (60 و 81) و لوئيز هنريکه (82 و 86)
جدول رده بندي:
1- کاشيما آنتلرز ژاپن 15 امتياز
2- جئونبوک موتورز کره جنوبي 12 امتياز
3- چانگچون ياتاي چين 3 امتياز
4- پرسيپورا جاياپورا اندونزي بدون امتياز

حميدرضا الوند در گفتگو با مهر با بيان اين مطلب افزود: در استانهاي مختلف با توجه به تعداد کودکاني که شرايط فرزند خواندگي را دارا هستند تعداد متقاضيان نيز متفاوت است به طوري که در استانهاي تهران و خراسان رضوي تعداد متقاضيان در ازاي هر کودک بيش از ساير استانها است.
اين مقام مسئول با اشاره به اينکه در حال حاضر فقط 11 درصد کودکان بهزيستي شرايط فرزند خواندگي را دارا هستند گفت: با توجه به قانون فرزند خواندگي که مربوط به بيش از 30 سال گذشته است و براساس آن شرايط واگذاري کودک محدود است به همين دليل اين آمار چند سالي است که يکسان باقي مانده است.
براساس آمارهاي جمع آوري شده در 6 ماهه اول سال جاري 21 هزار کودک تحت پوشش سازمان بهزيستي هستند که 28.5 درصد اين افراد به علت عدم صلاحيت والدينشان و طلاق در مراکز نگهداري مي شوند.
مدير کل دفتر شبه خانواده سازمان بهزيستي گفت: با تاييد قانون فرزند خواندگي توسط شوراي نگهبان تعداد بيشتري از کودکان تحت پوشش شرايط لازم براي واگذاري خواهند داشت.
الوند با اشاره به اينکه براساس ميانگين کشوري به ازاي هر کودک 7.5 زوج متقاضي وجود دارد گفت: ميانگين کشوري براساس آمار کودکان و زوجهاي استانهاي مختلف کشور مانند اصفهان، سيستان و بلوچستان و ... بدست آمده است.

درباره مساله تعليم و تربيت، دانشمندان و فلاسفه بزرگ نظريههاي مهمي ارائه كردهاند. يكي از اين فلاسفه ايمانوئل كانت، انديشمند سده 18 است. كانت متدين به دين مسيح بود و از كودكي با تعليمات اخلاقي اين دين پرورده شد و به وجوب حسن عمل اعتقاد راسخ داشت.
به نظر وي: «در جهان دو كار مهم در پيش روي بشر قرار دارد كه يكي از آنها تعليم و تربيت است و دومي حكومت» (1)، او توضيح ميدهد، دومي هم كه حكومت باشد در حقيقت نوعي آموزش و تعليم و تربيت مردم است.
حاكم از مردم كارهايي را ميخواهد كه انجام دهند و بعكس از كارهايي ايشان را نهي ميكند، پس تعليم و تربيت اساسيترين كار در زير آسمان است. او براي اين دو موضوع (سياست مداري و تربيت فرزند) راههايي را پيشنهاد كرده كه اگر اعمال شوند، موفقيتآميز خواهند بود. در اين نوشتار تلاش شده برخي نكات مهم درباره تعليم و تربيت از ديدگاه كانت مورد بررسي قرار گيرد.
كانت مانند ديگر فلاسفه،تعليم و تربيت را مختص به حيوانات ذي شعور ميداند و از آنجا كه انسان به لحاظ داشتن عقل و وجدان در مرتبه بالاتر نسبت به ديگر حيوانات قرار دارد، بنابراين تنها موجودي است كه ميتواند مورد تعليم قرار گيرد، دانشهاي مختلف را بياموزد و آنها را به ديگران تعليم دهد و نيز ميتواند مستقيم يا غيرمستقيم تحت تربيت قرار گيرد. (2) اما نكته مهم اين است كه تعليم و تربيت انسان بايد همواره در مسير كمالي كه در نهايت بايد طي كند، قرار گيرد.
اساساً از نظر كانت انسان موجودي است داراي استعدادها و توانمندي هايي كه امكان رشد آنها كاملاً فراهم است. از اين رو، تربيت در بستر چنين زمينهاي نقش اصلاح يا حتي ايجاد و تغيير را ايفا ميكند. توجيه گزينش گسترههاي خاصي براي امر تربيتيعني تربيت فيزيكي، فرهنگي، اخلاقي و عملي حكايت از تحقق زمينههاي آشكار آن در وجود آدمي دارد. از آنجا كه انسان داراي جسم، ذهن، اخلاق و حيطه عمل است، پس بايد در اين ابعاد اقدام به تربيت وي كرد و چون نمود آشكار اين امور از ابتداي كودكي در وجود او تحقق دارد پس پرداختن به تربيت آن كاري منطقي و بلكه لازم و ضروري است.
3 مرحله تعليم و تربيت: «پرستاري، پرورش و آموزش»
كانت براي تعليم و تربيت آدمي 3 مرحله را ذكر ميكند (پرستاري، پرورش و آموزش) (3) و از ميان اين مراحل، مرحله پرورش را از 2 مرحله ديگر مهمتر ميداند و قائل است كه تعليم و تربيت اصلي انسان در مرحله پرورش صورت ميگيرد. حال به شرح برخي از ويژ گيهاي اين 3 مرحله ميپردازيم:
الف - مرحله پرستاري: اين مرحله كه چند سال اوليه زندگي هر فردي را در بر ميگيرد، بر خصيصه ماندن و زنده بودن انسان تأكيد ويژه دارد. به نظر كانت شكي نيست كه «در وهله اول انسان بايد بماند و حيات داشته باشد تا بتواند مورد پرورش و آموزش قرار گيرد» (4). در اين مرحله انسان مانند بچهاي است كه بايد تحت پرستاري ويژه قرار گيرد، يعني بتواند تحت تعليم و تربيت صحيح به حيات خويش ادامه دهد.
ب- مرحله پرورش: مرحله پرورش خود به دو مرحله يك تا 8 سالگي و 8 تا 16 سالگي تقسيم ميشود. در مرحله اول (8 يك) بايد امر و نهي كرد و اطاعت از اين امر و نهي را از اطفال خواست. منظور كانت از امر و نهي در اينجا، امر و نهي ماشيني است، به اين معنا كه طفل بايد تابع باشد و مانند ماشيني كه وقتي به دكمه آن فشار ميآوريم، فلان كار را انجام ميدهد و چون و چرا نكند (5). در اين مرحله از آنجا كه اطفال از پدر و مادر خود الگو ميگيرند و هرگونه رفتار بزرگتر را تقليد ميكنند، بنابراين بايد فضايل اخلاقي و حسنات را درون آنان رسوخ داد و هرگز نبايد با آنها استدلال كرد يا استدلالي از آنها خواست. مثلاً اگر به آنها گفتيد دروغ نگو، حق ندارد بپرسد كه چرا نبايد دروغ بگويم، زيرا عقل اطفال در اين سن رشد كافي نكرده و نميتوانند استدلالهاي شما را سبك و سنگين كنند.
كانت بارها بر اين نكته تأكيد دارد كه به تناسب رشد ذهني و عقلاني و گسترش توانايي كودك در درك مفاهيم، امكان توسعه و تعميق اخلاق از مظاهر محسوس آن به فرازهاي متعالي تر وجود دارد. به همين دليل، مراحل رشد اخلاقي را كاملاً منوط به رشد موازي درك عقلاني و شناختي كودك كرده است. كانت در اين باره ميگويد: «اگر تعليم و تربيت كودكان نسبتبه دين مورد بررسي قرار گيرد، نخستين پرسشي كه پيش ميآيد اين است كه آيا ميتوان مفاهيم ديني را با خردسالان در ميان گذاشت.» (6)
در اين رويكرد گويي تأثير همهجانبه مفاهيمي كه به عنوان واسطه در روند تربيت تلقي شدهاند، منحصر به تأثير شناختي است. هرچند اين رويكرد در مورد بسياري از مقولههاي تربيتي غيرقابل اجتناب است، اما افراط در آن دامنگير بسياري از مفاهيم تربيتياي ميشود كه كاركرد عاطفي آنها به مراتب بيشتر از تأثير شناختي آنهاست. از اين رو حتي ايجاد تصوري مبهم از آن مفاهيم و دريافت انعكاس آن در حوزه عواطف و گرايش هاي انسان، مصداقي بارز از كاركرد چندسويه برخي مفاهيم تربيتي است. چه بسا بسياري از مفاهيم ارزشي در مقام انتقال و نه ارزيابي، از اين قانون پيروي نكنند. كانت هرگز توجهي به كاركرد عاطفي بسياري از مفاهيم ديني از جمله خدا در حوزه روان و عواطف كودك نداشت. (7) او به صرف اينكه كودك قادر به فهم و درك مفهوم خدا و اساسا مفاهيم متعالي و الهياتي نيست، تجويز هر گونه استفاده از اين مفاهيم را در مقوله تربيت برنميتافت. از اين رو، ميتوان مخالفت وي با تربيت ديني در دوران كودكي را سرچشمه گرفته از تكيه صرف بر ديدگاه شناختي محض به انسان قلمداد كرد.
اما از 8 سالگي به بعد،كاملا برعكس قبل، بايد رفتار و همواره با استدلال امر و نهي كرد. منظور از امر و نهي در اين سنين، امر و نهي اخلاقي است، يعني دستورها بايد همراه با استدلال باشد. در اين صورت يا طفل توان رد استدلال شما را دارد كه به تبع آن عصيان ميورزد، ولي اگر قادر به رد استدلال شما نبود، حق عصيان ندارد و در صورت عصيان كردن بايد او را تأديب بدني كرد. كانت ميگويد: «مشكل بسياري از ما اين است كه فكر ميكنيم در درجه اول بايد الفبا را به بچهها آموزش داد. اگر از يك معلم كلاس اولي بپرسند كه چرا بچهها را به مدرسه آورده ايد،مي گويد چون ميخواهم به آنها حروف الفبا را ياد دهم، در صورتي كه قبل از تعليم حروف الفبا،مرتب نشستن،سكوت و آزادي را بايد به آنها آموخت.» (8)
هدف پرورش، محدود كردن آزادي و هدايت آن است
كانت آزادي انسان را مهمتر از ديگر ابعاد وجودي او ميداند و معتقد است آزادي امري لذت بخش بوده و اگر در سالهاي اوليه زندگي، فرد بتواند مزه آزادي را بچشد، هيچ گاه دست از آزادي بر نخواهد داشت. (9) هدف پرورش آن است كه آزادي را محدود و سپس آن را در مسير درست هدايت كند. (10) بدين معنا كه بايد به طفل آموخت آزادي حد و مرز دارد.
تا پيش از ورود به مدرسه، هياهو كردن و آزادي بيحد و حصر است، اما با ورود به مدرسه جلوي هر گونه آزادي افراطي گرفته ميشود و وظيفه معلمان اين است كه نگذارند اين آزادي، لجام گسيخته شود. از نظر كانت محدود كردن آزادي به 3 حد است: يكي اينكه به انسانها ياد دهيم آزاديشان محدود به اين است كه به آزادي ديگران لطمهاي وارد نكنند. دوم اينكه آزادي تو نبايد آينده شخصي تو را از حال تو بدتر كند؛ يعني اگر به آزادياي عمل كني كه فردايت را از امروزت بدتر كند، اين آزادي را اگر نداشته باشي بهتر است.
شايد به همين علت است كه پدر و مادر به فرزندشان ميگويند كه تا وقتي تكاليف مدرسهات را انجام ندهي نميگذاريم بخوابي يا بازي كني. سوم اينكه آزادي هر كس نبايد با استكمال معنويش در تقابل افتد. منظور اين است كه بايد هدف از آزادي، رساندن فرد به كمال باشد و آزادي هر كس بايد در مسير كمال او هدايت شود. (11)
هدف تربيت بهبود بخشيدن به وضع موجود است
از ديد كانت در بيشتر جوامع سازگاري با وضع موجود هدف تربيت قرار ميگيرد، در حالي كه هدف از تربيت بايد بهبود بخشيدن به وضع موجود باشد. به عبارت روشنتر، انسان را از آن نظر كه ميخواهد انسان باشد، پرورش دهيم. آدمي بايد بهگونهاي باشد كه هر گاه بزرگ شد بتواند وضع جامعه را بهتر كند نه اينكه خودش را با وضع جامعه سازگار نمايد. از نظر كانت پدر و مادري موفقترند كه بخواهند فرزندانشان بهتر از خودشان شوند نه اينكه مثل خودشان شوند. كانت ميگويد: «پرورش مناسب، پرورشي است كه عطف توجه به حال ندارد، بلكه به آينده توجه دارد.» (12)
آموزش هر فردي متناسب با خواست شغلي اوست
ديدگاه كانت پيرامون آموزش اين است كه انسان را آموزش دهيد نه از آن جهت كه ميخواهد انسان باشد، بلكه از آن نظر كه ميخواهد مهندس شود، پزشك شود، معلم شود و....
آموزش يك كار تخصصي (13) و براي اين است كه فرد بتواند فلان حرفه خاص را ياد بگيرد.گذشته از اين، آموزش زودگذر است؛ يعني به محض تطور و تغيريافتن جامعه، آموزشها هم تغيير ميكنند. كانت معتقد است آموزشگر چه تخصصي است، اما بايد جنبه هرمي خود را حفظ كند. (14) به عبارت ديگر در سالهاي ابتدايي زندگي هر فردي، بايد از هر رشته علمي، برخي معلومات به افراد ياد داد شود. سپس آهسته آهسته اين دامنه را تنگتر كرده و يك علم خاصتري متناسب با شغلي كه ميخواهد انتخاب كند، به او ياد دهيم. اساساً آموزش بايد هرمي شكل باشد تا اگر طفل در هر سني از آموزشهاي بيشتري محروم شد، دستكم در آن مقدار كارايي داشته باشد. كانت عيب نظام تعليم و تربيت را در اين ميداند كه چون الفاظ و اصطلاحات زياد است، فضل فروشي و بازارگرمي را در بچهها زياد ميكند؛ بنابراين از هر علمي بايد يك مقدارش را دقيق ياد داد، اما زياد وارد الفاظ و اصطلاحات نشد. به عبارت روشنتر كميت تعليم و تربيت مهم نيست بلكه كيفيت آن بايد خوب باشد. (15)
منابع:
1- كانت، ايمانوئل، تعليم و تربيت، ترجمه غلامحسين شكوهي، تهران، حكمت، ص18
2- ياسپرس،كارل، كانت، ترجمه ميرعبدالحسين نقيبيزاده، تهران، كتابخانه طهوري، 1377،ص141
3- كانت، ايمانوئل، تمهيدات، ترجمه غلامعلي حداد عادل، تهران، مركز نشر دانشگاهي، 1370، ص160
4- همان، ص163
5- ملكيان، مصطفي، تاريخ فلسفه غرب، قم، پژوهشكده حوزه و دانشگاه، آبان 1379، ص177
6- تعليم و تربيت، ص151
7- ص151
8- كانت، ايمانوئل، بنياد مابعدالطبيعه اخلاق، ترجمه حمد عنايت، تهران، سروش، 1380،ص77
9- كورنر، استفان،فلسفه كانت، ترجمه عزت الله فولادوند، تهران، شركت سهامي انتشارات خوارزمي، 1378، ص183
10- ر.ك: تمهيدات، ص201
11- كاپلستون، فردريك، تاريخ فلسفه (از ولف تا كانت)،ج 6، ترجمه اسماعيل سعادت و منوچهر بزرگمهر، تهران، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1375، ص185
12- ر.ك: تعليم و تربيت،ص118
13- ر.ك: تاريخ فلسفه غرب، ص181
14- ر.ك: بنياد مابعدالطبيعه اخلاق،ص100
15- ر.ك: فلسفه كانت، ص196
|
تاريخ حديث شيعه 1
كتاب «تاريخ حديث شيعه 1» نوشته سيد محمدكاظم طباطبايي در سال جاري به همت انتشارات سمت در اختيار علاقهمندان قرار گرفته است. كتاب مذكور شامل 357 صفحه است كه در 2 بخش عمده گردآوري شده است.
![]()
مجموعه گزارشهاي حاكي از سنت نبوي كه از طريق راويان و محدثان شيعه گزارش و تدوين شده است، حديث شيعه ناميده ميشود و اين اصطلاح در مقابل حديث اهل سنت قرار ميگيرد كه گزارش سنت نبوي را از طريق صحابه و تابعين پيگيري ميكنند.
هدف نويسنده در اين كتاب آن است كه ثابت كند حديث شيعه، هويتي مستقل و متمايز از حديث اهل سنت دارد بنابراين شناخت اين رشته علمي، شايسته تحقيق و پژوهشي متمايز از حديث اهل سنت است. آنچه ميراث حديثي شيعه را استوار و قوام ميبخشد ويژگيها و امتيازات منحصر به فرد آن است كه نويسنده در كتاب حاضر به برخي از آنها ازجمله دسترسي به معصومان، عدم نياز به غير معصوم، راويان دانشمند، طرح پرسشها و پاسخهاي جديد، روشن شدن جزييات معارف و ترويج نوشتاري اشاره كرده است. پژوهش و نگارش در موضوع تاريخ حديث شيعه به گونه روشمند، علمي و مستقل سابقه چنداني ندارد و برخي از مباحث مرتبط با اين موضوع در مجموعههايي كه به تاريخ و سيره امامان پرداخته است وجود دارد. با وجود نگاشتههاي پيشين نياز به پژوهشي جامع و آموزشي درباره تاريخ حديث شيعه از آغاز تاكنون احساس ميشود. پژوهشي كه به تمام حوادث تاريخ شيعه و موضوعات مرتبط با آن اشاره و تاريخ پر برگ و بار و مصادر حديثي آن را معرفي ميكند. نويسنده كتاب «تاريخ حديث شيعه» ، اين مجموعه را در پاسخ به اين نياز گردآوري كرده است و سعي خود را به كار برده تا تاريخ حديث شيعه را در 3 قرن نخست هجري كه مصادف با دوران حضور ائمه بوده بررسي كند. نويسنده در فصل نخست كتاب اهدافي ازجمله فضاشناسي پيدايش حديث، آگاهي از چگونگي تعامل مسلمانان صدر اسلام با حديث، آشنايي با شيوههاي نشر حديث توسط پيامبر اكرم و تبيين ويژگيهاي حديث در عصر ايشان را دنبال ميكند. در فصل سوم نويسنده به اجمال، برخي از خصوصيات ايشان را مورد بررسي قرار ميدهد تا با شرايط و فرهنگ آن زمانه، ويژگيهاي شخصيتي و حديث پژوهي ايشان و شناخت شيوههاي نشر حديث توسط اين مقام شاخص بهتر آشنا شويم. سرانجام نويسنده در بخش دوم كتاب با عنوان «دوران شكوفايي» به بررسي عصر امام صادق (ع) و ميراث حديثي در دوران وي ، شناسايي شاگردان ايشان و آشنايي با نخستين نگارشهاي حديثي شيعه با عنوان اصول چهارصدگانه ، غلات و حديث و عرضه حديث براي امامان پرداخته است. |
