
اكراميفر كه پيش از اين آثاري چون گريه كردن كمآرزويي نيست، ما با سليقه مردم پير ميشويم، بهارانهها (ترجمه شعر تاجيكي)، اصول ارتباطات جمعي، مردمشناسي ارتباطات خودماني، مردمشناسي اصطلاحات خودماني، مردمشناسي تبليغات، اين كتاب اسم ندارد، از ما بهتران و... را منتشر كرده است در آخرين كتابش به سراغ نثرهاي شاعرانه و در برخي موارد شعر منثور رفته است.
اين كتاب در دو بخش (نيروانا و يا علي گفتيم و عشق آغاز شد) 64 قطعه شاعرانه را دربرميگيرد اگرچه عنوان بخش دوم خاطره مثنوي مشهور اكرامي را با اين بيت ماندگار به ذهن ميآورد: بغض چندين سالهي ما باز شد / يا علي گفتيم و عشق آغاز شد
گشايشگر كتاب قطعهاي تاثيرگذار و دعايي است كه زمزمهها و راز و نيازهاي خودماني شاعر با پروردگارش را به تصوير ميكشد و در دومين قطعه اكرامي با نثري اندوهناك و بارانزده سوگ فرزند جوانش را با اين توصيف بيان كرده است:
براي پسرم احسان كه در 22 سالگي آبروي آبهاي جهان شد
اكرامي در ادامه اين اثر هم آثاري را در حال و هواي نيايش (نامهاي به خدا) و فرزندانش (پسرانم را عاشقم) خلق كرده است.
دفاع مقدس و همچنين سرزمين خراسان و شهر و روستاهايي همچون اسفراين و جوشقان از ديگر قطعاتي هستند كه در اين اثر به صورت جدي مورد توصيف او قرار گرفتهاند.
در ادامه سطرهايي از آخرين اثر اكرامي را با هم ميخوانيم:
بايد دوباره برخيزم و تمام نگاههاي قصر شدهام را، چشمهاي قضا شدهام را نيت باشم.
آخرين برگ كه افتاد درخت تمام شد و تبرداران به جشن آتش نشستند.
آخرين ستاره كه باريد آسمان هبوط كرد و شب سياهي زاييد.
آخرين انسان كه مرد، خدا، بودنش را به شك نشست، جهان سوت و كور شد و هيچ جنبندهاي زمين را به بازي نگرفت...
بايد براي آخرين قنوت زمين «ربنا»يي بيافرينم و براي آخرين پرنده پروازي.
تكا اين كتاب را در 274 صفحه از هفته جاري روانه بازار كرده است.
